تفاوت مذاکرات فعلی ایران و عمان با موارد قبلی در این است که این بار عمان نه به مثابه یک میانجی بلکه به عنوان بازیگری که حاکمیت یک‌سوی تنگه هرمز را در اختیار دارد، وارد گفتگوها شده و البته نمی‌توان انکار کرد که آمریکا که گرچه حضور مستفیم ندارد ولی از طریق عمان، در این مذاکرات مؤثر است.

آنچه تاکنون در رسانه‌ها منتشر شده عموماً بر این مبنا استوار است که کنترل ورود به تنگه از مسیر شمالی در سواحل ایران و کنترل خروج از تنگه از مسیر جنوبی در سواحل عمان، برقرار باشد. عمان پیش‌تر یک مدل مبتنی بر مدیریت مشترک بر هر دو مسیر ورود و خروج را پیشنهاد داده بود که با توجه به منافات با حاکمیت ایران بر تنگه، از سوی تهران رد شد. گرچه امکان تنظیم رویه‌های مشترکی در خصوص مسیریابی کشتی‌ها، هماهنگی ایمنی دریایی و حفاظت از محیط زیست را پذیرفته است.

در خصوص موضوع هزینه خدمات، پیشنهاد عمان، یک صندوق مشترک برای دریافت داوطلبانه هزینه از سوی دولت‌ها و شرکت‌های ذی‌نفع از تنگه است. مدلی خدمات‌محور که به دریافت داوطلبانه هزینه گشت‌های دریایی از سوی مالزی، اندونزی و سنگاپور در تنگه مالاکا شباهت دارد. ولی ایران درصدد دریافت هزینه حتمی و قطعی از میزان عبور از تنگه است.

به نظر می‌رسد در وهله اول، ایران بیش از دریافت هزینه‌های خدمات؛ در پی شناسایی رسمی حق اِعمال حاکمیت بر تنگه هرمز است که به تعبیری، امکان بازگشت وضعیت تنگه به قبل از جنگ رمضان را منتفی می‌سازد. تعیین مدلی که ضرورت ورود از مسیر شمالی و خروج از مسیر جنوبی را تثبیت کند، در این راستا خواهد بود.

از سوی دیگر، برخی کارشناسان معتقدند که تداوم طولانی‌مدت و حتی میان‌مدت انسداد تنگه هرمز، به تدریج زمینه‌های تقویت مسیرهای جایگزین از کشورهای عربی به سوی سواحل مدیترانه و دریای سرخ را فراهم می‌کند و از ارزش راهبردی تنگه هرمز خواهد کاست. البته گرچه امارات از طریق بندر فجیره و عربستان از طریق بندر ینبع، درصدد مسیرهای جایگزین مناسبی هستند ولی تعبیه مسیرهای جایگزین برای عراق، بحرین، کویت و قطر بسیار دشوار و پُرهزینه خواهد بود.

به نظر می‌رسد تیم مذاکره‌کننده ایران به اجرای تفاهم اسلام‌آباد تمایل دارد و به همین منظور، اجرای هرگونه توافق نهایی را به رفع محاصره دریایی ایالات متحده و خروج ناوهای آمریکا از محیط پیرامونی ایران مشروط کرده است. از سوی دیگر، چین با کاهش تقاضای بازار انرژی، از افزایش قیمت نفت و بروز بحران‌های شدیدتر در اقتصاد جهانی جلوگیری کرده که نشان می‌دهد، فقدان حضور مستقیم یا غیرمستقیم چین در این مذاکرات، مانعی در مسیر تحقق هدف ایران مبنی بر فشارهای شدیدتر بر غرب است.

در شرایط کنونی محتمل‌ترین سناریو یک توافق فنی و موقت برای افزایش عبور و مرور از تنگه طبق نظارت ایران خواهد بود و احتمالاً دریافت هزینه خدمات نیز به آینده موکول خواهد شد. در ازای این گشایش، احتمالاً محاصره دریایی نیز مرتفع شده و فروش نفت ایران تسهیل خواهد شد. آمریکا گرچه توانایی ضربات زیرساختی به ایران را دارد ولی صرف‌نظر از نگرانی درباره ابعاد پاسخ ایران، به این موضوع آگاه است که هیچ اقدام نظامی و ازجمله ضربات شدیدتر به ایران، موجب گشایش تنگه نخواهد شد و نهایتاً بار دیگر مجبور خواهد بود به میز مذاکره بازگردد. به همین دلیل، در شرایطی که از منظر ذخایر پدافندی نیز با مشکل مواجه شده، فعلاً ترجیح می‌دهد بتواند طبق یک توافق موقت، از فشارهای انسداد تنگه بکاهد.


احسان کیانی


0 دیدگاه

logo

ارسال دیدگاه