تعمیق همکاریهای نظامی ایران و روسیه یکی از مهمترین عواملی است که باعث تشدید تنش در روابط آینده ایران و اروپا خواهد شد. با این حال، سیاست اروپا تنها بر پایه این متغیر تعریف نمیشود.
با شروع جنگ اوکراین و برجستهشدن همکاریهای نظامی ایران و روسیه، این مسئله به یکی از مهمترین متغیرهای اثرگذار بر روابط تهران و اروپا تبدیل شده و در سالهای اخیر باعث تنشهای بیسابقهای در روابط دو طرف شده است. جنگ دوازدهروزه و سپس جنگ رمضان این همکاریها را وارد مرحلهای تازه کرد؛ مرحلهای که منجر به حضور پررنگتر فناوریها و تسلیحات ایرانی در جنگ اوکراین منجر شود. در نتیجه، مسئله همکاری ایران و روسیه به عامل مهمتری در تعیین کیفیت روابط ایران و اروپا تبدیل شده است.
فراتر از همکاری تسلیحاتی: شکلگیری یک همگرایی امنیتی
تحولات اخیر نشان میدهد روابط نظامی ایران و روسیه در حال عبور از سطح تبادل محدود تسلیحات به سمت نوعی همگرایی امنیتی چندلایه است. اشتراک تجربیات رزمی، انتقال الگوهای عملیاتی، همکاریهای اطلاعاتی و توسعه ظرفیتهای تولید مشترک دفاعی، حاکی از تعمیق همکاری در سه سطح تاکتیکی، راهبردی و صنعتی است.
برای اروپا، اهمیت این تحول صرفاً در نوع تسلیحات یا حجم همکاری نیست؛ بلکه در این واقعیت نهفته است که جنگ اوکراین بهتدریج نقش ایران را نیز وارد معادلات امنیتی قاره کرده است. حضور فناوریها یا تجربیات نظامی منتسب به ایران همچون موشکهای خوشهای در میدان اوکراین نشاندهنده تأثیر روزافزون ایران بر محیط امنیتی اروپا است.
ایران در چارچوب رقابت بر سر نظم بینالمللی
حمایت روسیه از ایران و همزمانی آن با حمایت بخش مهمی از اروپا از آمریکا و اسرائیل، موجب شده بخشی از نخبگان سیاسی و امنیتی اروپا، تحولات اخیر را در قالب رقابت گستردهتر میان نظم غربمحور موجود و بازیگران خواهان تغییر آن تفسیر کنند.
در این چارچوب، همکاری تهران و مسکو در نگاه برخی پایتختهای اروپایی، نه یک همکاری مبتنی بر ضرورتهای مقطعی، بلکه بخشی از همگرایی گستردهتر میان بازیگران ناراضی از توزیع کنونی قدرت در نظام بینالملل شده است. چنین برداشتی میتواند موجب شود برخی دولتهای اروپایی، مهار ایران را نه صرفاً از منظر پرونده هستهای یا تحولات خاورمیانه، بلکه در ارتباط با رقابت ژئوپلیتیک با روسیه و بازیگران ضدنظم موجود دنبال کنند. در نتیجه، سیاست اروپا در قبال ایران ممکن است ماهیتی امنیتیتر و ایدئولوژیکتر پیدا کند.
تعمیق امنیتیشدن مسئله ایران در اروپا
یکی از مهمترین پیامدهای این روند، تشدید ادراک تهدیدی اروپا نسبت به ایران است. اگر در گذشته تمرکز اروپا عمدتاً بر پرونده هستهای یا نفوذ منطقهای ایران قرار داشت، اکنون مسئله ایران تبدیل به یک موضوع مرتبط با امنیت مستقیم اروپا شده است.
چنین تغییری موجب خواهد شد که اقدامات تنشزا از سوی اروپا افزایش یابد که میتواند شامل گسترش تحریمهای فناورانه و مالی، تشدید اقدامات اطلاعاتی و جاسوسی، محدودسازی شبکههای مرتبط با صنایع دفاعی ایران و افزایش همکاریهای امنیتی اروپا با بازیگرانی مانند اسرائیل است. همزمان، امنیتیتر شدن نگاه اروپا احتمال ایفای نقش میانجی میان تهران و واشنگتن را نیز کاهش خواهد داد؛ زیرا اروپا خود بیش از گذشته به یکی از طرفهای منازعه امنیتی تبدیل میشود.
شکافهای درون اروپا درباره نحوه مواجهه با ایران
با وجود این، واکنش اروپا احتمالاً یکدست نخواهد بود. کشورهای اروپای شرقی و دولتهای نزدیکتر به پرونده اوکراین، به دلیل حساسیت بالاتر نسبت به روسیه، احتمالاً خواهان رویکردی سختگیرانهتر در قبال تهران خواهند بود. در مقابل، بخشی از اروپای غربی همچنان ناگزیر به درنظرگرفتن ملاحظات ژئواکونومیک، بازار انرژی و مسئله تنگه هرمز است. در نتیجه، تصمیم نهایی اروپا احتمالاً ترکیبی از اقدامات تلافیجویانه اما کنترلشده خواهد بود؛ بهگونهای که هم هزینههایی برای ایران ایجاد شود و هم از ورود روابط به مرحلهای از تنش غیرقابلمدیریت جلوگیری گردد.
تعمیق همکاریهای نظامی ایران و روسیه یکی از مهمترین عواملی است که باعث تشدید تنش در روابط آینده ایران و اروپا خواهد شد. با این حال، سیاست اروپا تنها بر پایه این متغیر تعریف نمیشود و عواملی مانند بازار انرژی، تنگه هرمز، روابط فراآتلانتیکی و فشار افکار عمومی نیز در آن نقش دارند. جنگهای اخیر، از یکسو پایداری سیاسی ایران و ظرفیتهای بازدارندگی آن را برجستهتر کرد و از سوی دیگر، به دلیل تعمیق همکاریهای نظامی تهران و مسکو، ادراک تهدید اروپا نسبت به ایران را افزایش داد. پیامد محتمل این روند، حرکت تدریجی اروپا به سمت رویکردی امنیتیتر، محتاطتر و تقابلیتر در قبال ایران خواهد بود.
0 دیدگاه