در ماههای اخیر، جنوب لبنان با تغییر محسوسی در معادلات نظامی و سیاسی روبهرو شده است. محور این تحولات تپه علیالطاهر در نزدیکی نبطیه است؛ ارتفاعی حدود ۶۰۰ متر که بر نبطیه، کفرتبنیت، کفررمان و اقلیم التفاح اشراف دارد و به دلیل توان دیدبانی و کنترل آتش بر منطقهای گسترده، یکی از نقاط کلیدی جنوب لبنان محسوب میشود. اهمیت این تپه تنها به موقعیت دفاعی آن محدود نیست، بلکه کنترل آن میتواند بر تحرکات نظامی و امنیتی منطقه اثر بگذارد.
اهمیت راهبردی علی الطاهر
علیالطاهر بخشی از مجموعهای تاکتیکی به مساحت حدود ۴.۵ کیلومتر مربع است که تله دبشه و قلعه شقیف را نیز دربرمیگیرد. تسلط بر این ارتفاع، امکان رصد تحرکات تا عمق حدود ۱۰ کیلومتری سرزمینهای اشغالی را فراهم میکند. از این رو، ارتش اسرائیل با اصرار بر تصرف آن، میکوشد این موقعیت راهبردی را از مقاومت خارج کرده و خطی تهاجمی در عمق خاک لبنان ایجاد کند. این تلاش با مقاومت حزبالله و الگوی جدید نبرد مواجه شده و در محورهایی مانند الخیام، دیر سریان و طیبه به جنگی فرسایشی انجامیده است. استفاده ترکیبی از توپخانه، خمپارهانداز و پهپادهای تهاجمی، تثبیت حضور نیروهای اسرائیلی را دشوار کرده است.
یگان بدر در علی الطاهر
یگان بدر حزبالله که مسئولیت مناطق شمال رود لیتانی، از جمله اطراف صیدا و نبطیه را برعهده دارد، در این نبرد نقشی مهم ایفا میکند. حملات اسرائیل به این یگان، از جمله ترور علیمحمد فخرالدین، مسئول حملات پهپادی، و علی حسن عباس عزالدین، مسئول پدافند هوایی، نشاندهنده تلاش برای تضعیف ساختار فرماندهی و کنترل مقاومت در این منطقه است. این محور بخشی از منطقه نظامی «بدر» به شمار میرود و از همین رو در محاسبات اسرائیل اهمیت ویژهای دارد.
انتخابات اسرائیل و جبهه لبنان
درگیریها در جنوب لبنان همزمان با نزدیک شدن انتخابات کنست در اکتبر ۲۰۲۶، ابعاد سیاسی پیدا کرده است. بنیامین نتانیاهو که با رقابت انتخاباتی دشوار و پرونده فساد قضایی روبهروست، به یک دستاورد نظامی برای تقویت جایگاه داخلی خود نیاز دارد. بر این اساس، تشدید حملات و اصرار بر تصرف علیالطاهر را میتوان، علاوه بر اهداف نظامی، تلاشی برای ایجاد یک دستاورد قابل ارائه به افکار عمومی اسرائیل دانست. اعلام پایان عملیات و پاکسازی تپه نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است.
حزب الله تغییر رویه داده است
حزبالله طی یک سال اخیر در الگوی نظامی خود تغییراتی ایجاد کرده است. قطع مسیرهای تدارکاتی از سوریه و افزایش رهگیری محمولههای تسلیحاتی، وابستگی این گروه به موشکهای وارداتی از ایران را کاهش داده و آن را به سمت تولید داخلی سلاح سوق داده است. در این روند، پهپادها و سامانههای بدون سرنشین جایگاه فزایندهای پیدا کردهاند و به عنوان گزینهای کمهزینهتر و انعطافپذیرتر در برابر موشکهای دقیق و پیچیده به کار میروند.
یگان ۱۲۷، به عنوان واحدی فوقمحرمانه، با استفاده از بودجه، مهندسی معکوس و تجربه جنگ اوکراین، در تولید پهپادهای انتحاری و شناسایی نقش دارد. این تحول، هزینه عملیات را کاهش داده و امکان اجرای نبرد غیرمتمرکز و حملات کمینگونه را افزایش داده است. در مقابل، حملات پیشگیرانه اسرائیل به زیرساختهای صنعتی و مراکز تولید پهپاد در ضاحیه، حساسیت این رژیم نسبت به گسترش توانمندی داخلی حزبالله را نشان میدهد.
طرح جامعتر اسرائیل
تلاش برای تصرف علیالطاهر، تله دبشه و قلعه شقیف بخشی از طرحی گستردهتر برای تکمیل امنیت کمربند هفتکیلومتری «خط زرد» در جنوب لبنان است. این رویکرد با سیاست اسرائیل در سوریه شباهت دارد؛ جایی که اشغال ارتفاعات حرمون و جبلالشیخ، امکان نظارت و کنترل بر بخشهایی از سوریه، لبنان و اردن را فراهم کرده است. جبلالشیخ به دلیل ارتفاع و قابلیتهای دیدبانی الکترونیکی و میدانی، به یک نقطه راهبردی و خط قرمز تبدیل شده است. اسرائیل در جنوب لبنان نیز با تمرکز بر مرتفعات، در پی تسلط بر مسیرهای حیاتی و پشتجبهههای مقاومت و ایجاد منطقهای امنیتی با عمق راهبردی بیشتر است.
نبرد بر سر علیالطاهر صرفاً منازعهای بر سر یک ارتفاع استراتژیک نیست، بلکه محل تلاقی تغییر الگوی جنگ، تحول رویکرد نظامی اسرائیل از بازدارندگی به جنگ پیشگیرانه و تلاش برای استفاده سیاسی و انتخاباتی از عملیات نظامی است. از این منظر، تحولات جنوب لبنان هم بر آینده امنیتی و تمامیت ارضی لبنان اثر میگذارد و هم نشان میدهد که محاسبات میدان نبرد با سیاست داخلی اسرائیل پیوند خورده است. در این معادله، نقش ایران نیز اهمیت دارد و نباید نادیده گرفته شود.
0 دیدگاه