توقف عملیات و عقبنشینیهای مکرر ترامپ را نمیتوان امتناع ترامپ از آغاز مجدد درگیری تفسیر کرد، بلکه بیشتر باید آن را تاکتیکی برای مدیریت هزینهها، بازتنظیم راهبرد و حفظ اهرمهای فشار دانست
امروز ترامپ با اعلام توقف عملیات «پروژه آزادی» - که برای بازگشایی تنگه هرمز آغاز شده بود - یکبار دیگر در برابر ایران عقبنشینی کرد. دیروز نیز مارکو روبیو بیان کرد که عملیات خشم حماسی به نتایج خود دست یافته است. در شرایطی که حصول توافقی مطابق با خواستههای حداکثری آمریکا با اگر و اماهای بسیاری مواجه است، عقبنشینیهای ترامپ این ایده را نزد برخی تحلیلگران تقویت کرده او به دنبال خروج یکجانبه از جنگ است، حال آنکه چنین چیزی احتمال وقوع کمی دارد.
مسائل حل نشده
نخستین دلیل این است که چنین تصمیمی ترامپ را در موقعیت دشواری در خصوص تنگه هرمز قرار میدهد. خروج از جنگ، این اختیار را به ایران میدهد که قواعد حقوقی جدید خود را در تنگه تثبیت کرده یا همچنان آن را بسته نگه دارد. هر دو حالت برای ترامپ فاجعهبار و غیرقابل قبول است. اگر ایران، قواعد خود را تثبیت کند، ضربه بزرگی به هژمونی آمریکا و نقش این کشور در کنترل آبراههای بینالمللی وارد میشود. اگر هم ایران تنگه را بسته نگه دارد، نرخ تورم آمریکا در آستانه انتخابات میاندورهای به طور فزاینده افزایش خواهد یافت. ترامپ تا زمان تعیین تکلیف وضعیت تنگه هرمز، نمیتواند از جنگ خارج شود.
افزون بر این، خروج یکجانبه، مسئله هستهای را برای آمریکا دشوارتر میکند. برخی تأسیسات هستهای سالم و ذخایر اورانیوم ۶۰٪ ایران را وضعیت آستانهای و نزدیک به ساخت سلاح هستهای حفظ میکند. به گزارش
رویترز نیز، ارزیابیهای اطلاعاتی ایالات متحده نشان میدهد زمانی که ایران برای ساخت یک سلاح هستهای نیاز دارد، از تابستان سال گذشته تاکنون تغییری نکرده است. در چنین وضعیتی، ایران یک کشور آستانهای است که ترامپ کارت و تهدید جنگ را در برابرش از دست داده است، پس برای ترامپ ضروری است که در میانه جنگ پرونده هستهای را ببندد.
همچنین به نظر میرسد افکار عمومی آمریکا نیز خروج از جنگ را در وضعیت کنونی تصمیم درستی نمیداند. مطابق آخرین
نظرسنجی ایپسوس-واشنگتنپست-ایبیسینیوز، ۶۵٪ از مردم آمریکا معتقدند که انعقاد توافق پایان جنگ مانع ایران برای دستیابی به سلاح هستهای نمیشود. با وجود اینکه تنها ۳۶٪ از مردم آغاز جنگ را تصمیم درستی میدانند، اما دیدگاه ۴۶٪ از مردم این است که اکنون آمریکا باید جنگ را تا زمان حصول یک توافق بهتر از برجام ادامه دهد.
در صورتی که ترامپ در مرحله کنونی اعلام خروج از جنگ کند، با این پرسش از سمت جامعه و سیاستمداران مواجه خواهد شد که چرا جنگی را آغاز کرده که نه تنها توانایی هستهای/موشکی/منطقهای ایران را از بین نمیبرد، بلکه باعث بستهشدن تنگه هرمز و افزایش قیمت بنزین نیز شده است. برای ترامپ این جنگ جنبه پرستیژ پیدا کرده است و خروج از آن تنها ضربه محکمی به اعتبارش وارد میکند.
تحرکات نظامی جنگی
تحرکات نظامی آمریکا از زمان آغاز آتشبس نیز به این معنا است که آمریکا برای ازسرگیری جنگ آماده میشود و نه خاتمه آن. در این بازه، تاکنون دههای پرواز لجستیکی، از جمله هواپیماهای سنگین ترابری به سمت پایگاههای آمریکا در غرب آسیا انجام شده و هیچ تصمیمی برای خروج نیروهای آمریکایی گرفته نشده است. براساس گزارشهای
عبری نیز اسرائیل خود را برای دور جدیدی از درگیری آماده میکند و آن را اجتنابناپذیر میداند. همچنین خروج امارات از اوپک میتواند به این معنا باشد که این کشور قصد دارد در دور جدید درگیری، نقش فعالتری
علیه ایران داشته باشد. تحرکات نظامی جهت آغاز مجدد درگیری در تمام محور اسرائیلی-آمریکایی-عربی دیده میشود.
علاوه بر این، ترامپ در
نامه ۱ می خود به کنگره در خصوص پایان مهلت ۶۰ روزه، اعلام کرد که با برقراری آتشبس، عملیات خشم حماسی به پایان رسیده اما تهدید ایران علیه نیروهای آمریکایی در منطقه همچنان ادامه دارد. یکسانگرفتن آتشبس با پایان عملیات نوعی توجیه حقوقی برای آغاز یک عملیات جدید و گرفتن یک مهلت ۶۰ روزه مجدد است.
توقف عملیات و عقبنشینیهای مکرر ترامپ را نمیتوان امتناع ترامپ از آغاز مجدد درگیری تفسیر کرد، بلکه بیشتر باید آن را تاکتیکی برای مدیریت هزینهها، بازتنظیم راهبرد و حفظ اهرمهای فشار دانست. محدودیتهای ژئوپلیتیکی در تنگه هرمز، ملاحظات هستهای، فشار افکار عمومی و ملاحظات پرستیژی، همگی مانع خروج کامل ترامپ از جنگ میشوند. بنابراین، محتملتر آن است که آمریکا با حفظ آمادگی نظامی و ائتلافهای منطقهای، خود را برای دور جدیدی از تقابل برای تسلیمکردن ایران آماده کند.
0 دیدگاه