حرکت ناوگان در نزدیکی ایران چیزی بیش از نمایش قدرت خواهد بود: آزمونی برای اعتبار تهدید و حدود توان دستیابی به «اهداف بزرگ» بدون کشاندن منطقه به جنگی طولانی که هیچ‌کس خواهان آن نیست.


وقتی ترامپ می‌گوید کشتی‌ها «باید به جایی نزدیک ایران حرکت کنند»، او فقط پیام بازدارندگی ارسال نمی‌کند، بلکه خود را در معرض آزمون تصمیم‌گیری قرار می‌دهد: اینکه چگونه می‌توان یک نیروی نظامی پیشرفته را به دستاوردی سیاسی تبدیل کرد، بی‌آنکه وارد جنگی طولانی شد. اما معضل اینجاست که واشنگتن می‌خواهد اهدافی بزرگ را با گام‌هایی محدود دنبال کند: پایان دادن به برنامه هسته‌ای، مهار موشک‌ها و متوقف کردن برخورد با اعتراضات داخلی. هر یک از این اهداف منطق عملیاتی متفاوتی دارد و سطح متفاوتی از توانایی برای کنترل تشدید تنش را می‌طلبد.

بر اساس آنچه رسانه‌های آمریکایی گزارش کرده‌اند، گزینه‌های مورد بررسی نه یک تصمیم واحد، بلکه نوعی نردبان تشدید تنش است: از فشار همراه با تهدید، تا حملات محدود، و سپس کارزاری گسترده‌تر که حتی می‌تواند به ایده تغییر نظام نزدیک شود. در پشت صحنه، کاخ سفید می‌کوشد ابهام را به‌عنوان ابزار مذاکره حفظ کند: تهدید به‌اندازه‌ای جدی که تهران را به دادن امتیاز وادار کند، بی‌آنکه خط نهایی روشنی اعلام شود که دست واشنگتن را ببندد یا در را به روی بازدارندگی متقابل باز کند.

ترامپ واقعاً چه می‌خواهد؟

اهداف آمریکا در یک سه‌گانه خلاصه می‌شود: پایان دادن به غنی‌سازی اورانیوم، تضعیف برنامه موشک‌های بالستیک و محدود کردن نیروهای نیابتی تهران. چرا که آنچه تاکنون حاصل شده، مدیریت بحران بوده نه حل آن؛ چراکه مسیر هسته‌ای آسیب دیده و آهنگ آن کند شده، اما پرونده بسته نشده است. همچنین تهدید نیروهای نیابتی نیز کاهش یافته؛ اما از بین نرفته است. به‌نظر می‌رسد کانون اصلی مسئله موشک‌های بالستیک است؛ پرونده‌ای که سال‌هاست آمریکا و اسرائیل بر این باورند که با فشار صرف حل نمی‌شود، بلکه به اقدام نظامی علیه زیرساخت‌های پرتاب، انبارداری، فرماندهی و کنترل نیاز دارد.

1.توافق… اما با شروط

تهران می‌گوید نسبت به مذاکرات منصفانه گشوده است، اما مذاکره زیر تهدید را نمی‌پذیرد و هرگونه مذاکره درباره توانمندی‌های دفاعی خود را رد می‌کند. این موضع، شکافی قابل انتظار را نشان می‌دهد: واشنگتن خواهان توافقی گسترده‌تر است که پرونده هسته‌ای، موشکی و رفتار منطقه‌ای را دربر گیرد، در حالی که تهران می‌خواهد دامنه گفت‌وگو را به موضوع هسته‌ای، شرایط تحریم‌ها و تضمین‌ها محدود کند.

مزیت این رویکرد آن است که هزینه جنگ را پایین نگه می‌دارد و از بسیج نیرو به‌عنوان اهرم چانه‌زنی استفاده می‌کند. اما ضعف آن این است که تهدید بدون اقدام به‌سرعت اثرگذاری خود را از دست می‌دهد؛ به‌ویژه اگر تهران باور داشته باشد می‌تواند فشار را در گذر زمان یا از طریق واکنش‌های حساب‌شده نیروهای نیابتی‌اش جذب کند.

2.حمله محدود؟

گزینه دوم، حملات دقیق به برنامه هسته‌ای، شبکه موشکی یا مراکز سپاه است. از نظر تئوریک، این می‌تواند به ترامپ یک پیروزی سریع بدهد؛ چیزی همسو با ترجیح او به عملیات‌های کوتاه‌مدت. اما مشکل احتمال نرسیدن به اهداف اعلام‌شده است. نه برنامه هسته‌ای با یک ضربه از میان می‌رود و نه بدون جنگ گسترده، برنامه موشکی فلج می‌شود، راه را برای تلافی ایران علیه آمریکا و متحدان منطقه‌ای نیز باز می‌شود. تحلیل‌گران متعددی معتقدند مسئله ایران راه‌حل برق‌آسا ندارد.

3.جنگ گسترده و هزینه‌های آن

سومین مسیر جنگی فراگیرتر است که زیرساخت‌های موشکی، سامانه‌های بازدارندگی و دستگاه‌های امنیت داخلی را هدف بگیرد و شاید حتی به تغییر نظام نزدیک شود. در اینجا واشنگتن نگرانی‌های دارد: اجرای خطوط قرمز در قبال موشک‌ها و برخورد با معترضین، مستلزم دامنه وسیعی از عملیات است، نه صرفاً حملات نمادین.

اما این مسیر به پرسش «فردای بعد از آن» می‌رسد: چه کسی بر ایران حکومت خواهد کرد؟ اگر سقوط رهبری با ظهور جناحی تندروتر در سپاه پاسداران همراه شود چه؟ و بی‌ثباتی احتمالی در کشوری با این وسعت جغرافیایی و نهادی چگونه مدیریت خواهد شد؟ این پرسش‌ها گزینه «فروپاشی سریع» را بیش از آنکه طرحی با نتایج تضمین‌شده باشد، به یک قمار راهبردی بدل می‌کند. از این‌رو، معضل پیش روی ترامپ چنین به نظر می‌رسد: اگر هدف، گرفتن امتیاز است، ابهام و فشار شاید کافی باشد. اگر هدف، اجرای خطوط قرمز درباره موشک‌ها و معترضین است، ابزارهای لازم بسیار گسترده‌ترند که این به‌معنای هزینه‌ای بالاتر و خطر تشدید تنشی بزرگ‌تر است.

در این میان حرکت ناوگان در نزدیکی ایران چیزی بیش از نمایش قدرت خواهد بود: آزمونی برای اعتبار تهدید و حدود توان دستیابی به «اهداف بزرگ» بدون کشاندن منطقه به جنگی طولانی که هیچ‌کس خواهان آن نیست، هرچند وقوع آن بر اثر کنش و واکنش‌های متقابل محتمل است.

 

منبع: الشرق الاوسط 

 


اندیشکده تهران


0 دیدگاه

logo

ارسال دیدگاه