برخی از انتخابات مقدماتی اخیر حزب دموکرات در کنگره باعث شده است گروهی از ناظران به این نتیجه برسند که، همانطور که یکی از تحلیلگران سیاسی گفته است، «حزب حالا دیگر حزب برنی است». نامزدهایی که از سوی سناتور برنی سندرز، نماینده الکساندریا اوکاسیو-کورتز (دموکرات از نیویورک) و شهردار نیویورک، زهران ممدانی ــ حمایت شدهاند، مجموعهای از موفقیتهای پیدرپی به دست آوردهاند. در ماه ژوئن، چندین قانونگذار مستقر کنگره آمریکا در واشنگتن دیسی، شهر نیویورک و دنور، توسط رقبای مترقی و شورشی شکست خوردند.
شورشیان در برابر تشکیلات حاکم، نه چپ در برابر مرکز
با این حال، این برداشت اصل ماجرا را از دست میدهد. در مجموع، انتخابات مقدماتی ۲۰۲۶ داستان تقابل «مرکز در برابر چپ» نبوده است. بلکه بیشتر داستان تقابل «شورشیان در برابر تشکیلات حاکم»، «خارجیها در برابر درونحزبیها»، «پوپولیستها در برابر نخبگان» و «مبارزان در برابر سازشکاران» بوده است. فرد پیروز در پنسیلوانیا یک آتشنشان است. پیروز اوهایو یک کارگر صنعت آهن است. برنده مونتانا یک آتشنشان سابق جنگل است. پلاتنر یک پرورشدهنده صدف است. همه آنها چهرههایی تازه در سیاست هستند. در سراسر کشور، بدنه رأیدهندگان حزب دموکرات از نامزدهای احتمالی خود در واشنگتن میخواهند با نظم سیاسی موجود مقابله کنند.
مسئله اقتصاد است، نه ایدئولوژی
نظرسنجیهای اخیر نشان میدهند که دموکراتها با فاصلهای قابل توجه، میانهگرایی را بر چپگرایی ترجیح میدهند؛ تفاوتی که میان نژاد، جنسیت یا طبقه اجتماعی چندان تغییر نمیکند. این یافتهها با موفقیت سیاستمداران نسبتاً میانهرویی مانند روی کوپر در کارولینای شمالی و ابیگیل اسپنبرگر در ویرجینیا نیز همخوان است و نشاندهنده چرخشی چشمگیر نسبت به تنها چند سال پیش است.
با این حال، مقیاس چپ–راست ابزاری بسیار خام و ناکافی برای سنجش هویت ایدئولوژیک است. مطابق نظرسنجیها دموکراتها و مستقلها همچنان تمایل دارند از سیاستهای مترقی در مسائل روزمره و اقتصادی مانند مراقبتهای درمانی و اشتغال حمایت کنند. چیزی که آنها از آن عقبنشینی کردهاند، شور و اشتیاق اوایل دهه ۲۰۲۰ نسبت به موضوعاتی است که میتوان آنها را با برچسب «ووک» مورد حمله قرار داد.
عدم بزرگنمایی محبوبیت ترقیخواهان
امروزه همین دیدگاهها ــ که در محافل دانشگاهی محبوباند اما در میان عموم مردم چندان طرفدار ندارند ــ معمولاً به عنوان نشانههایی از چپگرایی افراطی و نخبهگرایی شناخته میشوند. بخش بزرگی از جذابیت پلاتنر، و همچنین ممدانی در نیویورک، جاش تورک در آیووا، باب بروکس در پنسیلوانیا و چندین پوپولیست دیگر مورد حمایت سندرز و اوکاسیو-کورتز، در تأکید آنها بر «آدم معمولی» و مسائل اقتصادی است، نه مسائل فرهنگی.
در هر صورت، نباید طغیان مترقی-پوپولیستی-ضد تشکیلات را بیش از حد بزرگ جلوه داد. کارنامه حمایتهای سندرز و اوکاسیو-کورتز تقریباً به اندازه پیروزی، شکست نیز داشته است و پیروزیهای آنها عمدتاً ــ هرچند نه بهطور کامل ــ در مناطق بهشدت مترقی مانند شهر نیویورک یا واشنگتن دیسی رخ داده است. همچنین بخشی از این پیروزیها را میتوان به برتری مالی اولیه ناشی از شبکههای ملی جذب کمکهای مالی نسبت داد؛ شبکههایی که هم از حمایت تشکیلات دموکرات و هم جناح سندرز بهره میبرند.
موفقیت مشروط ترقیخواهان در آینده
با این حال، پرسش اصلی در ماه نوامبر احتمالاً این نخواهد بود که آیا رأیدهندگان از گرایشهای به اصطلاح کمونیستی پوپولیستهای دموکرات رویگردان میشوند یا نه؛ بلکه این خواهد بود که آیا آنها میتوانند اعتبار خود را به عنوان نمایندگان طبقه کارگر زیر فشار رقابت حفظ کنند یا خیر. آیا پلاتنر همچنان به عنوان یک پرورشدهنده صدف و کهنهسرباز جنگی مبارز دیده خواهد شد، یا به عنوان فارغالتحصیل یک مدرسه شبانهروزی نخبگانی؟ آیا ویلگاس همچنان تصویر پسر سختکوش مهاجرانی را حفظ خواهد کرد که با مدیکید بزرگ شده است، یا به عنوان یک استاد علوم سیاسی فعال سیاسی معرفی خواهد شد؟
دموکراتها در چرخههای انتخاباتی اخیر تا حد زیادی رأیدهندگان سفیدپوست طبقه کارگر را به جمهوریخواهان واگذار کردند. حال، نسل جدیدی از سیاستمداران دموکرات به دنبال بازپسگیری هویتی است که نزدیک به دو قرن تعریفکننده این حزب بوده است؛ هویتی که شایان توجه است در بخش بزرگی از این دوره، به دموکراتها برتری ملی میداد. اینکه آیا آنها در پاییز امسال کنترل کنگره را به دست خواهند گرفت، بسیار کمتر به لحن ایدئولوژیک آنها و بسیار بیشتر به میزان محبوبیت رئیسجمهور بستگی خواهد داشت.
منبع: بروکینگز
0 دیدگاه