طالبان برای پایان دادن به حضور آمریکا در افغانستان دو دهه جنگیدهاند و اکنون، تمرکز آنها بر تثبیت قدرت در داخل افغانستان است. در این مسیر، جلب پذیرش بینالمللی و تنشزدایی با آمریکا/اروپا برای طالبان هدفی مهم محسوب میشود.
در مقطعی که آمریکا مشغول انباشت ظرفیتهای نظامی جدید در منطقه برای حمله به ایران بود، اظهارات «ذبیحالله مجاهد»، سخنگوی وزارت خارجه طالبان، مبنی بر همکاری با ایران در صورت حمله آمریکا خبرساز شد. مجاهد طی جنگ موضع طالبان را تعدیل کرد و با استفاده از مفهوم «بیطرفی فعال» و دعوت طرفین به خویشتنداری، کوشید تا در عین حمایت از ایران، به ایالات متحده نیز پیامی آشتیجویانه مخابره کرده باشد. این قسم موضعگیری را باید برآیند مجموعهای از ملاحظات در طرف طالبان دانست که در ادامه به مهمترین آنها اشاره میشود.
ملاحظات تحریککننده حمایت
مقابله با آمریکا و تحمیل عقبنشینی فضاحتبار 2021 به این کشور، یکی از ستونهای پرستیژ و اعتبار سیاسی طالبان است و این گروه، در تلاشهای خود برای تولید مشروعیت و حفظ پایگاه خود، بر تمایلات ضدآمریکایی اتکایی ویژه دارد. مضاف بر این، طالبان از زمان استقرار تاکنون، بر توسعه روابط با چین و روسیه به عنوان رقبای آمریکا تمرکز کردهاند و فارغ از ملاحظات ایدئولوژیک موجود در قندهار، عملگرایان کابل نیز حمایت از آمریکا و اسرائیل را در این جنگ پرریسک قلمداد میکنند.
جمهوری اسلامی ایران، علیرغم عدم شناسایی رسمی، در حوزههای مختلف با طالبان به تعامل و همکاری پرداخته است و طالبان، از تداوم این رویکرد تعاملی در صورت تغییر رژیم مطمئن نیستند. اشتراک مواضع ضدآمریکایی در سالهای منتهی به خروج آمریکا و پس از آن، جمهوری اسلامی ایران را از اعمال فشار غیرمتعارف بر طالبان منصرف کرده است و طالبان، به تداوم معادله مذکور متمایل است.
ایران بزرگترین کشور پذیرنده مهاجران رسمی و غیررسمی افغانستانی در دنیاست و طبعا بخشی از درآمد این مهاجران از مبداء ایران به این کشور منتقل میشود. وابستگی معیشتی ساکنان افغانستان به حوالههای ارسالی خارج از کشور پس از استقرار طالبان افزایش یافته است و بسیاری از خانوارها، در صورت گسترش بیثباتی در ایران در گذران روزمره دچار چالش خواهند شد.
در کنار حوالههای ارسالی، ایران یکی از مهمترین شرکای تجاری افغانستان است و بخش بزرگی از سوخت و کالای مصرفی افغانستان از ایران تامین میشود. ضمن اینکه در سایه تنشهای فزاینده میان پاکستان و طالبان، لجستیک تجاری افغانستان نیز به بنادر جنوبی ایران وابستگی بیشتری پیدا کرده است.
جنگ، محاصره یا حمله به زیرساختهای ایران در واقع به خلق نگرانیها و پیچیدگیهای جدید برای اقتصاد کمبنیه افغانستان منجر خواهد شد و حکومت بر افغانستان را برای طالبان بیش از پیش سخت خواهد کرد.
نگرانی طالبان از بیثباتی در ایران، تنها اقتصادی نیست. طالبان، خود به عنوان یک گروه شبهنظامی و در کشاکش جنگ داخلی در افغانستان متولد شدند و بخشی از فرآیند رُشد تاریخی خود را در دهه 70 شمسی مدیون حمایتهای پیدا و پنهانی هستند که گروههای جهادی و افراطگرا به نام مبارزه با شوروی، از ایالات متحده، عربستان و پاکستان دریافت کردند. تکرار این سناریو در محیط ایران با پشتیبانی غرب، لزوما به نفع طالبان تمام نخواهد شد.
ملاحظات تعدیلکننده حمایت
طالبان برای پایان دادن به حضور آمریکا در افغانستان دو دهه جنگیدهاند و اکنون، تمرکز آنها بر تثبیت قدرت در داخل افغانستان است. در این مسیر، جلب پذیرش بینالمللی و تنشزدایی با آمریکا/اروپا برای طالبان هدفی مهم محسوب میشود.
طالبان قصد ندارند تلاشها برای رسمیتیابی و تنشزدایی با آمریکا را قربانی حمایت از همسایهای شیعه کنند و معتقدند تحریک خصومت آمریکا میتواند به شکل غیرمستقیم و در غالب تشدید حملات از سوی پاکستان یا افزایش فشارهای مالی به تضعیف آنها منجر شود.
همچنین، باید توجه داشت که طالبان علیرغم اشتراک مواضع ضدآمریکایی، در موضوعات متعدد دوجانبه با ایران اختلاف دارند و مایل نیستند در معادلات منطقهای به عنوان بخشی از محور مقاومت یا متحدان ایران شناخته شوند. این حفظ فاصله بالاخص در سایه حملات تلافیجویانه ایران به مواضع آمریکا در قلمروی اعراب حاشیه خلیج فارس ضروریتر جلوه میکند.
جمعبندی
گروهی معتقدند که طالبان به عنوان نیروی ضدآمریکایی این ظرفیت را دارند که در صورت آغاز جنگی گستردهتر، پشتیبان ایران باشند. چنین تحولی با توجه به ملاحظات طالبان بسیار بعید خواهد بود. دیگران معتقدند که طالبان در ازای کسب امتیازات تعیینکننده (همچون رسمیت و رفع تحریم) علیه جمهوری اسلامی ایران وارد عمل خواهد شد. در این خصوص نیز ادله کافی وجود ندارد و بعید است رهبری فعلی طالبان در قندهار چنین چرخشی را از حیث ایدئولوژیک بپذیرد. در مجموع، به نظر میرسد که بیطرفی فعال مسیری است که طالبان تا اطلاع ثانوی در منازعه ایران و آمریکا دنبال میکند.
0 دیدگاه