بهنظر نمیرسد تصمیم پکن برای توسعه زیرساختهای دیپلماتیک خود و احداث سفارت جدید در اسرائیل، صرفاً اقدامی اداری و فاقد معنای دیپلماتیک باشد.
در حالی که سه دهه از برقراری روابط دیپلماتیک چین و اسرائیل گذشته است، پیوند میان این دو بازیگر را میتوان یکی از پیچیدهترین روابط قلمداد نمود. این پیچیدگی محصول همزمانی همکاری اقتصادی، رقابت قدرتهای بزرگ و فراز و فرود در بحرانهای منطقهای است. آنچه زمانی ترکیبی از همتکمیلی توانمندیهای فناورانه بود، امروز در سایه تنشهای منطقهای و جهانی به رابطهای چندلایه و ناپایدار بدل شده است. در این اثناء بهنظر نمیرسد تصمیم پکن برای توسعه زیرساختهای دیپلماتیک خود و احداث سفارت جدید در اسرائیل، صرفاً اقدامی اداری و فاقد معنای دیپلماتیک باشد.
روابط اقتصادی و تعاملات چندوجهی
در آغاز، روابط چین و اسرائیل بر محور اقتصاد و علم شکل گرفت. در این همکاری دوجانبه، ظرفیت اکوسیستم تحقیق و توسعه پیشرفتهی اسرائیل در کنار ظرفیت تولید انبوه و بازار بزرگ داخلی چین قرار گرفت. این موضوع امکان توسعه همکاری اقتصادی دوجانبه را گسترش داد. گفتنی است حجم مبادلات تجاری دو دولت از حدود ۸ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۳ به ۲۵ میلیارد دلار در ۲۰۲۲ رسید.
تاثیر رقابت آمریکا و چین
از اواخر دهه ۲۰۱۰ و پس از اعمال تعرفههای گسترده از سوی واشنگتن علیه پکن، رابطه اقتصادی چین و اسرائیل با محدودیتهای جدیدی مواجه شد. آمریکا برای جلوگیری از دسترسی چین به فناوریهای پیشرفته، شرکتهای آمریکایی و متحدانش را به کاهش صادرات نیمههادی و تجهیزات حساس واداشت و در یک نمونه باعث شد صادرات نیمههادی اسرائیل به چین از ۲۱ میلیون دلار در ۲۰۲۰ به ۱۱ میلیون دلار در ۲۰۲۲ سقوط کند.
بحران غزه و تحول در رویکرد چین
برای پکن که در مسئله فلسطین همواره بر راهحل دو دولتی تاکید نموده است، واقعه ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و آغاز جنگ غزه نقطهای مهم در تنظیم سیاست خارجی نسبت به اسرائیل بود. اگرچه روابط اقتصادی و دیپلماتیک رسمی قطع نشد، اما لحن سیاسی، اولویتهای دیپلماتیک و رفتار چین در مجامع بینالمللی تغییراتی قابل توجه نشان داد. مقامات چینی بارها بر لزوم آتشبس فوری و تشکیل کشور فلسطینی تأکید کردند. هرچند دعوت چین از گروههای فلسطینی اعم از حماس و فتح برای گفتوگو و آشتی داخلی، بخشی از تلاش گستردهتر پکن برای ایفای نقش فعالتر در دیپلماسی خاورمیانه و تقویت جایگاه خود بهعنوان میانجی بینالمللی بود اما این اقدام از سوی اسرائیل صرفاً یک ابتکار دیپلماتیک بیطرف تلقی نشد.
جنگ ۱۲روزه و آزمون رویکرد دوگانه پکن
جنگ ۱۲ روزه چین را در موقعیتی پیچیده قرار داد. از سویی ایران بهعنوان یکی از شرکای مهم منطقهای چین بود و از سوی دیگر راهبرد پکن برای اجتناب از جانبداری در منازعات ژئوپلیتیک و منطقهای اهمیت داشت. موضع چین در این جنگ بر مدیریت بحران، مهار تنش و حفظ توازن در روابط با هر دو طرف استوار بود. پکن تلاش کرد از تشدید درگیری جلوگیری کند، در عین حال منافع راهبردی خود با تهران و روابط اقتصادی و فناورانه با اسرائیل را حفظ نماید. برای اسرائیل، این رویکرد دوگانه نشانی از شکاف عمیق در درک منافع امنیتی است.
سایه تایوان بر روابط
اصل چینواحد برای پکن غیرقابل مذاکره است و هرگونه تبادل رسمی با تایوان را بهشدت محکوم میکند. در دسامبر ۲۰۲۵، رسانهها از دیدار مخفیانه یکی از مقامات تایوان با مسئولان اسرائیلی خبر دادند. سفارت چین بلافاصله واکنش نشان داد و تأکید کرد که تایوان بخشی از چین است و اسرائیل باید اشتباهاتش را اصلاح کند.
افتتاح سفارت جدید
پس از آتشبس غزه و کاهش تنش ایران–اسرائیل، چین کوشید چهرهای متوازنتر از خود ارائه دهد و مناسبات با تلآویو را ترمیم کند. نماد این تلاش، افتتاح سفارت جدید و بزرگ چین در خیابان بنیهودا در قلب تلآویو و برگزاری جشن سال نو چینی در فوریه ۲۰۲۶ بود. ژیاو جونژنگ، سفیر چین در اسرائیل، در این مراسم از «پایداری و تابآوری» مردم اسرائیل تمجید کرد و اعلام کرد حجم تجارت دو کشور در سال ۲۰۲۵ به ۳۳ میلیارد دلار رسیده است که رکوردی تازه محسوب میشود. این پیامها آشکارا میخواست به افکار عمومی اسرائیل اطمینان دهد که پکن هنوز به همکاری اقتصادی با تلآویو متعهد است.
جمعبندی
روابط چین و اسرائیل دیگر صرفاً یک رابطه اقتصادی نیست؛ بلکه درهمتنیده با بحرانهای غرب آسیا و رقابت قدرتهای بزرگ است. با این وجود رفتار پکن در افتتاح یکی از بزرگترین سفارتخانههای خود در تلآویو نشان میدهد بلوکبندیهای قدرت از منظر غرب برای پکن فاقد معنی است و سیاست خارجی چین فارغ از چنین قطببندیهایی و با درنظر داشتن اصول خود در پی بیشینهسازی منافع ملی این کشور حرکت میکند.
0 دیدگاه