مطابق شواهد موجود، اکنون شکاف عمیقی میان خواستههای سران آمریکا و اسرائيل در خصوص تداوم یا خاتمه جنگ با ایران به وجود آمده و همین مسئله سبب شده است تا نارضایتی از عملکرد ترامپ در میان مقامات تلآویو افزایش یابد.
به نظر میرسد ترامپ به دلیل تاثیرات گسترده جنگ با ایران بر اقتصاد جهانی و بازارهای انرژی و نیز فشارهای داخلی و خارجی، مایل باشد حداقل برای چندماه (احتمالا مطابق با زمانبندی سیاسی انتخابات میان دورهای آمریکا)، کارزار نظامی فعلی خود با ایران را متوقف کند. اما از سوی دیگر، نتانیاهو به دلیل عدم دستیابی به دستاوردی چشمگیر در جنگ با ایران و با توجه به انتخابات پیش رو در اسرائیل، تمایلی به توقف درگیریها نداشته و به شدت خواهان تشدید آن خصوصاً در نبرد با حزبالله است. این مسائل سبب شده تا در مقطع کنونی، زمانبندی های سیاسی نتانیاهو و ترامپ درتعارض با یکدیگر قرار گرفته و اختلافات میان آنها به اوج برسد.
در حالی که کاخ سفید چارچوب کلی تفاهم با ایران را به عنوان یک دستاورد دیپلماتیک معرفی کرده و تاکید میکند که این تفاهم میتواند منطقه را از یک جنگ گسترده نجات دهد، مقامات اسرائيل معتقدند که این توافق اهداف اسرائیل را محقق نساخته و به همین دلیل، خواستار تداوم جنگ با ایرانند. یکی از نگرانیهای جدی اسرائیل، عواید اقتصادی این توافق برای ایران است. مقامات اسرائيل معتقدند که هرگونه آزادسازی داراییهای بلوکه شده ایران و رفع تحریمهای نفتی، میتواند منابع قابل توجهی را در اختیار ایران قرار داده و به بازسازی و تقویت قدرت نظامی این کشور و متحدانش کمک کند. علاوه بر این، هیچ تضمینی وجود ندارد که پس از پایان دوره ترامپ، ایران همچنان به تعهدات خود پایبند بماند.
اما مهمترین نارضایتی اسرائیل از تفاهم، گره زدن موضوع لبنان به توافق با ایران است که از نظر رژیم، آزادی عمل ارتش اسرائیل در لبنان را سلب کرده و به همین دلیل به ضرر اسرائیل خواهد بود. پس از حمله اسرائيل به ضاحیه تنها ساعاتی پیش از اعلام رسمی توافق ایران و آمریکا، تنشها میان مقامات اسرائيل و ایالات متحده به اوج رسید. مقامات تلآویو با این اقدام تلاش کردند تا به واشنگتن تفهیم کنند که حتی در صورت امضای توافق با تهران، تلآویو به دنبال حفظ آزادی عمل خود در لبنان خواهد بود. اما مقامات آمریکایی که دستیابی به توافق را در آستانه فروپاشی میدیدند، تلاش کردند تا از طریق واسطهها از ایران بخواهند که به اسرائیل حمله نکند. تهران نیز پایان جنگ در تمامی جبههها را شرط اساسی خود برای امضای توافق اعلام کرد. اما تبعاً این بند از توافق منوط به تمکین اسرائیل بوده و مطابق شواهد موجود، اکنون اسرائيل تمایلی به تبعیت از آمریکا در این خصوص ندارد. بر همین اساس، مقامات اسرائیل معتقدند که تنها عامل بازدارنده حزبالله اهرم میدان بوده و تفاهمات دیپلماتیک، نه تنها چالش اسرائیل با حزبالله را مرتفع نمیسازد، بلکه منجر به بازیابی توان این گروه خواهد شد. اما در ادامه ونس با اظهاراتی بیسابقه اظهار داشت که اسرائيل تنها یک دوست واقعی در جهان دارد و بیش از دو سوم سلاحهایش از طریق آمریکا تامین میشود. بنابراین، این رژیم نمیتواند ریسک دور شدن از متحد بزرگ خود را بپذیرد.
مطابق شواهد موجود، اکنون شکاف عمیقی میان خواستههای سران آمریکا و اسرائيل در خصوص تداوم یا خاتمه جنگ با ایران به وجود آمده و همین مسئله سبب شده است تا نارضایتی از عملکرد ترامپ در میان مقامات تلآویو افزایش یابد. به هر جهت بعید است ترامپ منافع خود را قربانی موقعیت سیاسی و محذوریتهای داخلی نتانیاهو کند و مطابق با زمانبندی او پیش رود اما به نظر میرسد در لبنان رئیس جمهور آمریکا بر خلاف متن تفاهمنامه و بسته به واکنش ایران تا جای ممکن دست نتانیاهو را باز گذاشته و حداقل، عقب نشینی نیروهای اسرائیلی از لبنان را به تعویق اندازد. اظهارات ونس مبنی بر این که خروج اسرائيل از جنوب لبنان، بخشی از مذاکرات با ایران نیست، خود موید این مسئله است.
0 دیدگاه