در صورت کاهش حضور و حمایت آمریکا، اروپاییها ناچارند بین امنیت و رفاه یکی را انتخاب کنند. اگرچه احتمال قطع کامل یا حتی نسبی حمایتهای آمریکا از اروپا و اوکراین بسیار کم است، اما در صورت وقوع چنین وضعیتی، امنیت یا رفاه کشورهای اروپایی به شدت در خطر خواهد بود و آنها قادر نخواهند بود حمایتهای تسلیحاتی-مالی آمریکا را به طور کامل جایگزین کنند.
سفر هفته گذشته خلیلزاد به افغانستان در واقع اولین سفر رسمی مقامات آمریکایی به کابل پس از استقرار طالبان است و به اتکای چند نکته، میتواند سرآغازی برای تعامل گستردهتر میان آمریکا و طالبان تلقی شود.
۲۳ سال پیش در چنین روزهایی، جرج بوش، رئیسجمهور وقت آمریکا با آغاز جنگ عراق، مهمترین رویداد سیاست خارجه آمریکا در قرن ۲۱ را رقم زد.
اردوغان سرخوش از دستاوردهای منطقهای در ققفاز و شام به فکر تحکیم بیش از پیش اقتدار داخلی افتاده است.
گرچه رهبری انصارالله با دستور حمله به ناوگروه «هری ترومن» تنها چند ساعت پس از حملات آمریکا نشان داد برای مقابله با قلدری آمریکا عزمی راسخ دارد، لیکن ابعاد حملات آمریکا و همچنین وعده آنها مبنی بر استمرار این حملات و افزایش عمق و گستره آن یمن را با چالشهای گوناگونی در آینده درگیر خواهد کرد.
در سال ۲۰۲۵، آمریکای لاتین با چالشهای امنیتی جدیدی روبرو خواهد بود، از جمله افزایش خشونتهای مرتبط با باندهای جنایتکار و بحرانهای سیاسی در کشورهایی مانند ونزوئلا. همچنین، انتخابات در کشورهایی مانند اکوادور و شیلی ممکن است تحت تأثیر نگرانیهای امنیتی قرار گیرد.
هر دو طرف بنا به اضطرار و ضرورت یک قدم به عقب رفته و در نقطه میانه با هم توافق رسیدهاند. نحوه تفسیر و اجرای این توافق از چالشهای عمدهای است که ممکن است مجدداً به شعلهور شدن آتش زیر خاکستر منجر شود. مهمترین نقطه اختلافی در این زمینه احتمالاً بر سر توزیع درآمدهای حاصل از گذرگاههای مرزی و چاههای نفت منطقه خواهد بود که فعلا در دست نیروهای آمریکایی قرار دارد.
تغییر رهبری درون حزب لیبرال کانادا در بحبوحۀ جنگ تجاری با آمریکا و بحران محبوبیت لیبرالها رخ داد که میتواند تأثیرات قابل توجهی در انتخابات پیش رو داشته باشد.
آمریکا در مواجه با حکومت جولانی با دو چالش اصلی مواجه است: ۱. مسئله حمایت از کردها (حضور نظامی آمریکا در سوریه) ۲.تنظیم روابط سیاسی با جولانی. میتوان گفت برای آمریکا مورد نخست از مورد دوم به مراتب پیچیدهتر است.
اتحادیه اروپا اخیراً حملات علیه تروریستهای تحریرالشام را محکوم کرد و جنایات رخ داده را به نیروهای طرفدار اسد منتسب کرد. واکنش اتحادیه اروپا نسبت به جنایات اخیر علیه علویهای سوریه نشان داد که آنها حاضرند چشم خود را بر ارزشهای خود ببندند تا منافع خود را تأمین کنند.
قیام مسلحانه فعلا سرکوب و روند قتل عام در جریان است. این گمانه وجود دارد که مقاومت ساحلی زودتر از موعد و قبل از تقویت کامل و البته بدون اطمینان از پشتیبانی خارجی دست به اسلحه برده است.
تحولات در سوریه نشان میدهد که روسیه با اتخاذ رویکردی واقعگرایانه و انعطافپذیر، در حال تلاش برای حفظ منافع خود در این کشور و منطقه است. تعامل با هیئت تحریر الشام به عنوان نیروی حاکم جدید، میتواند به روسیه در حفظ پایگاههای نظامی خود، ایفای نقش موثر در موازنه قدرت منطقهای و تسهیل دسترسی به منابع و فرصتهای اقتصادی کمک کند.
پس از حدود ۴ دهه درگیریهای خشونتآمیز میان حزب کارگران کردستان موسوم به «پ.ک.ک» و دولت مرکزی ترکیه، سرانجام عبدالله اوجالان، رهبر زندانیِ ۷۵ ساله «پ.ک.ک» فرمان خلعسلاح و انحلال این سازمان را صادر کرد.
کمیته مرکزی حزب کمونیست چین و کمیسیون نظامی این کمیته در سال 2003 مفهوم جنگهای سهگانه را به عنوان یکی از دستورالعملهای سیاسی ارتش این کشور تصویب کردند. در این دستورالعمل ذکر شده است که سه جنگ عبارت از جنگ افکار عمومی، جنگ روانی و جنگ قانونی است.