«حمایت» انصارالله از حزبالله در اصل یک موازنهسازی راهبردی است: با ایجاد فشار نظامی در دریای سرخ، عربستان را وادار میکند میان «خلع سلاح حزبالله در لبنان» و «امنیت صادرات نفت خود» یکی را انتخاب کند.
عربستان سعودی هماهنگ با آمریکا و اسرائیل فشار بیسابقهای بر حزبالله لبنان وارد کرده و میکوشد از طریق طرح «خلع سلاح» و قطع خطوط لجستیک، این نیرو را مهار کند. در همین بازه، انصارالله یمن جبهه دریای سرخ را تشدید کرده و یکبار عبدالملک الحوثی در سال ۲۰۲۴ پایان جنگ با اسرائیل را منوط به پایان جنگ در لبنان دانسته بود. اکنون سوال اصلی آن است که ارتباطات حزب الله و انصارالله چه تاثیری بر تنش های جدید دارد.
ماهیت رابطه انصارالله و حزبالله
ریشههای رابطه انصارالله و حزبالله به میانه دهه ۲۰۰۰ بازمیگردد. شهید سید حسن نصرالله پایگاهی ثابت ساخت که الگویی قابل تعمیم شد و شهید هيثم الطبطبایی (ابو علی) سالها مدیریت رابطه با انصارالله را بر عهده داشت، بارها به یمن سفر کرد و نیازهای واقعی این نیرو را میشناخت. این رابطه، زنجیره فرماندهی–اطاعت نیست؛ بلکه همکاری دو طرف بر اصل «احترام به شرایط داخلی یمن و واگذاری تصمیمگیری به نیروهای یمنی» بنا شده و رابطهای مبتنی بر «انتقال تجربه، مشورت و پشتیبانی» است، نه «صدور دستور».
رابطه نظامی انصارالله و حزبالله فراتر از همپیمانی سیاسی و به یک همکاری عملیاتی، آموزشی و فنی چندلایه تبدیل شده است. مهمترین سند، اظهارات نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله، در مراسم بزرگداشت شهید هيثم الطبطبایی است. او فاش کرد الطبطبایی ۹ سال (۲۰۱۵ تا ۲۰۲۴) در یمن حضور داشته و مسئول «تدريب، إعداد و بناء قدرات» نیروهای انصارالله بوده است. الطبطبایی پیشتر فرمانده قوة الرضوان و مسئول عملیات حزبالله در سوریه بود. وجود فرماندهی در این سطح به مدت ۹ سال نشان میدهد این رابطه نه مأموریتی مستشاری گذرا، بلکه پروژهای راهبردی برای ساخت توانمندی نظامی انصارالله بوده است.
روزنامه الاخبار نیز به نقل از منابع نزدیک به انصارالله تأکید کرده هماهنگیهای سیاسی، نظامی و عملیاتی میان صنعا، حزبالله و گروههای محور مقاومت هرگز متوقف نشده و در بالاترین سطح قرار دارد. این منابع تصریح کردند صنعا اجازه نخواهد داد لبنان مورد تعرض قرار گیرد و حزبالله بهتنهایی بجنگد. گزارش سازمان ملل نیز حضور مستشاران حزبالله در مناطق تحت کنترل انصارالله و ارائه حمایت فنی در برنامههای موشکی و پهپادی را تأیید میکند.
مکانیسم میدانی: از تونل و استتار تا موشک و اطلاعات
تجربه نبرد مأرب و جنگ جنوب، شبکه قبیلهای، صنایع موشکی و پهپادی، تونلها و منظومه شنود، همگی الگویی مشابه تجربه حزبالله پدید آورد. همانگونه که شهید هيثم الطبطبایی سالها مدیریت رابطه با انصارالله را بر عهده داشت و نیازهای واقعی این نیرو را میشناخت، این زیرساختها به انصارالله امکان داد در چارچوب محور مقاومت، تجربه حزبالله را جذب و آن را در مقیاس سرزمینی یمن بازتولید کند. اطلاعات چندسطحی و توان پنهانسازی، همان الگویی است که حزبالله در جنوب لبنان به کار گرفت و انصارالله آن را در برابر شناسایی و حملات هوایی دشمن بومیسازی کرد.
منطق راهبردی تشدید جبهه یمن: مهار فشار عربستان در لبنان
فشار عربستان بر حزبالله در لبنان در سالهای اخیر به اوج رسیده است. ریاض طرح «انحصار سلاح» را پیش برده، خلع سلاح حزبالله را شرط ازسرگیری روابط تجاری و گشایش اقتصادی لبنان قرار داده و هماهنگ با آمریکا و اسرائیل میکوشد خطوط لجستیک زمینی حزبالله از سوریه را قطع و پروازهای مرتبط با آن را محدود کند. در این چارچوب، اسرائیل نیز حملات خود را تشدید کرده است.
پاسخ انصارالله منطق راهبردی روشنی دارد. سخنگوی این نیرو صریحاً گفت «زمان، عصر جدایی را پایان داده» و «هیچ تجاوزی به یک منطقه محدود نمیماند» و ادعا کرد برای «تحولی بزرگ» آماده است و تنها منتظر درخواست حزبالله برای ورود به میدان است. منابع نزدیک به انصارالله گفتند «صنعا اجازه نخواهد داد لبنان بهتنهایی هدف قرار گیرد».
نتیجه
«حمایت» انصارالله از حزبالله در اصل یک موازنهسازی راهبردی است: با ایجاد فشار نظامی در دریای سرخ، عربستان را وادار میکند میان «خلع سلاح حزبالله در لبنان» و «امنیت صادرات نفت خود» یکی را انتخاب کند. بنیان نهادی این سازوکار، دو دهه همکاری نظامی حزبالله و انصارالله و اعتماد و تجربه عملیاتی انباشته از آن است؛ و کارآمدی آن از جایگاه ویژه انصارالله بهعنوان نیرویی سرزمیندار، دارای دستگاه دولتی، شبکه تونلی و منظومه اطلاعاتی مسلط بر آبراه حیاتی نشات میگیرد. برای عربستان این یعنی هر واحد فشار در لبنان، ممکن است در بازیای با برگ امنیت کشتیرانی دریای سرخ، هزینهای معادل به بار آورد.
0 دیدگاه