نوع تعامل و تلاش چین (و البته آمریکا) برای تعمیق پیوندها با شخص عاصم منیر، بهعنوان نقطه تمرکز قدرت در حال و (به احتمال زیاد) آینده پاکستان، نشان میدهد که طرفین با تلاش برای جلب نظر و وفاداری عاصم منیر قصد دارند موقعیت و جناح خود را در پاکستان تثبیت و تقویت کنند.
در هفته گذشته نخستوزیر و فرمانده ارتش پاکستان رهسپار سفری رسمی به چین شدند و پس از برگزاری مجموعهای از نشستها، اعم از شرکت در مراسم هفتاد و پنجمین سالگرد برقراری روابط میان دو کشور، سفر خود را با یک بیانیه 18 بندی به پایان رساندند. حضور عاصم منیر در این سفر بلافاصله پس از حضور در تهران از یکسو و تقارن آن با تحولات منطقهای مربوط به جنگ رمضان، این برداشت را تقویت میکند که در سایه تلاش طرف آمریکایی برای تقویت روابط با پاکستان، چین مسیر تقسیم هزینههای راهبردی و تقویت نفوذ خود بر پاکستان را برگزیده است.
محتوای بیانیه پایانی
علاوه بر تاکیدات مرسوم بر همسوییهای اقتصادی و سیاسی (مانند ابتکارهای سهگانه شی جین پینگ و کمربند و راه) و روابط دوجانبه، یکی از بندهای اصلی این بیانیه، به تحولات منطقهای و روند دیپلماتیک اسلامآباد اختصاص داشته و در آن، حمایت پاکستان از پیشنهادهای چهارگانه شی جین پینگ برای صلح و ثبات در خاورمیانه و قدرشناسی چین از تلاشهای پاکستان برای برقراری آتشبس موقت میان ایران و ایالات متحده بازتاب یافته است. در هفتههای گذشته، اخباری مبنی بر فشار طرف چینی بر پاکستان برای تسریع تلاشها در راستای دستیابی به توافق نیز منتشر شد.
نگاه چین به نزدیکی پاکستان و ایالات متحده
از زمان بازگشت ترامپ به کاخ سفید و متاثر از نزدیکی قابلتوجه دولت پاکستان به آمریکا در این دوره، این پرسش به کرات مطرح شده است که پاکستان چه موقعیتی در رقابت فزاینده میان چین و آمریکا پیدا خواهد کرد و چینیها، چگونه به نزدیکی مجدد پاکستان و ایالات متحده پاسخ خواهند داد؟ بیانیه پایانی سفر اخیر و نوع تعامل طرف چینی با شخص عاصم منیر، نشان میدهد که دستکم در موقعیت کنونی نزدیکی مذکور به قیمت فاصلهگیری چین از پاکستان تمام نشده است. چرایی این تحول را بیش از هر چیز، باید در نگاه ویژه چین به پاکستان در مقطع کنونی جستجو کرد.
چین در گذر سالیان، پاکستان را بیش از هر چیز، به عنوان اهرم فشار و شریک در مقابل دیگر همسایه جنوبی خود، یعنی هند، مورد تفقد قرار داده است و این تفقد، بالاخص در حوزه نظامی و اقتصادی، به یکی از ستونهای ثباتبخش برای دولت پاکستان در مواجهه با چالشهای عدیده مبدل شده است. همسویی پاکستان و چین از این منظر، در سطح منطقهای کماکان بر قوت خود باقی خواهد ماند. در عین حال، به نظر میرسد که طرف چینی، بالاخص به سبب پایانناپذیر انگاشتن منازعه هند و پاکستان، قصد ندارد کل هزینههای امنیتی این منازعه را به تنهایی به دوش بکشد و تقسیم هزینههای مترتب از این منازعه را با ایالات متحده در مجموع مطلوب میشمارد.
در نهایت، نوع تعامل و تلاش چین (و البته آمریکا) برای تعمیق پیوندها با شخص عاصم منیر، بهعنوان نقطه تمرکز قدرت در حال و (به احتمال زیاد) آینده پاکستان، نشان میدهد که طرفین با تلاش برای جلب نظر و وفاداری عاصم منیر قصد دارند موقعیت و جناح خود را در پاکستان تثبیت و تقویت کنند و از این طریق، در حوزههای کلیدی از موقعیت و ظرفیت پاکستان بهره ببرند.
جمعبندی
مجموعه این تحولات، نشان میدهد که چین در مواجهه با نزدیکی آمریکا و پاکستان، فرصتی برای تقسیم هزینههای منازعات منطقهای نیز مشاهده میکند و برای مهار این نزدیکی در سطوح راهبردی، جلب عاصم منیر و گسترش نفوذ و تقویت جناح خود در پاکستان را دنبال میکند. در همین چارچوب، میانجیگری فعال شخص عاصم منیر میان ایران و ایالات متحده نیز با پشتیبانی غیرمستقیم چین واقع شده است؛ هر چند که مشخص نیست توانایی و ظرفیت پاکستان برای تاثیرگذاری در این منازعه، در نهایت چه کسری از توان و قوای تاثیرگذاری چین را با خود به همراه داشته باشد.
0 دیدگاه