ترامپ با نزدیکی به دیکتاتورها و تضعیف متحدان دموکراتیک ایالات متحده، نه تنها موقعیت جهانی آمریکا را تضعیف میکند، بلکه ارزشهای دموکراتیک و حقوق بشر را نیز زیر سؤال میبرد. این رویکرد ممکن است در کوتاهمدت به نفع او و همپیمانانش باشد، اما در بلندمدت به ضرر ایالات متحده و جهان خواهد بود.
پیروزی ترامپ در انتخابات ۲۰۲۴ بازتاب انتقاد از سیاستهای اقتصادی دولت بایدن بود. طرفداران برنامه "ساختن بهتر" بایدن، نگرانیهای رأیدهندگان را نادیده گرفتند. اکنون نیاز به تجدید تفکر در سیاستهای اقتصادی است، نه بازگشت صرف به رویکردهای سنتی.
شواهد نشان میدهد روسیه و متحدانش از شبکه پیچیدهای از شرکتهای واسطه و کشورهای ثالث (مانند قزاقستان، ارمنستان، امارات و ترکیه) برای دور زدن تحریمها استفاده میکنند. تجربیات تاریخی نشان می دهد هماهنگی و سخت گیری می تواند تحریم ها را مؤثر کند.
یک نشست احتمالی بین ترامپ و شی میتواند روابط دو کشور را بازتنظیم کند و راه را برای توافقات مهم آتی هموار سازد. توافقاتی که می تواند روابط ایالات متحده و چین را دچار دگردیسی شگرفی نماید.
در این راستا، رویکرد «نخست آمریکا» که توسط ترامپ مطرح شده، تنها بر منافع کوتاهمدت و خودخواهانه تاکید دارد و منافع ملی را در کلیتش نمی نگرد. این رویکرد مشابه سیاستهای واشنگتن در بین دو جنگ جهانی است که به بحران مالی جهانی در سال ۱۹۳۱ و فروپاشی تجارت جهانی انجامید.
آمریکا در کاربست راهبرد کاهش ریسک اقتصاد جهانی از طریق تنوع بخشی به زنجیره های تأمین، پیشرفتهایی داشته اما این راهبرد به دلیل عدم وجود موافقتنامههای تجاری با موانعی روبه رو است.
اگر ترامپ اولویت خود را بر رویکر «آمریکا اول» قرار دهد، خطر نابودی زیرساختهایی که منافع ایالات متحده را تضمین ساخته، وجود دارد. رها کردن اصول اساسی سیاست خارجی مانند حقوق بشر و دموکراسی، وجه تمایز ایالات متحده با رقبای خودکامه خود را از بین برده و نفوذ جهانی آمریکا را تخریب خواهد کرد.
رقابت جهانی در فناوری، به ویژه در حوزه هوش مصنوعی، به طور فزایندهای به عنوان عرصه بازی با حاصل جمع صفر بدل شده به این معنا که تفوق یک قدرت لاجرم زیان رقبا را در پی خواهد داشت.