تفاهمنامه احتمالی صرفاً چارچوبی موقت برای مهار بحران و خرید زمان جهت مذاکرات جامعتر است. مهمترین اختلافات—از جمله غنیسازی هستهای، برنامه موشکی، آینده محور مقاومت، رفع تحریمها و نحوه آزادسازی داراییهای ایران—هنوز حل نشدهاند.
از نگاه قطر و برخی دیگر از کشورهای خلیج فارس، ایجاد روابط اقتصادی متقابل و وابستگیهای اقتصادی میان ایران و کشورهای منطقه میتواند مؤثرترین ابزار بازدارندگی علیه ایران باشد.
بازارها انتظار دارند جنگ به زودی پایان یابد، به همین دلیل قیمت نفت از حدی بالاتر نمیرود. این ثبات قیمتی به ترامپ اجازه افزایش تنش را میدهد. هنگامی که قیمت نفت به دلیل تنش در حال از کنترل خارج شدن باشد، ترامپ سیگنال مثبت به بازار میدهد و قیمت کاهش مییابد. در چنین وضعیتی تنش و قیمت نفت در یک تعادل باقی میمانند، هرچند این تعادل همیشگی نیست.
چین میداند که اگر ترامپ موفق میشد ایران را شکست دهد، جمهوری اسلامی را سرنگون کند و همانطور که در ونزوئلا عمل کرد، کنترل نفت ایران را به دست بگیرد، پکن در موقعیت بسیار بدی قرار میگرفت.
سیاست دیرینه آمریکا درباره استقلال تایوان عمداً مبهم بوده است؛ اما تقویت توان دفاعی تایوان این سیاست را تغییر نمیدهد. در عین حال، ترامپ میتواند و باید در مذاکره با تایپه سختگیر باشد.
هفتههاست که ترامپ درباره ازسرگیری حملات رجزخوانی میکند، اما هر بار راهی برای عقبنشینی پیدا میکند. بهجز چند صدای تندرو، بیشتر اطرافیان ترامپ تمایلی به آغاز دوباره حملات ندارند؛ حتی با وجود ادامه بنبست.
نبردی که در اوایل ماه مارس توسط حزبالله برای حمایت و همبستگی با ایران آغاز شد، اکنون به نبرد سرنوشتسازی میان حزبالله و اسرائیل مبدل گشته است.
نااطمینانیهای امنیتی حاکم پس از حملات ایران به کشورهای خلیج فارس، دامنه توافق دفاع متقابل راهبردی پاکستان و عربستان سعودی را گسترش خواهد داد. مذاکراتی نیز برای پیوستن مصر و ترکیه به این پیمان در جریان است.
برخلاف پیشبینی هگست درباره پیروزی سریع و قاطع، جنگ ایران اکنون به وضعیتی پرهزینه و نامشخص کشیده شده است.