هرچند که اتحادیه اروپا در دوره اخیر به دلیل تحولات ژئوپلیتیکی و مسائل داخلی نقش کمرنگتری در حل بحران هستهای ایران ایفا کرده، اما این اتحادیه همچنان به عنوان یک بازیگر حیاتی در رفع تحریمها و دستیابی به یک توافق پایدار باقی میماند.
اتحادیه اروپا همواره بر اهمیت دیپلماسی در حل و فصل پرونده هستهای ایران تأکید کرده است. با این حال، در عمل، رفتار و اقدامات این اتحادیه در سالهای اخیر از جمله فعالسازی مکانیسم ماشه و اعمال تحریمهای بیشتر، به مانعتراشی در مسیر دیپلماتیک تبدیل شده و عملاً روند حضور خود در مذاکرات هستهای با ایران را به بنبست کشانده است. اما این به معنای پایان نقش اروپا در این پرونده یا بیتوجهی آن به منافع حاصل از توافقات احتمالی نیست. اگر قرار باشد این بحران از راه دیپلماتیک حل و فصل شود و تحریمها به طور مؤثر برداشته شوند، حضور و مشارکت اتحادیه اروپا در این فرآیند همچنان ضروری است.
اخیرا سخنگوی کمیسیون اروپا در واکنش به مذاکرات ایران و آمریکا ما از چشمانداز گفتوگوهای دیپلماتیک میان ایالات متحده و ایران استقبال میکنیم، چرا که باید به دیپلماسی فرصت داد. اتحادیه اروپا همچنان معتقد است که یک راهحل پایدار فقط از مسیر مذاکرات، یعنی دیپلماسی، قابل دستیابی است. با این حال، وزیر خارجه فرانسه توان هستهای ایران را عاملی علیه امنیت منطقه و حتی اروپا دانست.
منافع اروپا از مشارکت در توافق هستهای
اتحادیه اروپا طی یک سال گذشته به دلیل تنشهای ژئوپلیتیکی و تغییر در دکترین سیاست خارجی خود، به سمت استفاده از فشار و تحریمهای بیشتر در برابر ایران رفته است. با این حال، این اتحادیه همچنان به لزوم حل دیپلماتیک بحران هستهای ایران اذعان دارد. این رویکرد اروپا تا کنون تأثیر منفی داشته و بازگشت به قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل در سال جاری نشاندهنده این است که اروپا عملاً از مذاکرات هستهای کنار رفته است.
با این وجود، حل دیپلماتیک پرونده هستهای ایران با حضور فعال اروپا مزایای متعددی از جمله موارد زیر را برای این اتحادیه خواهد داشت:
تقویت روابط فراآتلانتیک: تمرکز آمریکا بر مسائل جهانی دیگر مانند ایران فرصت مناسبی به اروپا میدهد تا از این رویدادها بهره برده و با حفظ همگرایی در موضوع هستهای، روابط خود را با واشنگتن تقویت کند و در عین حال شکافهای ناشی از سیاستهای یکجانبه آمریکا را پر کند.
تقویت جایگاه بینالمللی اروپا: از زمان روی کار آمدن ترامپ و تغییرات عمده در سیاستهای خارجی ایالات متحده، جایگاه اروپا در سیاست بین الملل رو به زوال بوده است و اتحادیه اروپا به این نتیجه رسیده که وابستگی به آمریکا در عرصه دیپلماتیک باید کاهش یابد. آمریکا با رویکرد یکجانبه خود در بسیاری از پروندههای بینالملل از جمله اوکراین و غزه عملا اروپاییها را کنار زده و به همین دلیل آنها تلاش میکنند تا با بازیگری موثر در دیگر پروندههای جهانی و منطقهای نقش ویژه و مستقلی در عرصه دیپلماتیک پیدا کنند تا اعتبار جهانی خود را افزایش دهند.
تقویت بازارهای تجاری و تامین انرژی: ایران همواره یکی از بازارهای بزرگ صادراتی برای اتحادیه اروپا بوده است. کاهش شدید حجم روابط تجاری ایران و اروپا در سالهای اخیر، از ۲۶ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۸ به ۳.۷ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴، نشاندهنده فرصتهای از دست رفته اروپا است. ایران در سال ۲۰۰۸ حدود ۸.۸ میلیارد دلار صادرات نفت و میعانات نفتی به اروپا داشته است که این حجم در سالهای بعد به صفر رسیده است. در صورت رفع تحریمها، اروپا میتواند علاوه بر بهرهمندی مجدد از بازار ایران، به منابع انرژی ایران نیز دسترسی پیدا کند تا بتواند جدای از جبران کاهش واردات انرژی از روسیه، بین واردکنندگان انرژیاش در منطقه نیز تنوعبخشی ایجاد کند.
