به رغم اختلافنظر و رقابت طولانی مدت ایران و ترکیه در سوریه، این دو کشور ناگزیر از همکاری با یکدیگر در محیط پر آشوب غرب آسیا هستند.
دهم بهمن ماه، «عباس عراقچی» وزیر امور خارجه ایران در استانبول با همتای ترکیهای خود «هاکان فیدان» و همچنین با اردوغان در پشت درهای بسته دیدار کرد. این سفر که در بحبوحه لفاظیهای ترامپ و اعزام ناوگان دریایی آمریکا به منطقه انجام میشود، شاید آخرین فرصت میانجیگری میان تهران و واشنگتن باشد. تماس تلفنی اردوغان با پزشکیان پس از این دیدار و پیشنهاد برگزاری فوری مذاکره میان طرفین در ترکیه، بیش از آنکه یک اقدام پرستیژی از جانب آنکارا باشد، ریشه در دلایل رئالیستی زیر دارد؛ زیرا در صورت وقوع جنگ، ترکیه از جمله کشورهایی است که بیش از دیگران با پیامدهای ناگوار آن مواجه خواهد شد.
دلایل سیاسی
به رغم اختلافنظر و رقابت طولانی مدت ایران و ترکیه در سوریه، این دو کشور ناگزیر از همکاری با یکدیگر در محیط پر آشوب غرب آسیا هستند. حتی با ساقط شدن متحد قدیمی تهران توسط نیروهای تحت حمایت اردوغان دو کشور همچنان برخی از همکاریهای منطقهای خود را ادامه میدهند.
این در حالی است که با روی کارآمدن جولانی تقریباً تمامی زیرساختهای نظامی سوریه توسط اسرائیل منهدم شد. لذا اختلافنظر میان ترکیه و اسرائیل وارد مرحله خطرناکی شده است. ترکیه در حال حاضر در مواجهه با اسرائیل گرفتار «معمای امنیت» شده است. آنکارا، با احاله مسئولیت مقابله با اسرائیل جمهوری اسلامی ایران را بخش مهمی از راهحل این معما میداند.
به عنوان مثال بر اساس برخی گزارشها، ترکیه از اوایل ۲۰۲۵ چند پایگاه هوایی در سوریه (از جمله پایگاه هوایی T4 در حومه حمص و فرودگاه/پایگاه حماه) را برای استقرار نیرو و سامانههای پدافندی در چارچوب یک توافق با دولت دمشق بررسی کرده بود. هیئتهای نظامی ترکیه نیز چند بار از این پایگاهها بازدید داشتند، اما چند ساعت پس از یکی از بازدیدها، جنگندههای اسرائیلی همان پایگاهها را بهشدت بمباران کردند. به گونهای که پایگاه T4 بهگفته منابع اطلاعاتی «عملاً غیرقابل استفاده» شد.
ترکها بر این باورند که زیاد خواهیهای اسرائیل فراتر از آنچه تا کنون اتفاق افتاده خواهد رفت. بنابراین جلوگیری از جنگ و حفظ توان جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک وزنه در مقابله با اسرائیل، به وضوح کارکرد سیاسی برای آنکارا دارد؛ زیرا تمرکز راهبردی تلآویو از طریق ایران پراکنده میشود.
دلایل امنیتی
هرگونه درگیری نظامی علیه ایران، خطر سرریز ناامنی به مناطق کردنشین در شرق ترکیه را بالا میبرد. افزایش فعالیت گروههایی مانند پژاک، قاچاق سلاح و مواد مخدر، شکلگیری کریدورهای جدید برای شبکههای مسلح از جمله این موارد هستند.
به همین منظور دکترین رسمی ترکیه نسبت به ایران بر مبنای جلوگیری از فروپاشی ساختاری طراحی شده است؛ زیرا یک ایران بیثبات، زنجیرهای از منازعات قومی، تروریسم و اقتصاد سیاه در کل منطقه ایجاد میکند که مستقیماً تهدیدات امنیتی بر علیه ترکیه ایجاد خواهد کرد.
همچنین از نگاه آنکارا، جنگ گسترده آمریکا علیه ایران میتواند شبیه سناریوی عراق و سوریه، اما در مقیاسی بهمراتب بزرگتر، نظم منطقهای را به هم بریزد که نه تنها فضا را برای بازیگران غیر دولتی مهیا میکند بلکه امکان نفوذ امنیتی رقبایی مانند روسیه را در مجاورت مرزهای ترکیه افزایش دهد که با منافع آنکارا تعارض آشکار دارد.
دلایل اقتصادی- اجتماعی
حمله آمریکا و بیثباتی در ایران موج جدید مهاجرت از مرزهای شرقی ترکیه را بالا خواهد برد. با توجه به جمعیت ایران موج مهاجرت از ایران قابل مقایسه با بحران سوریه نخواهد بود و هزینههای بودجهای و اجتماعی گزافی را به ترکیه تحمل خواهد کرد.
ایران در حال حاضر حدود ۱۵-۱۶ درصد گاز مورد نیاز ترکیه را از طریق خط لوله تامین میکند. هر گونه ناامنی در ایران که صادرات انرژی یا زیر ساختهای انرژی ایران را تخریب کند هزینه واردات انرژی به ترکیه را افزایش میدهد. همچنین دشواری در صادرات انرژی از خلیج فارس ثبات اقتصادی ترکیه را تهدید میکند.
تجارت خارجی ایران و ترکیه در سال ۲۰۲۵ بیش از ۱۰ میلیارد دلار تخمین زده شده است. ایران از یک سو بازار صادراتی محصولات ترکیه و از سوی دیگر تامین کننده برخی مواد معدنی و پتروشیمی برای این کشور است.
آنکارا در میانه افزایش تنشها میان ایران و آمریکا بیش از این که با ژست لیبرالی و صلحطلبانه در پی میانجیگری بین طرفین باشد؛ از منظر یک بازیگر رئالیست وارد صحنه شده و به دنبال ممانعت از شکلگیری هزینههای ناخواسته، شانه خالی کردن از بار مسئولیت مقابله با اسرائیل در آیندهای مبهم و تداوم مقابله با تلآویو توسط جمهوری اسلامی ایران است.
0 دیدگاه