ترامپ در ۹ اکتبر ۲۰۲۶، پس از گفت‌وگو با پوتین، اعلام کرد روسیه ۳۰۰ هزار تن گازوئیل به‌صورت فوری، ۵۰۰ هزار تن در نوامبر و یک میلیون تن بلافاصله پس از آن عرضه خواهد کرد. او همچنین از عرضه سه میلیون تن دیگر، مشروط به وضعیت پالایشگاه‌های روسیه، خبر داد؛ وعده‌ای که مجموع محموله‌ها را به حدود ۴٫۸ میلیون تن می‌رساند. هم‌زمان، وزارت خزانه‌داری آمریکا تحریم گازوئیل روسیه را تا آوریل ۲۰۲۷ موقتاً معلق کرد.


انگیزه‌های پوتین و ترامپ

انگیزه ترامپ از این اقدام کاملا داخلی است. توافق در شرایط جهش قیمت سوخت و نزدیک‌شدن انتخابات میان‌دوره‌ای اعلام شد. ترامپ حملات اوکراین به پالایشگاه‌های روسیه را مقصر معرفی می‌کند، اما شواهد نشان می‌دهد جنگ با ایران اثر بسیار بیشتری بر اختلال عرضه داشته است. از این منظر، افزایش عرضه روسیه برای واشینگتن راهی برای کاهش فشار فوری بازار و مهار پیامدهای سیاسی گرانی سوخت است.
در مقابل، دستاورد پوتین فراتر از فروش گازوئیل است. مسکو بخشی از صادرات ممنوع‌شده خود را از سر می‌گیرد و هم‌زمان برای آمریکا انگیزه‌ای ایجاد می‌کند تا با حملات اوکراین به پالایشگاه‌های روسیه مخالفت کند. به این ترتیب، واشینگتن در موضوع امنیت این تأسیسات عملاً در کنار مسکو قرار می‌گیرد. بنابراین، روسیه بدون ارائه هیچ‌گونه امتیازی در مسئله جنگ، از کاهش فشار تحریم‌ها بهره‌مند می‌شود. 

واکنش اوکراین

واکنش اوکراین نیز بازتاب همین پیامد سیاسی است. زلنسکی توافق را «هدیه به پوتین» خواند و اعلام کرد اگر روسیه حملات به زیرساخت‌های انرژی اوکراین را متوقف کند، کی‌یف نیز پالایشگاه‌های روسیه را هدف قرار نخواهد داد. این موضع، پیشنهاد توقف متقابل حملات است، نه پذیرش توقف یک‌جانبه عملیات اوکراین.

بااین‌حال، بعید است که کی‌یف حملات را کاملاً متوقف کند. پالایشگاه‌ها از مؤثرترین اهرم‌های فشار اوکراین هستند و حملات از جولای بخش بزرگی از ظرفیت پالایشی روسیه را از کار انداخته‌اند. در عین حال، اوکراین نمی‌تواند هزینه تقابل با واشینگتن را نادیده بگیرد، زیرا به تسلیحات آمریکا و فشار تحریمی این کشور بر روسیه وابسته است. امضای اخیر لایحه تحریم روسیه و تأیید بزرگ‌ترین قرارداد تسلیحاتی با اوکراین، اهمیت حمایت واشینگتن را برای کی‌یف بیشتر می‌کند. در نتیجه، محتمل‌ترین سناریو ادامه حملات به شکلی گزینشی‌تر است. حمله مستقیم به پایانه‌ها و بنادر صادراتی که محموله‌های این توافق از آن‌ها عبور می‌کنند، تنش با آمریکا را بالا می‌برد. احتمالا اوکراین سعی می‌کند با حمله به زنجیره مصرف داخلی گازوئیل در روسیه، به صورت غیرمسقتیم به صادرات این کشور فشار وارد کند. 

این توافق تا چه میزان می‎تواند مشکل را حل کند؟

توان واقعی توافق برای حل مشکل عرضه محدود است. نخستین مانع، کمبود در خود روسیه است. میزان پالایش نفت در این کشور در ژوئن به پایین‌ترین سطح در بیش از بیست سال رسید و تولید گازوئیل نزدیک به ۳۰ درصد افت کرد. در چنین شرایطی، تأمین تعهد اولیه در بازه‌ای کوتاه می‌تواند دشوار باشد؛ به‌ویژه آنکه دولت روسیه تأمین نیاز کشاورزان و بخش حمل‌ونقل پیش از زمستان را در اولویت قرار داده است.

مانع مهم‌تر آن است که بحران عرضه به روسیه محدود نمی‌شود. از فوریه تا اوت، صادرات خالص گازوئیل خلیج فارس و روسیه در مجموع حدود ۶٫۷ میلیون تن در ماه کاهش یافته که ۷۳ درصد آن به خلیج فارس مربوط است. در مقابل، سهم روسیه حدود یک‌چهارم بوده است. بنابراین، حتی افزایش صادرات روسیه نیز تنها بخشی از شکاف عرضه را پوشش می‌دهد و اختلال اصلی ناشی از تحولات خلیج فارس همچنان باقی می‌ماند.

افزون بر این، اجرای توافق به همان زیرساخت‌هایی وابسته است که همچنان در معرض حمله قرار دارند. تحویل محموله‌های بعدی به وضعیت پالایشگاه‌های روسیه مشروط است  و ادامه حملات اوکراین می‌تواند حجم واقعی عرضه را کاهش دهد. در نتیجه، وعده‌ای که قرار است بازار را آرام کند، خود به تحولات جنگ وابسته است و تضمینی برای تحقق کامل آن وجود ندارد.

این توافق شاید قیمت‌ها را اندکی تعدیل کند، اما اثر اصلی آن سیاسی است. واشینگتن فرصتی برای کاهش کوتاه‌مدت فشار بازار به دست می‌آورد، درحالی‌که روسیه بدون امتیاز متقابلی از تخفیف تحریم‌ها بهره‌مند می‌شود، با اسم ترامپ از پالایشگاه‌های خود محافظت می‌کند و هم‌زمان، زمینه اختلاف میان واشینگتن و کی‌یف بر سر یکی از مهم‌ترین اهرم‌های فشار بر مسکو تقویت می‌شود. به همین دلیل، دستاورد سیاسی توافق برای روسیه بزرگ‌تر از اثر آن بر توازن عرضه و تقاضای گازوئیل در ایالات متحده است.


میلاد رضائی


0 دیدگاه

logo

ارسال دیدگاه