ترامپ گمان میکرد با پیروزی در جنگ با ایران، یکی از اعضای «محور آشوب» حذف شده و او در موقعیت ژئوپلتیکی بهتری در برابر چین قرار میگیرد. با این وجود، جنگ نتیجه معکوس رخ داد و آمریکا نهتنها به اهداف خود دست نیافته، بلکه نیاز بیشتری به چین پیدا کرده است.
تهران، تایوان و تجارت
گفتگوی آتی ترامپ با شی چه محورهایی دارد؟
ترامپ برای دیدار با شی جین پینگ به پکن سفر کرده است. این سفر در حالی انجام میشود که نااطمینانیهای ژئوپلتیکی بسیاری در جهان وجود دارد و تحولات به سرعت رخ میدهند. آمریکا همچنان درگیر جنگ با ایران است و راه خروج آسانی پیش روی خود نمیبیند. اعمال محدودیت بر تنگه هرمز تبدیل به جدیتری چالش کنونی برای اقتصاد بینالملل شده است. در شرق آسیا، احتمال حمله چین به تایوان روز به روز افزایش مییابد. از همه مهمتر، چین و آمریکا در یک آتشبس تجاری ناپایدار به سر میبرند. در هر یک از این چالشهای بینالمللی، این دو کشور کارتهای بازی دارند که میخواهند برای تحقق مطالباتشان از آنها بهره ببرند، هرچند چین موضع بسیار بهتری دارد. گفتگوی دو روزه ترامپ با شی میتواند مسیر آینده هر هر یک از این چالشهای بینالمللی را تعیین کند.
جنگ با ایران و دست بالاتر چین
طبق زمانبندی ترامپ، جنگ با ایران باید طی مدت کوتاهی به نتیجه مطلوبش (رویکارآمدن نخبگان غربگرا و بستهشدن پروندههای هستهای، موشکی و منطقهای) میانجامید. ترامپ گمان میکرد با تحقق این اهداف، یکی از اعضای «محور آشوب» حذف شده و او در موقعیت ژئوپلتیکی بهتری در برابر چین قرار میگیرد. با این وجود، پس از چهل روز درگیری، نتیجه معکوس رخ داد و آمریکا نهتنها به اهداف خود دست نیافته، بلکه از سه جهت به چین نیاز بیشتری پیدا کرده است که میتوان گفت بخشی از دستورکارهای ترامپ در سفر به پکن خواهند بود.
نخست، انتظار میرود ترامپ از شی بخواهد که فشار بیشتری بر تهران در خصوص تنگه هرمز و پرونده هستهای وارد کند تا خواستههای واشنگتن محقق شود. ترامپ دریافته است که جنگ چهل روزه و تهدیدات مکررش مبنی بر نابودی تمدن یا حمله به زیرساختها، برای تغییر رویکرد تهران کافی نیست، چه اینکه حمله به زیرساختها نیز لزوماً تسلیمشدن ایران را تضمین نمیکند. بنابراین، احتمالاً برآورد ترامپ این است که چین -به عنوان بزرگترین خریدار نفت ایران و کشوری که به شکستن محاصره کمک میکند - توانایی تغییر مطالبات ایران را دارد.
دوم، ترامپ میکوشد به نحوی حمایت نظامی چین از ایران را تضعیف کند. پیش و پس از جنگ تحمیلی رمضان، گزارشهای غیررسمی متعددی در مورد کمکهای چین به برنامه موشکی/پهپادی ایران منتشر شد، همچون ارائه تصاویر ماهوارهای یا تأمین اجزای لازم در تولید موشک و پهپاد. آمریکا این کمکها را یکی از عوامل اصلی تابآوری ایران میبیند.
سوم، جنگ با ایران، ذخایر تسلیحات راهبردی آمریکا (چه تهاجمی و چه تدافعی) را تحت فشار قرار داده است. آمریکا نه تنها به چندین سال زمان برای بازیابی این ذخایر نیاز دارد، بلکه تولید آنها وابسته به برخی عناصر کمیاب است که تولید و استخراجشان غالب آنها در دست چین است. ترامپ در سفر به چین میکوشد مسیر واردات این عناصر را از چین هموار کند.
میزان موافقت چین با مطالبات مذکور، وابسته به عوامل مختلفی است. در خصوص ایران، واقعیتهای رقابت ژئوپلتیک با آمریکا، به چین اجازه نمیدهد که حمایت نظامی خود را از ایران قطع بکند؛ زیرا اکنون ایران به بازیگری کلیدی در برابر آمریکا محسوب میشود. ایران به هر میزان مقاومت بیشتری از خود نشان دهد، توان آمریکا فرسودهتر خواهد شد که به نفع چین است. با این وجود، این نکته را در نظر گرفت که چین از وضعیت کنونی تنگه هرمز خشنود نیست و ممکن است شی پس از دیدار با ترامپ تصمیم به فشار بیشتر بر ایران برای بازگشایی تنگه هرمز وارد کند. در حال حاضر، چین انگیزه پایینی برای مداخله مستقیم برای پایان جنگ دارد. اما اگر چشمانداز رهبران این کشور، بستهماندن تنگه هرمز برای مدت طولانی باشد یا تنش به اندازهای بالا برود که قیمت نفت منفجر شود -که به چین آسیب بیشتری میرساند- شی برای پایان جنگ ورود خواهد کرد.
