واکنش منفعلانه چین شکافی میان جایگاه ادعایی و نقش واقعی آن پدید می‌آورد. در سطح گفتمانی نیز، چنین محدودیتی اعتبار چارچوب‌های هنجاری چین از رویای چینی تا جامعه بشری با آینده مشترک را تضعیف می‌کند، زیرا رویکرد عمل‌گرایانه و منفعت‌محورش بر خلاف انتظارات شرکا، ضمانت امنیتی مؤثری ارائه نمی‌دهد.


در جنگ دوزاده روزه، چین با اتخاذ موضعی قاطع، ضمن مخالفت با نقض حاکمیت ایران و پیشنهاد طرح چهارماده‌ای آتش‌بس در شورای امنیت، خواستار خویشتنداری و کاهش تنش در منطقه شد. متعاقباً، در اسفند ۱۴۰۴، همزمان با آغاز تجاوز نظامی به ایران، چین مجدداً ضمن محکومیت این اقدام بر اصول کلان سیاست خارجی خود مبنی بر احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی تأکید کرد.
 
از بیانیه‌های محکومیت تا تحرکات چندجانبه
 
از لحظه آغاز حملات نظامی اخیر به ایران چین در تمامی سطوح دیپلماتیک از جمله وزارت خارجه، نمایندگی سازمان ملل و شخص وانگ یی، موضعی یکپارچه و قاطع در محکومیت این اقدام و نقض منشور سازمان ملل اتخاذ کرد. پکن با تأکید بر لزوم احترام مطلق به حاکمیت ملی و تمامیت ارضی ایران، توقف فوری عملیات نظامی و پرهیز از گسترش تنش‌ها را خواستار شد و این موضع در شورای امنیت، تماس هماهنگ با روسیه و بیانیه سازمان همکاری شانگهای نمود یافت.
 
چین علاوه بر اعلام تسلیت به ایران و حمایت از حق دفاع مشروع تهران، در گفت‌وگو با وزرای خارجه فرانسه و اسرائیل هشدار داد که استفاده از زور تنها بحران را پیچیده‌تر می‌کند و راه‌حل باید دیپلماتیک باشد. تا ۱۷ اسفند، تمرکز پکن بر حفظ دستاوردهای دیپلماسی هسته‌ای، دفاع از حق صلح‌آمیز هسته‌ای و محکومیت حمله به تأسیسات تحت پادمان ادامه یافت. در همین چارچوب، چین با اعزام نماینده ویژه به خاورمیانه و رایزنی با عربستان و امارات بر حفاظت از غیرنظامیان و زیرساخت‌های حیاتی تأکید کرد. مجموعه این اقدامات، بازتاب عملی ابتکار امنیت جهانی شی و اصول پنج‌گانه وانگ‌یی بود.
 
کنشگری در منطقه خاکستری
 
چین بدون ورود مستقیم به رویارویی نظامی، شبکه‌ای از حمایت‌های فناورانه، اطلاعاتی و اقتصادی را به کار گرفته است؛ شاخص‌ترین این اقدامات، درهم‌شکستن انحصار اطلاعاتی و سانسور رسانه‌ای غرب از طریق انتشار تصاویر ماهواره‌ای با وضوح بالا (توسط شرکت‌های تجاری نظیر ارائه‌دهندگان ماهواره‌های جیلین-۱) از خسارات وارده به پایگاه‌های نواتیم و رامون بود که عملاً به عنوان تاییدیه ارزیابی خسارت نبرد برای ایران عمل کرد و در کنار آن، ادعاهای فنی متعددی مطرح شد که نشان می‌داد پکن با باز گذاشتن دسترسی ایران به سیگنال‌های دقیق سامانه ناوبری بیدو (BeiDou)، تلاش‌های ناوگان پنجم آمریکا برای ایجاد اختلال و فریب روی سیستم‌های جی پی اس را خنثی کرده و دقت پهپادها و موشک‌های ایرانی را حفظ نموده است.
 
افزون بر این، در حالی که شایعاتی مبنی بر انتقال قطعات حساس الکترونیکی دارای کاربرد دوگانه برای تعمیر رادارهای پدافندی از طریق پروازهای ترابری ایلوشین در رسانه‌ها مطرح و بلافاصله تکذیب شد، گزارش‌های موثق‌تری از حوزه امنیت سایبری نشان داد که سرورها و زیرساخت‌های فناوری چینی با فیلتر کردن الگوهای ترافیکی مخرب، به عنوان یک سپر سایبری در دفع حملات سنگین علیه شبکه‌های توزیع برق و گاز ایران نقش‌آفرینی کرده‌اند و مهم‌تر از همه، در عرصه جنگ اقتصادی، پکن با نادیده گرفتن کامل تهدیدات آمریکا مبنی بر اعمال محاصره دریایی و پروژه خفگی اقتصادی، روند پهلوگیری و تخلیه نفتکش‌های ایرانی در بنادر شرقی خود را به شدت تسریع بخشید تا شریان مالی و نقدینگی حیاتی برای تداوم تامین مالی جنگ ایران را تضمین کند و بدین ترتیب، کفه ترازوی این نبرد را در لایه‌های خاکستری و غیرمستقیم متعادل سازد.
 
آزمون چین
 
پرسش اصلی این است که آیا کنشگری چین با جایگاهی که برای خود به‌عنوان یک قدرت بزرگ و قدرت مسئول در حال ظهور تعریف کرده، هم‌خوان است یا نه. در حالی‌که آمریکا با بازتعریف نظم بین‌المللی مبتنی بر اتحاد و شبکه‌سازی امنیتی، مدل مشارکت‌محور چین را به چالش می‌کشد، اقدامات پکن عمدتا به بیانیه‌های دیپلماتیک، تلاش سیاسی در سازمان ملل و حمایت‌های اقتصادی و فناورانه محدود مانده است. فروپاشی یا تضعیف دولت‌های همسو با چین مانند سوریه و ونزوئلا و فشار فزاینده برای تغییر رژیم در ایران بخشی از تلاش واشنگتن برای اثبات کارآمدی نظم اتحادمحور و ارسال پیامی به متحدان خود است که حاضر است برای حمایت از آنان هزینه دهد.
 
واکنش منفعلانه چین شکافی میان جایگاه ادعایی و نقش واقعی آن پدید می‌آورد. در سطح گفتمانی نیز، چنین محدودیتی اعتبار چارچوب‌های هنجاری چین از رویای چینی تا جامعه بشری با آینده مشترک را تضعیف می‌کند، زیرا رویکرد عمل‌گرایانه و منفعت‌محورش بر خلاف انتظارات شرکا، ضمانت امنیتی مؤثری ارائه نمی‌دهد. در این میان، نوع و میزان پاسخ ایران به آمریکا نیز در برداشت کشورهای جهان و مخصوصا منطقه اثرگذار است؛ به گونه‌ای که اگر ایران هزینه‌های سنگینی تحمیل کند، کشورها ممکن است به خوداتکایی یا موازنه میان شرق و غرب گرایش یابند.

اندیشکده تهران


0 دیدگاه

logo

ارسال دیدگاه