ابزارهای اروپا برای بازیگری در پرونده هستهای
با وجود تنشهای بیسابقهای که در سالهای اخیر بین ایران و اروپا شکل گرفته، اتحادیه اروپا به دلایل زیر همچنان یک رکن مهم برای رفع تحریمها در هرگونه توافق دیپلماتیک است:
قطعنامههای شورای امنیت: یکی از بزرگترین دغدغههای ایران همواره خروج از ذیل قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل بوده است. گرچه اروپا در بازگرداندن این قطعنامهها علیه ایران در سال جاری به عنوان آخرین ابزار فشار خود عمل کرده است، اما در صورت توافق ایران با آمریکا، خروج از این قطعنامهها به موافقت کشورهای اروپایی نیاز خواهد داشت. بنابراین هر توافقی بین ایران و آمریکا نیازمند کسب رضایت اروپا نیز هست.
تحریمهای اروپایی: اتحادیه اروپا به طور مستقل تحریمهای زیادی علیه بخشهای مختلف اقتصادی ایران از جمله حمل و نقل، انرژی، و مالی وضع کرده است. حتی اگر تحریمهای آمریکا لغو شوند، این تحریمها همچنان یکی از موانع جدی در مسیر تجارت و همکاری ایران با اروپا هستند. در نتیجه، اروپا میتواند از این تحریمها به عنوان یک اهرم بازی در هرگونه مذاکراتی استفاده کند.
پیشنهادات اقتصادی: علاوهبراین که هر گونه توافق هستهای منجر به رونق صادرات و اقتصاد ایران نیازمند عادیسازی نسبی کانالهای تجاری با اروپا است، رفع موانع تجارت ایران با اروپا برای جلوگیری از وابستگی به چین و روسیه در زمینه تامین نیازهای تجاری اهمیت دارد و اروپا در عین حال که بازارهای خود را تقویت میکند میتواند فراتر از رفع تحریمها با پیشنهادات ویژه مانند سرمایهگذاری در بخش انرژی، ایران را به امتیاز دادن در موضوع هستهای ترغیب کند. این موضوع به ویژه از این جهت اهمیت دارد که ایران به دنبال انتفاع اقتصادی ملموس از توافق است و از سوی دیگر بعید است ایران و آمریکا بتوانند روابط خاص اقتصادی برقرار کنند.
موانع برای حضور دیپلماتیک اروپا و رفع تحریمها
با وجود منافع اروپا در حل بحران هستهای ایران، برخی موانع جدی بر سر راه تلاشهای دیپلماتیک این اتحادیه وجود دارد:
افکار عمومی و مسئله حقوق بشر: احزاب و جریانات حاکم بر اروپا به دلیل کاهش محبوبیت خود در داخل نسبت به فشار افکار عمومی واکنشپذیرتر شدند و لابیگری جریانات اپوزوسیون و صهیونیست میتوانند مانعی جدی بر هرگونه عادیسازی روابط و کاهش تحریمها باشند. همچنین به دلیل ضربه به اعتبار اخلافی اروپا در جنگ غزه، و با توجه به روایت های رسانه ای موجود درباره اغتشاشات اخیر در ایران برای این اتحادیه سخت است که این تصور درباره آن شکل بگیرد که دوباره در خصوص مسائل حقوق بشری انعطاف به خرج میدهد.
نقش ایران در جنگ اوکراین: یکی از دلایل مهم تنشهای اخیر میان ایران و اروپا، همکاری تسلیحاتی ایران با روسیه و استفاده از تسلیحات ایرانی در جنگ اوکراین است. این موضوع باعث افزایش نگرانیها و احساس تهدید در اروپا شده و میتواند بر روند دیپلماتیک تأثیر منفی بگذارد مخصوصا اگر کشورها و جریانات ضدروسیه همچنان سکان سیاست خارجی اتحادیه اروپا را در دست داشته باشند.
یکجانبهگرایی آمریکا: تمایل ایالات متحده برای پیشبرد یکجانبه پروندهها، مانع دیگری است که میتواند از هرگونه کنشگری موثر اروپا جلوگیری کند. در مذاکرات هستهای عمان ۱ آمریکا به طرف ایرانی اعلام کرد که اروپاییها هیچ نقش موثری در این پرونده نخواهند داشت و تنها نظر آمریکا است که نقش تعیینکنندهای در توافق خواهد داشت. از این رو، ممکن است حضور طرف اروپایی با ممانعت آمریکا مواجه شود.
جمعبندی
در نهایت، هرچند که اتحادیه اروپا در دوره اخیر به دلیل تحولات ژئوپلیتیکی و مسائل داخلی نقش کمرنگتری در حل بحران هستهای ایران ایفا کرده، اما این اتحادیه همچنان به عنوان یک بازیگر حیاتی در رفع تحریمها و دستیابی به یک توافق پایدار باقی میماند. در این راستا، تعامل دقیق و استراتژیک با اتحادیه اروپا برای ایران ضروری است. با این وجود رضایت و حمایت اروپا مسئله آمریکا است و اگر یک توافق هستهای پایدار با ایران میخواهد باید آن را فراهم کند و ایران نباید بیجهت طرفین توافق را زیاد کند.
0 دیدگاه