هدف اصلی پکن حفظ فضای همکاری با عربستان و امارات و جلوگیری از پیوستن کامل آنها به اردوگاه واشنگتن است. چین قصد ندارد بر خلیج فارس مسلط شود، بلکه میخواهد مانع از آن شود که کشورهای عربی به نقطهای برسند که همکاری راهبردی با پکن به شدت محدود گردد.
چند حمله محدود دیگر آمریکا به اهداف ایرانی نیز تأثیری بر رهبران سرسخت تهران نخواهد داشت. رفتار آنها نشان میدهد که تصور میکنند در مسیر تشدید تنش دست بالا را دارند، زیرا باور دارند آقای ترامپ پیش از انتخابات میاندورهای حاضر به بازگشت به جنگ نخواهد شد.
در آینده، کشورهای خلیج فارس ممکن است حق استفاده از پایگاهها و دسترسیهای نظامی را از ایالات متحده سلب کنند، با این استدلال که آمریکا نمیتواند به طور قابلاعتمادی از آنها محافظت کند و میزبانی از پایگاههای نظامی آمریکا، آنها را بیشتر به یک هدف تبدیل میکند تا اینکه امنیتشان را تامین کند.
در مجموع، به نظر نمیرسد این جنگ به یک توافق نهایی و پایدار منجر شده باشد؛ بلکه بیشتر خطوط درگیری را بازترسیم کرده و موازنه قدرت را دگرگون ساخته است.
تفاهمنامه احتمالی صرفاً چارچوبی موقت برای مهار بحران و خرید زمان جهت مذاکرات جامعتر است. مهمترین اختلافات—از جمله غنیسازی هستهای، برنامه موشکی، آینده محور مقاومت، رفع تحریمها و نحوه آزادسازی داراییهای ایران—هنوز حل نشدهاند.
از نگاه قطر و برخی دیگر از کشورهای خلیج فارس، ایجاد روابط اقتصادی متقابل و وابستگیهای اقتصادی میان ایران و کشورهای منطقه میتواند مؤثرترین ابزار بازدارندگی علیه ایران باشد.