استرالیا در حالی که همسو با مواضع حقوق بشری کشورهای اروپایی علیه سیاستهای اسرائیل در موضوع غزه و کرانه باختری موضع میگیرد، در تلاش است این امر را با مواضع و سیاستهای تند علیه ایران و امتیازدهی به اسرائیل در این زمینه تعدیل کند.
استرالیا اولین کشور عضو سازمان ملل بود که در سال ۱۹۴۷ به طرح تقسیم فلسطین و تشکیل دو دولت رأی مثبت داد . اگرچه سیاست رسمی کانبرا همچنان بر تحقق راه حل دو دولت استوار است، از دهه ۲۰۱۰ میلادی شاهد گسترش قابل توجه همکاری های اقتصادی و دفاعی بین استرالیا و اسرائیل بوده ایم. با این وجود اخیرا نوسانهایی در روابط استرالیا با اسرائیل وجود داشته است که عمدتاً ناشی از مواضع استرالیا درباره موضوع فلسطین بوده است و این امر روابط با ایران را نیز تاثیر قرار داده است.
گسترش همکاریهای استرالیا و اسرائیل
طی دهه گذشته استرالیا و اسرائیل تفاهمنامههایی در زمینه همکاری دفاعی، امنیتی و فناوری امضا کردند و استرالیا دفتر تجارت و دفاع خود را در قدس گشود. ارزش تجارت و خدمات دو طرف حدود ۱٫۳ تا ۱٫۴ میلیارد دلار استرالیا گزارش شده و سرمایهگذاری اسرائیل در استرالیا به 5.5 میلیارد دلار میرسد.
مهمترین بعد روابط کنونی، همکاری دفاعی است. در سال ۲۰۲۵ وزارت دفاع استرالیا قرارداد خرید سیستم حفاظت Iron Fist از شرکت البت سیستمز را امضا کرد که ارزش آن حدود ۲۰ میلیون دلار است. دولت استرالیا تاکنون دهها مورد مجوزهای صادرات نظامی را برای اسرائیل صادر کرده است. افزون بر این، محرمانه نگه داشتن یادداشت تفاهم دفاعی ۲۰۱۷ به درخواست تل آویو، شفافیت سیاستهای دفاعی استرالیا را زیر سؤال برده است.
شناسایی فلسطین و تیرگی روابط
در اوت ۲۰۲۵، آنتونی آلبانیزی نخستوزیر استرالیا اعلام کرد که این کشور در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سپتامبر همان سال، کشور فلسطین را به رسمیت خواهد شناخت. با این موضع، روابط دیپلماتیک بین اسرائیل و استرالیا در شرایط وخیمی قرار گرفت. نتانیاهو پیام شدید اللحنی را به آلبانیزی ارسال و او را به یک بلا برای استرالیا تشبیه کرد. نقطه اوج این بحران لغو روادید یک عضو کنست اسرائیل برای ورود به استرالیا بود که اسرائیل نیز با لغو روادید دیپلماتهای استرالیایی در کرانه باختری مقابله به مثل کرد. با این وجود باید دانست که موضع استرالیا بیشتر به منزله ابزار فشار دیپلماتیک است تا تغییر ماهوی در سیاست خارجی؛ زیرا کانبرا هنوز هم به همکاری های دفاعی خود با اسرائیل ادامه میدهد.
روابط استرالیا و ایران
قبل از انقلاب اسلامی در ایران کانبرا به شاه سابق ایران به عنوان رهبر یک کشور نفتی نگاه می کرد و ارزش تجارت بین دو کشور در برخی سال ها نزدیک به یک میلیارد دلار و شمار زیادی دانشجوی ایرانی در دانشگاه های استرالیا مشغول تحصیل بود. پس از انقلاب با تشدید تحریم های آمریکا، روابط بیشتر به مسائل کنسولی و آموزشی محدود شد. اوج بحران در روابط میان استرالیا و ایران نیز در سال های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ رخ داده است؛ زمانی که سازمان امنیت داخلی استرالیا اعلام کرد که جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران پشت آتش افروزیهای ضدیهودی در سیدنی و ملبورن بودهاند و دولت استرالیا بر این اساس سفیر ایران را اخراج کرد، سپاه پاسداران را به عنوان حامی دولتی تروریسم معرفی نمود و سفارت خود در تهران را بست. ایران این اتهامها را رد و آنها را ساخته دستگاههای اطلاعاتی اسرائیل دانست.
تاثیر عامل اسرائیل
قطع روابط دیپلماتیک و اخراج سفیر ایران که کانالهای رسمی گفتگو را بسته است، فرصتهای علمی و تجاری گذشته را مختل کرده و جامعه ایرانیان مقیم استرالیا را تحت فشار قرار داده است تاثیر مستقیم نوع روابط اسرائیل و استرالیاست. به نظر میرسد استرالیا در حالی که همسو با مواضع حقوق بشری کشورهای اروپایی و همچنین در تلاش برای گسترش روابط با کشورهای عربی علیه سیاستهای اسرائیل در موضوع غزه و کرانه باختری موضع میگیرد، در تلاش است این امر را با مواضع و سیاستهای تند علیه ایران و امتیازدهی به اسرائیل در این زمینه تعدیل کند.
نتیجهگیری
روابط استرالیا و اسرائیل که طی دهه اخیر به طور قابلتوجهی توسعه یافته است اخیراً دچار برخی نوسانها شده است. با این وجود کانبرا هنوز تلآویو را شریک راهبردی خود در حوزه های فناوری و امنیتی میداند. در مقابل، اعمال نفوذ آمریکا و فشار اسرائیل، روابط استرالیا با ایران را به واسطه تحریمها، سوءظنهای امنیتی و جدالهای اخیر بر سر حملات ضدیهودی به سردی کشانده است. ایران در بلندمدت میتواند شکافهای موجود میان استرالیا و اسرائیل را به زمینهای برای ترمیم روابط تبدیل کند.
0 دیدگاه