نظام سیاسی آلمان پس از ۱۹۴۵ که بر پایه ثبات و بایکوت احزاب افراطی بنا شده بود، در پاییز ۲۰۲۶ سنگینترین بحران خود را تجربه میکند.نتایج سه انتخابات ایالتی اخیر چرخش جدی رأیدهندگان از احزاب میانه به رادیکال را نشان میدهد. برای نخستینبار در تاریخ جمهوری فدرال، یک سیاستمدار از حزب راست افراطی «آلترناتیو برای آلمان» (AfD) در اوایل اکتبر ۲۰۲۶ به ریاست پارلمان ایالتی زاکسن-آنهالت انتخاب شد. در سوی مقابل، حزب دموکرات مسیحی (CDU) به رهبری فریدریش مرتس برای اولین بار نتوانست حد نصاب ۵ درصد را برای ورود به پارلمان مکلنبورگ-فورپومرن کسب کند و در برلین نیز عملکرد ضعیفی داشت. این نتایج همراه با افت شدید محبوبیت مرتس، زمزمههای تعویض صدراعظم و بیثباتی ائتلاف حاکم را پررنگ کرده است.
فرسایش احزاب حاکم و صعود بیسابقه آلترناتیو برای آلمان
کمتر از ۱۶ ماه از انتخابات فوریه ۲۰۲۵ و تشکیل دولت ائتلافی میان اتحادیه دموکرات مسیحی و حزب سوسیالدموکرات میگذرد. در آن انتخابات، دموکرات مسیحی حدود ۲۸.۵ درصد، آلترناتیو برای آلمان ۲۰.۸ درصد و سوسیالدموکرات ۱۶.۴ درصد رأی داشتند. با این حال، محبوبیت امروز آلترناتیو برای آلمان به ۲۸ تا ۳۰ درصد، دموکرات مسیحی به ۱۸ تا ۲۰ درصد و سوسیالدموکرات به ۱۳ تا ۱۵ درصد رسیده است. این ریزش حدود ۱۳ درصدی ائتلاف حاکم و کسب نزدیک به ۴۴ درصد رأی آلترناتیو برای آلمان در زاکسن-آنهالت و انتخاب فردی از این حزب به ریاست پارلمان آنجا نشاندهنده تضعیف راهبرد دیوار آتشین است.
بحران محبوبیت و زمزمه جانشینی مرتس
اصرار صدراعظم بر تداوم اصلاحات اقتصادی و اجتماعی بحثبرانگیز در کنار ناتوانی در جلب اعتماد افکار عمومی، بر بحران افزوده و موجب ریزش شدید محبوبیت او از ۴۳ درصد در ژوئیه ۲۰۲۵ به ۱۶ درصد در سپتامبر ۲۰۲۶ شده است. تزلزل موقعیت او تا جایی پیش رفت که لغو ناگهانی سفر دیپلماتیک او به مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک جهت مدیریت بحران برلین، به نماد علنی ضعف قدرت مانور او تبدیل شد. این وضعیت موجب شده تا همحزبیهای مرتس عملا به گزینه «تعویض صدراعظم» فکر کند. سناریویی که اگرچه نخبگان دموکرات مسیحی جهت نجات حزب به آن میاندیشند، اما هیچکدام از رقبای مرتس انجام این کار را به نفع خود نمیبینند.
سه سناریو برای آینده برلین
انتخابات زودهنگام (نامحتمل): اولین سناریو شکست ائتلاف و اعلام انتخابات زودهنگام است اما به دلیل اینکه حزب آلترناتیو دست بالا را در نظرسنجیها دارد، هیچیک از احزاب ائتلافی تمایلی به فروپاشی دولت ندارند. بنابراین احزاب ائتلاف برای بقای خود ناچار به حفظ ظاهر و ادامه همکاری هستند.
تعویض صدراعظم بدون فروپاشی دولت (کماحتمال): اگرچه صحبت از تعویض صدراعظم در درون دموکرات مسیحی مطرح است و نام هندریک ووست بهعنوان جایگزین اصلی مطرح شده است. با این حال نخبگان حزب میدانند که تعویض مرتس بدون موافقت خود او و عدم اجماع بر سر جانشین تنها منجر به بیثباتی و کاهش محبوبیت بیشتر میشود و با توجه به قدرت بالای مرتس در ساختار حزب و عدم تمایل او به کنارهگیری، تغییر او بدون تمایل خودش در کوتاهمدت بسیار بعید است.
تداوم وضعیت فعلی (محتملترین سناریو): محتملترین مسیر این است که مرتس در سمت خود بماند و دولت با اصلاحات نیمهکاره و اختلافات داخلی به حیات خود ادامه دهد. در این حالت، بسته اصلاحات اقتصادی و اجتماعی یا کند پیش میرود یا تعدیل میشود، نارضایتی عمومی افزایش مییابد و خطر اعتراضات و اعتصابات گستردهتر میشود. به عبارتی، دولت نه سقوط میکند و نه احیا میشود، بلکه به شکل فرسوده و کماثر ادامه مییابد.
جمعبندی
رشد احزاب رادیکال و سقوط احزاب میانه تنها یک بحران داخلی نیست، بلکه نشانه فرسایش الگوی وحکمرانی احزاب میانه در غرب است. شکست مرتس در مهار راست افراطی و بیاثری «دیوار آتشین» اثبات میکند که راهبرد طرد سیاسی بدون پاسخ به نارضایتیهای ساختاری اقتصادی، نتیجه معکوس داده و جریانات چپ و راست افراطی را از یک جریان حاشیهای به نیروی تعیینکننده تبدیل کرده است. این بحران داخلی، میتواند توان رهبری آلمان در اتحادیه اروپا را تضعیف کند. برلینی که درگیر بقای روزمره و اختلافات درونحزبی شود، توانایی اعمال قدرت، هدایت معماری امنیتی پس از جنگ اوکراین و رهبری استراتژیک اروپا را از دست خواهد داد؛ امری که موازنه قدرت در قاره سبز را به نفع جریانهای پوپولیست و رادیکال تغییر میدهد.
0 دیدگاه