افزون بر این، هنوز موضع نهایی چین در قبال دکترین هستهای ایران به طور عمومی مشخص نیست و گویا ایران نیز هنوز به یک تصمیم قاطع برای سرنوشت برنامه هستهای خود نرسیده است. در چنین شرایطی، باید دید چین پس از سفر ترامپ چگونه با برنامه هستهای ایران در مذاکرات مواجه خواهد شد.
باید دانست که سرنوشت این موضوعات به کارتها و امیتازهای متقابلی وابسته است که آمریکا روی میز ارائه میکند. به عبارت دیگر، بدیهی است چین از طریق صرف اقناع و گفتگو به فشار بر ایران قانع نمیشود و آمریکا باید در ازای آن امتیاز قابل توجهی بدهد که در دو بخش بعدی به آنها اشاره خواهد شد. در هر صورت، میتوان گفت برخی از منافع (کنترل بر تنگه هرمز و برنامه هستهای ایران) ایران در دیدار ترامپ با چین در خطر است، اما این را نمیتوان به معنای گسست کامل چین از ایران آن هم در میانه رقابت هژمونیک با آمریکا تفسیر کرد.
تایوان: متحدی که نگران است فراموش شود
علیرغم وجود اجماع فراحزبی در واشنگتن بر سر حمایت از جزیره تایوان، هنوز میزان پایبندی ترامپ به این سیاست در هالهای از ابهام قرار دارد. از زمان آغاز دور دوم ریاست جمهوری، ترامپ مواضع مبهمی در قبال تایوان اتخاذ کرده است. چین در خصوص تایوان میتواند دو امتیاز کلیدی را طلب کند: 1. توقف کمکهای نظامی آمریکا به تایوان 2. نزدیککردن موضع رسمی آمریکا به چین در خصوص الحاق تایوان و رد صریح استقلال جزیره. انعطاف ترامپ در برابر هر یک از این مطالبات چرخشی جدی در سیاستهای آسیایی آمریکا محسوب میشود که میتواند به جدایی تایوان از آمریکا و افزایش احتمال الحاقش به چین بیانجامد.
پس از تایوان، سایر متحدان آمریکا در منطقه هند-اقیانوسیه نظیر کره جنوبی، ژاپن، فیلیپین و استرالیا نگران هستند ترامپ برای تحقق مطالبات خود در خصوص جنگ با ایران یا روابط تجاری، منافع آنها را قربانی کند. البته این به معنای فروپاشی ائتلاف آمریکا با کشورهای مذکور نیست. اما در هر صورت نتایج دیدار ترامپ با شی میتواند دوستان آمریکا در جنوب شرق آسیا را در موقعیت ضعیفتری در قبال چین قرار دهد.
تجارت؛ خواستههای متقابل آمریکا و چین
در سفر دونالد ترامپ به پکن، محور دیگر مذاکرات تجاری احتمالاً بر مدیریت رقابت اقتصادی و جلوگیری از تشدید جنگ تعرفهای میان آمریکا و چین متمرکز خواهد بود. آمریکا بهدنبال کاهش کسری تجاری خود با چین، افزایش دسترسی شرکتهای آمریکایی به بازار چین و محدود کردن یارانههای گسترده صنعتی دولت چین است. واشنگتن احتمالاً از پکن خواهد خواست واردات محصولات کشاورزی، انرژی و کالاهای صنعتی آمریکایی را افزایش دهد و تضمین کند تا بخشی از عدم توازن تجاری جبران شود.
در مقابل، چین تلاش میکند بخشی از فشارهای اقتصادی و فناوری آمریکا را کاهش دهد. پکن احتمالاً خواستار کاهش تعرفههای آمریکا بر کالاهای چینی و نرمتر شدن محدودیتهای صادرات فناوریهای پیشرفته، بهویژه در حوزه نیمهرساناها، هوش مصنوعی و تجهیزات مخابراتی خواهد شد. چین همچنین بهدنبال کاهش محدودیتها علیه شرکتهای بزرگ فناوری خود و تسهیل سرمایهگذاری شرکتهای چینی در بازار آمریکاست.
سفر آتی دونالد ترامپ به پکن در شرایطی انجام میشود که سه بحران اصلی؛ جنگ با ایران، مسئله تایوان و رقابت تجاری چین و آمریکا به هم گره خوردهاند. ترامپ پس از ناکامی در تحقق اهداف خود در جنگ با ایران، اکنون برای مدیریت بحران تنگه هرمز، مهار برنامه هستهای ایران و کاهش حمایتهای احتمالی چین از تهران، بیش از گذشته به همکاری پکن نیاز دارد. در مقابل، چین تلاش میکند بدون قطع حمایت راهبردی از ایران، از بحران برای فرسایش توان آمریکا بهره ببرد، هرچند نسبت به ناامنی تنگه هرمز نیز نگران است و میتواند برای منعطفکردن خواستههای ایران، بر تهران فشار وارد کند. همزمان، مسئله تایوان یکی از مهمترین کارتهای چین در مذاکرات خواهد بود و پکن احتمالاً خواستار کاهش حمایت نظامی و سیاسی آمریکا از تایوان میشود؛ موضوعی که متحدان آسیایی واشنگتن را نگران کرده است. در حوزه تجارت نیز آمریکا بهدنبال کاهش کسری تجاری و مهار قدرت صنعتی چین است، در حالی که پکن خواستار کاهش تعرفهها و محدودیتهای فناوری آمریکاست. نتایج این دیدار میتواند بر توازن قدرت جهانی و آینده بحرانهای بینالمللی تأثیر جدی بگذارد.
0 دیدگاه