می‌توان گفت تغییرات رخ‌داده در بافت فرهنگی رأی‌دهندگان دموکرات و مستقل در دو دهه اخیر، تسلط ترقی‌خواهان بر حزب دموکرات را امری اجتناب‌ناپذیر کرده باشد. نشانه‌های این تحول حزبی از ۲۰۱۶ آشکار شده است و تنها بحث زمان مطرح است.


در میانه اقدامات جنجالی دوره دوم ریاست‌جمهوری ترامپ که توجهات بسیاری را جلب کرده است، حزب دموکرات با چالش‌های مخصوص به خود دست‌وپنجه نرم می‌کند که مهم‌ترین آنها، آینده رهبری حزب است. اگرچه این موضوع از زمان شکست کامالا هریس از ترامپ برجسته شد؛ اما در حقیقت ریشه در رقابت دو جناح درونی حزب (ترقی‌خواهان و میانه‌روها) و تغییرات اجتماعی رخ داده در جامعه آمریکا (به خصوص رأی‌دهندگان لیبرال) دارد. وضعیت نامساعد حزب در نظرسنجی‌های پس از انتخابات ۲۰۲۴، نشان‌دهنده این است که مردم و حتی رأی‌دهندگان دموکرات نگاه مثبتی به حزب ندارند. به همین دلایل، نخبگان و استراتژیست‌های حزب در حال عیب‌یابی شکست خود و چگونگی بازسازی حزب هستند.

پاسخ به این پرسش که چرا دموکرات‌ها در ۲۰۲۴ از ترامپ شکست خوردند در آینده حزب اثرگذار است. برخی علت شکست را در خروج دیرهنگام بایدن از رقابت‌ها می‌دانند. برخی دیگر به دنبال دلایل عمیق‌تری هستند. به عنوان مثال، دو ضعف عمده دموکرات‌ها در انتخابات، جذب کمتر رأی مردان (با اختلاف ۱۲٪ نسبت به ترامپ) و فاصله گر‌فتن از نماد‌ها و ایده‌های «مردانگی» بود که نتیجه منطقی لیبرال‌تر و ترقی‌خواهانه‌تر شدن حزب است. همچنین، ترامپ سهم قابل توجهی از رأی جوانان را به دست آورد که به عقیده برخی به دلیل حضور او و اطرافیانش در پادکست‌های جو روگان بود. شاید به همین خاطر است که گوین نیوسام، یکی از گزینه‌های دموکرات‌ها برای انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۸ پادکست خود را راه انداخته است. در مجموع جوانان بیشتر به سمت تفکرات لیبرال گرایش دارند؛ اما انتخابات اخیر ضعف نسبی دموکرات‌ها را نشان داد. از همه مهم‌تر، نامنسجم و تکراری‌بودن ایده‌های هریس در برابر ترامپ، عامل اثرگذاری در شکست دموکرات‌ها بود.

پرسش دیگر به چگونگی پاسخ حزب دموکرات به اقدامات ترامپ مربوط می‌شود. پیروزی مجدد ترامپ نشان داد که صرف پوپولیست‌بودن عامل پیروزی‌اش نبوده است؛ بلکه برنامه‌های او که توسط جناح راست افراطی جمهوری‌خواهان حمایت می‌شود نشان‌ می‌دهد ترامپ چارچوب فکری منسجمی برای تحول در سیاست، جامعه و اقتصاد آمریکا دارد. پاسخ ترقی‌خواهانه (که مایل به چپ افراطی است) طبیعتاٌ می‌تواند آلترناتیو جذابی برای رأی‌دهندگان باشد؛ مخصوصاً اگر اقدامات ترامپ به شکست و بحران اقتصادی منجر شود.

پاسخ به این دو پرسش در میان دو جناح حزب دموکرات متفاوت است و رقابت اصلی نیز بر سر همین مورد است. اگر دموکرات‌ها بخواهند عناصری جمهوری‌خواهانه (نظیر مردانگی) را برای پیروزی مجدد به خود جذب کنند، به معنای بقای سلطه میانه‌روها خواهد بود. اما اگر حزب به لحاظ فرهنگی لیبرال‌تر شود، ترقی‌خواهی جدید برای نخستین بار رهبری حزب را به دست می‌آورد. در واکنش به ترامپ، ترقی‌خواهان واکنش‌های رادیکال‌تری را مدنظر دارند. گردهمایی‌های پیاپی سندرز و الکساندریا کورتز در شهر‌های آمریکا برای تحریک مردم به مقابله با ترامپ مصداقی از این دست واکنش‌ها است. این دو در سخنرانی‌های خود آلترناتیو مخصوصی را در مقابل برنامه‌های ترامپ ارائه می‌کنند که علاوه‌بر سیاست‌های فرهنگی لیبرال، حمایت‌گری بالای دولت در اقتصاد را نیز شامل می‌شود. بخش دیگری از حملات ترقی‌خواهان، شخص چاک شومر، رهبر دموکرات‌های سنا را هدف قرار داده است. موافقت او با لایحه بودجه مدنظر جمهوری‌خواهان و ترامپ موجی از انتقادات درون‌حزبی را برانگیخت.

مسئله دیگر که احتمالاً به نفع ترقی‌خواهان حزب خواهد بود، از دست‌دادن رأی مسلمانان و شکست در ایالت میشیگان در انتخابات ۲۰۲۴ است. اگرچه در مجموع مسئله غزه جزو عوامل اصلی شکست دموکرات‌ها محسوب نمی‌شود؛ اما برای ایالت میشیگان مهم‌ترین عامل بوده است. تجربه شکست در میشیگان می‌تواند باعث شود دموکرات‌ها در سیاست‌های خود در قبال اسرائیل تا حدودی بازنگری کنند و به قشر مسلمان این ایالت اهمیت بیشتری دهند که این به معنای نزدیک‌تر شدن به ترقی‌خواهان خواهد بود.

می‌توان گفت تغییرات رخ‌داده در بافت فرهنگی رأی‌دهندگان دموکرات و مستقل در دو دهه اخیر، تسلط ترقی‌خواهان بر حزب دموکرات را امری اجتناب‌ناپذیر کرده باشد. نشانه‌های این تحول حزبی از ۲۰۱۶ آشکار شده است (رقابت نزدیک سندرز با کلینتون و بایدن در انتخابات مقدماتی ۲۰۱۶ و ۲۰۲۰ و انتخاب تیم والز به عنوان معاون هریس در انتخابات ۲۰۲۴) و تنها بحث زمان مطرح است. امکان دارد در انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره در سال آینده یا ریاست‌جمهوری ۲۰۲۸ رخ دهد. شاید هم مجدداً به تأخیر بیافتد.


author

اندیشکده تهران


0 دیدگاه

logo

ارسال دیدگاه