پس از نقض عهدهای مکرر طرف آمریکایی در تفاهم مشترک با ایران، سرانجام با اعلام رسمی دونالد ترامپ مبنی بر خروج آمریکا از تفاهم، دور جدیدی از تنش‌ها میان دو کشور از تاریخ ۱۷ تیر رسما آغاز شد. اما نکته قابل توجه، عدم ورود مستقیم اسرائيل به این دور از درگیری‌ها بود.

تقسیم وظایف

بنابر ادعای منابع امنیتی ایالات متحده، در کارزار نظامی فعلی این کشور علیه ایران، ایالات متحده خود به تنهایی مسئولیت حمله به مراکز حساس ایران را برعهده گرفته و در این میان، اسرائيل علاوه بر پشتیبانی لجستیکی از جنگنده‌های آمریکایی، با ارائه اطلاعاتی در خصوص پایگاه‌های موشکی، مقرهای فرماندهی نظامی، تاسیسات هسته‌ای و زیرساخت‌ها، این کشور را در ضربه به اهداف حساس در ایران یاری می‌‎کند. در همین چارچوب و بنابر اظهارات کاتس، وزیر جنگ اسرائيل، جنگنده‌های آمریکا برای حمله به ایران از پایگاه‌های هوایی اسرائیل استفاده کرده و در آنجا سوخت‌گیری می‌کنند.

 به نظر می‌رسد ایالات متحده با در دست گرفتن فرماندهی این عملیات تلاش دارد تا مانع از اقدامات خودسرانه رژیم اسرائیل شده و از تشدید دوباره تنش‌ها و وسعت یافتن میدان نبرد جلوگیری کند. بنابراین، در دوره فعلی تنش‌ها، رژیم اسرائيل تنها به نقش پشتیبانی لجستیکی، فنی و اطلاعاتی از آمریکا بسنده کرده، اما در صورت بروز تحولات گسترده میدانی، احتمال ورود مستقیم این رژیم به صحنه درگیری دور از ذهن نخواهد بود.

دور ماندن از حملات ایران

بنابر اظهارات برخی از مقامات سیاسی و امنیتی رژیم صهیونیستی، اسرائیل فعلاً علاقه‌‌ای به پیوستن به درگیری با ایران ندارد، چرا که درگیری محدود میان ایران و آمریکا بهترین گزینه ممکن برای اسرائيل است. مطابق اظهارات اسموتریچ، وزیر دارایی اسرائيل، در دور فعلی تنش‌ها در حالی که ایران بر اثر حملات آمریکا تضعیف می‌شود، هیچ آسیبی به اسرائيل وارد نشده و این بهترین اتفاق برای رژیم اسرائیل است. بر همین اساس، اکنون به باور برخی چهره‌های امنیتی در اسرائیل، بهترین راه جهت تضعیف و سرنگونی حکومت ایران، وارد آوردن ضربات نظامی و اقتصادی به این کشور از طریق حملات هوایی آمریکا و محاصره دریایی بوده و دلیلی ندارد که اسرائيل فعلاً خود را درگیر جنگ با ایران کند. اما تبعاً برخی شخصیت‌های سیاسی در اسرائیل به واسطه وضعیت نامطلوب خود در نظرسنجی‌های انتخاباتی، تمایل دارند تا برای کسب محبوبیت، دوباره کارزار نظامی علیه ایران را از سر بگیرند.

یکی دیگر از مسائلی که سبب شده است تا در شرایط فعلی اسرائيل ورود مستقیمی به جنگ با ایران نداشته باشد، مسئله پرداختن به اولویت‌های دیگر است. بر همین اساس، اسرائيل در شرایط فعلی از فرصت استفاده کرده و با عدم ورود به جنگ دوباره با ایران و تعامل با دولت لبنان در پرونده حزب‌الله، تمرکز خود را بر اهدافی نظیر کرانه باختری و غزه متمرکز کرده تا مانع از تقویت دوباره گروه‌های فلسطینی شود.

تلاش برای اخذ چراغ سبز از ترامپ

به نظر می‌رسد در دور جدید تنش‌ها، آمریکا تلاش دارد تا با اعمال فشار و تحمیل هزینه بر ایران، این کشور را به پای میز مذاکره بازگردانده و امتیازات مطلوب خود را از آن طلب کند. اما در صورت شکست این رویکرد، ترامپ ممکن است با نشان دادن چراغ سبز به اسرائيل، راه را برای ورود مستقیم رژیم به جنگ با ایران باز کند. در همین چارچوب، تبعاً سفر نتانیاهو به واشنگتن و دیدار او با ترامپ نیز می‌تواند نشانه‌ای از تلاش اسرائیل برای ورود مستقیم به جنگ با ایران باشد. مطابق برخی گزارش‌ها، نتانیاهو در این سفر تلاش کرده تا با ارائه اطلاعاتی در خصوص تاسیسات کوه کلنگ، مقامات کاخ سفید را در حمله به این تاسیسات ترغیب کند. این مسئله می‌تواند بار دیگر به تشدید تنش‌ها و ورود دوباره اسرائيل به جنگ با ایران منتهی شود. مطابق اظهارات اخیر کاتس، وزیر جنگ اسرائيل، سران این رژیم به شدت خواهان از سرگیری حملات به ایران با هدف تخریب زیرساخت‌های انرژی این کشور هستند، اما نگرانی آمریکا از تاثیر این حملات بر بازارهای جهانی سبب شده تا فعلاً مجوزی برای ورود مستقیم اسرائيل به جنگ با ایران صادر نشود.

بنابراین از آنجایی که سران دولت فعلی اسرائيل برای ممانعت از شکست خود در انتخابات آتی این رژیم نیازمند دستیابی به موفقیتی چشمگیرند، تبعاً تلاش خواهند کرد تا با کسب مجوز از ترامپ، تنش‌ها را تشدید کرده و دوباره وارد درگیری با ایران شوند. تبعا یکی از اصلی‌ترین اهداف سفر نتانیاهو به واشنگتن نیز همین مسئله بوده است.


اندیشکده تهران


0 دیدگاه

logo

ارسال دیدگاه