محور مرکزی این توافق امنیت جنوب سوریه است، جایی که اسرائیل می‌خواهد تهدیدها را عقب براند و سوریه می‌خواهد فشار نظامی و اقتصادی دائمی علیه خود را کاهش دهد. از سوی دیگر ایران متغیر اصلی این توافق امنیتی است، حتی اگر نامش در متن بیانیه نیامده باشد.


بالاخره بعد از چندین ماه تنش و درگیری در جنوب سوریه، مقامات اسرائیلی و سوری پس از دیداری که تحت نظارت آمریکا در پاریس برگزار شد، بر سر ایجاد یک «مکانیسم هماهنگی مشترک» توافق کردند. اما این سازوکار چیست؟ و تل آویو و دمشق هر کدام بدنبال چه چیزی هستند؟

مهم‌ترین بندهای این بیانیه امنیتی که مورد توجه قرار گرفته است بابی جدید در ارتباطات بین سوریه و اسرائیل را باز می‌کند. دو طرف تصمیم گرفتند سازوکاری مشترک تشکیل دهند که به‌عنوان «یک سلول ارتباطی اختصاصی» عمل کند. این سازوکار با هدف هماهنگی سریع و مستمر در زمینه‌های زیر طراحی شده است:

▫️اشتراک‌گذاری اطلاعات استخباراتی
▫️کاهش تنش‌های نظامی
▫️ارتباطات دیپلماتیک
▫️بررسی و تسهیل فرصت‌های همکاری تجاری

این سازوکار تحت نظارت آمریکا فعالیت خواهد کرد و قرار است به‌عنوان پلتفرمی برای رفع سریع اختلافات و جلوگیری از سوءتفاهم‌ها عمل کند. همچنین یکی از نگرانی‌های جدی دولت احمد الشرع موضوع اقلیت دروزی در جنوب غرب سوریه بود. در این بیانیه توافق شد که «گفتگوها برای دستیابی به اهداف مشترک و تضمین امنیت اقلیت دروزی در سوریه ادامه یابد».

اما سوریه چه بدست آورده است؟

سوریه خواستار خروج نیروهای اسرائیلی از مناطقی است که پس از سقوط رژیم بشار اسد تحت کنترل بوده‌اند، و همچنین خواستار یک «چارچوب امنیتی متقابل» است که حاکمیتش را تضمین کند. اما اسرائیل هر گونه توافق را مشروط به تضمین منافع امنیتی خود می‌داند، از جمله اجرای روند خلع سلاح در بخش‌هایی از جنوب غربی سوریه.

بیانیه اخیر را باید تلاشی برای «مدیریت تنش» دانست. آمریکا با فشار دو طرفه هم به ترکیه به عنوان متحد سوریه و هم اسرائیل برای رسیدن به یک توافق سعی می کند که دولت جدید سوریه را با خود همراه کند.

محور مرکزی این توافق امنیت جنوب سوریه است، جایی که اسرائیل می‌خواهد تهدیدها را عقب براند و سوریه می‌خواهد فشار نظامی و اقتصادی دائمی علیه خود را کاهش دهد. از سوی دیگر ایران متغیر اصلی این توافق امنیتی است، حتی اگر نامش در متن بیانیه نیامده باشد. کل فلسفه گفت‌وگو میان سوریه و اسرائیل با میانجیگری آمریکا، بر مهار یا تنظیم حضور ایران در سوریه بنا شده است.

چشم‌انداز و سناریوهای پیش‌رو

این روند به شدت وابسته به متغیرهای بیرونی است: تحولات غزه و لبنان، معادلات داخلی قدرت در سوریه و اسرائیل، و تغییرات در سیاست آمریکا. هر تکانه بزرگ در این عرصه‌ها می‌تواند مسیر فعلی را متوقف یا معکوس کند. بنابراین، طبق یک تحلیل خطی بیانیه اخیر نه پایان بحران، بلکه آغاز دوره‌ای از معامله‌گری امنیتی محسوب می‌شود؛ دوره‌ای که اگر به بسته بازسازی و تضمین‌های بین‌المللی متصل نشود، به توافقی پایدار تبدیل نخواهد شد.

از دل این معادله، انتظار می‌رود گفت‌وگوها حول چند موضوع پیش برود: محدودسازی تحرکات نظامی ایران و نیروهای هم‌پیمان در عمق جنوب سوریه، ایجاد ترتیبات نظارتی یا میانجی‌گرانه در نواحی نزدیک به جولان، و باز کردن مسیرهایی برای کمک‌های اقتصادی و بشردوستانه به دمشق در ازای امتیازات امنیتی و در آخر یک عادی‌سازی بدون جنجال بین دمشق و تل آویو. آمریکا می‌خواهد همین مدل را بین لبنان و اسرائیل نیز پیاده کند، یعنی «توافق امنیتی» برای عادی سازی دیپلماتیک!

در روند امنیتی میان سوریه و اسرائیل با میانجیگری آمریکا، سه مسیر اصلی محتمل است که می‌توان آن‌ها را به صورت یک خط داستانی و تحلیلی ترسیم کرد.

1-  سناریوی محتمل‌تر، تعلیق است؛ جایی که مذاکرات ادامه می‌یابد اما نتیجه ملموس حاصل نمی‌شود.

2- ایران به همراه متحدان حاضر به کاهش واقعی حضور در جنوب نیست، اسرائیل حملات محدود خود را ادامه می‌دهد و دمشق امتیاز اقتصادی ملموسی دریافت نمی‌کند. ترکیه نیز پرونده شمال را جدا نگه می‌دارد. در این وضعیت، وضعیت شبه‌جنگ–شبه‌صلح برقرار است، کاهش نسبی درگیری‌ها رخ می‌دهد اما با هر بحران جدید، امکان فروپاشی توافق موقت وجود دارد.

3- از سویی اردوغان هم خوب می داند که تیکه بر توافق با اسرائیل راه به جای نخواهد برد. به همین علت پیشنهادهایی به ایران ارائه خواهد کرد که در ازای ارتباط با دولت الشرع ترتیباتی برای ایجاد کریدور امن تهران به بیروت فراهم شود، موضوعی که ایران دو بار تاکنون آن را رد کرده است.


محمد علی حسن نیا


0 دیدگاه

logo

ارسال دیدگاه