اندی بورنهام در حالی نخست وزیر تازه بریتانیا می‌شود که پیش از او، در طول یک دهه گذشته این کشور هفت نخست وزیر مختلف را تجربه کرده است. ورود او به قدرت صرفاً جابه‌جایی در رأس هرم نیست؛ بلکه نشان‌دهنده یک تغییر پارادایم ساختاری از «تکنوکراسی متمرکز پایتخت‌محور» به سوی «حکمرانی منطقه‌گرا و شبکه‌ای» است. او در شرایطی به این مقام می‌رسد که محبوبیت حزب کارگر در یکی از پایین‌ترین ارقام خود در دهه‌های اخیر قرار دارد و بریتانیا با عمیق‌ترین بحران‌های ساختاری اقتصاد و معیشت دست‌وپنجه نرم می‌کند.

آخرین کارت حزب کارگر برای حفظ قدرت

ظهور بورنهام به عنوان آلترناتیو نهایی، محصول درک شکاف عمیق میان پایتخت و جامعه پیرامونی بریتانیاست. او تنها سیاستمدار مطرح حزب کارگر است که به پشتوانه عملکرد اجرایی‌اش، از محبوبیت بالایی در نزد عامه بهره می‌برد؛ اعتباری که اکنون هیچ سیاستمدار دیگری در حزب کارگر آن را نداشته و به همین دلیل بورنهام بدون رقیب جدی به این جایگاه رسیده است. او برخلاف تکنوکرات‌های معمولِ حزب کارگر، از «سیاست زمینی و خاکی بودن» برای بازتعریف محبوبیت خود استفاده کرد.

او در دوران مدیریت منچستر به عنوان شهردار با اجرای مدلی که خود آن را «منچستریسم» می‌نامد؛ یعنی ترکیبی از سوسیالیسم دوستدار کسب‌وکار و تمرکززدایی از قدرت، توانست رشد اقتصادی این منطقه را به بیش از دو برابر میانگین ملی برساند و عملکرد او در طول دوران کرونا باعث محبوبیت گسترده او در شمال انگلستان شد. ایستادگی قاطعانه او در برابر محدودیت‌های دولت مرکزی در دوران پاندمی کرونا، از او چهره‌ای مستقل ساخت که توانست فراتر از جناح‌بندی‌های سنتی حزب، اعتماد همزمان اتحادیه‌های کارگری و بخش خصوصی را جلب کند.

اقتصاد؛ بزرگترین چالش پیش‌رو

بورنهام با میراث سنگینی از بدهی‌های دولتی و مشکلات اقتصادی روبروست که زندگی روزمره مردم را دشوار کرده است. چالش اصلی او این است که از یک طرف مردم انتظار بهبود خدمات عمومی، کاهش هزینه‌ها و توسعه زیرساخت‌ها را دارند، و از طرف دیگر دولت با محدودیت شدید مالی و کسری بودجه مواجه است. راهکار او برای حل این مشکل سرازیر کردن بودجه و اختیارات مالی به سمت مناطق مختلف بریتانیاست تا رونق اقتصادی از پایین به بالا شکل بگیرد. اگر او موفق شود با جذب سرمایه‌گذاری‌های محلی و پروژه‌های عمرانی، چرخ اقتصاد را در شهرها به حرکت درآورد، بخش مهمی از مشکلات اقتصادی بهبود خواهد یافت. اما اگر در این مسیر با مقاومت ساختارهای بوروکراتیک لندن روبرو شود یا نتواند منابع مالی را به درستی مدیریت کند، نارضایتی عمومی افزایش یافته و شرایط اقتصادی حتی از گذشته نیز شکننده‌تر خواهد شد.

دکترین خارجی: عمل‌گرایی، احتیاط و تمرکز بر داخل

در عرصه بین‌المللی، بورنهام رویکردی منفعت‌محور و «بریتانیا-محور» را جایگزین مداخله‌گری‌های پرهزینه پیشین خواهد کرد. تجربه رای به جنگ عراق که او آن را «تراماتیک‌ترین تجربه دوران پارلمانی» خود می‌داند، باعث شده تا او نسبت به درگیری‌های نظامی جدید، به ویژه در قبال تنش‌های ایران در سال ۲۰۲۶، به شدت محتاط باشد. او هشدار داده است که نباید اشتباهات استراتژیک عراق را تکرار کرد و بر لزوم راهکارهای دیپلماتیک تاکید دارد.

در قبال ایالات متحده، بورنهام احتمالاً روابطی غیررسمی‌تر و محتاطانه‌تر با دولت دوم ترامپ برقرار خواهد کرد. او در موضوع غزه، با عذرخواهی از موضع دیرهنگام حزبش در قبال آتش‌بس، نشان داده که مایل است فشار بیشتری بر اسرائیل برای پذیرش راهکار دو کشوری اعمال کند. در مورد چین نیز، کمتر متمایل به راه انداختن یک جنگ تجاری با چین است و نگاه او عمدتاً از دریچه توسعه اقتصادی و جذب سرمایه برای زیرساخت‌های سبز در انگلستان خواهد بود.

اندی بورنهام آخرین امید حزب کارگر و جریان‌های لیبرال-سوسیال حاکم بر بریتانیا است. بریتانیا تحت رهبری او، یا به یک مدل حکمرانی شبکه‌ای موفق تبدیل می‌شود، و یا به چرخه بی‌ثباتی بازمی‌گردد که این بار در صورت ناکامی منجر به فروپاشی کامل اعتماد عمومی به احزاب سنتی و لیبرال خواهد شد؛ امری که راه را برای ظهور و قدرت‌گیری بی‌محابای جریان‌های راست افراطی و پوپولیستی در انتخابات آینده هموار خواهد کرد و تأثیرات شگرفی بر ساختار سیاسی بریتانیا برجای خواهد گذاشت.


علی محبی


0 دیدگاه

logo

ارسال دیدگاه