آمریکای ترامپ نه به دلایل خیرخوانه، بلکه بهخاطر مسائل سیاسی و امنیتی ثبات در جامعه ونزوئلا را در حال حاضر مطلوب خود میپندارد. جلوگیری از موج ملیگرایی و آمریکاستیزی در ونزوئلا راه را برای تغییر رفتار سیاست خارجی ونزوئلا همراه میکند.
یکی از خروجیهای تأملبرانگیز عملیات ربایش مادورو مواجه منفعلانه بخش بزرگی از جامعه ونزوئلا با این اتفاق بود. همانطور که در یادداشت دیگری نیز بررسی شده بود، تنها بخش اقلیتی از جامعه در هفتههای نخست پس از ربایش به نحوی فعالانه در خیابانها تظاهرات ضدآمریکایی برگزار کردند. همچنین، جامعه ونزوئلا علیرغم مشکلات اقتصادی متعدد ثبات و آرامش نسبی دوران مادورو را حفظ کرده و تاکنون مخالفت برجستهای از خود با دلسی رودریگز، رئیسجمهور موقت ونزوئلا نشان نداده است. یک عامل قطعاً محبوبیت بسیار پایین مادورو بوده است؛ اما چه عوامل دیگری در این وضعیت دخالت دارند؟
سرعت آمریکا در اجرای عملیات اهمیت داشت. آمریکا نخست محاصره نفتی ونزوئلا را آغاز کرد و پیش از آنکه این محاصره به یک بحران اجتماعی منتج شود، عملیات ربایش را آغاز نمود. در صورتی که محاصره نفتی تداوم مییافت، دولت ونزوئلا از مهمترین درآمد خود محروم میشد که خود را در یک فروپاشی اقتصادی نشان میداد. این فروپاشی نهتنها احساسات ضدآمریکایی را تقویت میکرد، بلکه جامعه این کشور را به نوعی هرجومرج دچار میساخت.
افزون بر این، ونزوئلا در جریان حمله آمریکا تلفات غیرنظامی پایینی داشت. روزنامههای نیویورک تایمز و واشنگتن پست گزارش دادند که در این حمله در کاراکاس و مناطق دیگر، دستکم حدود ۴۰ نفر کشته شدهاند که در میان آنها تعدادی غیرنظامی نیز حضور داشتهاند. این رقم پایین کشتهشدگان غیرنظامی باعث شد که احساسات ملیگرایانه نه در اکثریت، بلکه تنها در بخشی از جامعه ونزوئلا شکل بگیرد و به یک موج ضدآمریکایی فراگیر منتهی نشود.
از سوی دیگر، اپوزیسیون قدرتمندی نیز در ونزوئلا حضور نداشت تا از فرصت ربایش مادورو بهره برده و قدرت را به دست گیرد. قشر مخالف دولت مستقر نیز توانی برای استفاده از این فرصت نداشت. حتی برخی گزارشها حاکی از دستگیری کسانی هستند که از ربایش مادورو ابزار خوشحالی کردند. افزون بر این، بخش دیگری از جامعه نیز صرفاً دغدغههای معیشتی را اولویت خود میدانند و به همین دلیل واکنشی خنثی به تهاجم آمریکا به ونزوئلا از خود نشان دادند.
تمامی این عوامل در کنار یکدیگر باعث شدهاند که دلسی رودریگز تاکنون دوران آرامی را در قدرت داشته باشد. در کنار سیاست توازن میان آمریکا و سوسیالیستهای ونزوئلا، این ثبات نسبی نیز به او کمک کرده است تا قدرتش تداوم داشته باشد. همچنین او با یکسری اقداماتی نظیر عفو تمامی زندانیان سیاسی از زمان چاوز و ارائه برنامههایی در حوزه رفاه و سرمایهگذاری چهره نسبتاً مثبتی از خود را در جامعه ونزوئلا ایجاد کرده است. به عبارت دیگر، میتوان دریافت که بخشی از جامعه ونزوئلا، مخصوصاً آنان که غالباً دغدغههای اقتصادی دارند فعلا با رودریگز همراهی خواهند کرد.
آمریکای ترامپ نه به دلایل خیرخوانه، بلکه بهخاطر مسائل سیاسی و امنیتی ثبات در جامعه ونزوئلا را در حال حاضر مطلوب خود میپندارد. جلوگیری از موج ملیگرایی و آمریکاستیزی در ونزوئلا راه را برای تغییر رفتار سیاست خارجی ونزوئلا همراه میکند. افزون بر این، وقوع هرجومرج در جامعه ونزوئلا، معضلات امنیتی متعددی را برای آمریکا به همراه خواهد داشت. فروپاشی اقتصادی و اجتماعی ونزوئلا، اقتدار دولت مرکزی را تضعیف میکند و مردم برای رفع مشکلات معیشتی خود بیش از گذشته به سمت کارتلهای مواد مخدر خواهند رفت. همچنین تضعیف حاکمیت در ونزوئلا راه نفوذ را برای دشمنان آمریکا در ونزوئلا هموار میکند.
سرعت عمل آمریکا و جلوگیری از تعمیق محاصره نفتی مانع بروز فروپاشی اقتصادی و شکلگیری موج گسترده ملیگرایی شد. پایین بودن تلفات غیرنظامی نیز از تشدید احساسات ضدآمریکایی جلوگیری کرد. نبود اپوزیسیون قدرتمند و اولویت داشتن دغدغههای معیشتی، فضا را برای ثبات نسبی فراهم ساخت. دلسی رودریگز با سیاستی میانهرو، عفو زندانیان سیاسی و وعدههای رفاهی، موقعیت خود را فعلاً تثبیت کرده است. آمریکا نیز برای جلوگیری از هرجومرج، تقویت کارتلها و نفوذ رقبا، ترجیح میدهد ثبات ونزوئلا حفظ گردد.
0 دیدگاه