تجربه نشان داده است که تهران بهراحتی تهدید توخالی مطرح نمیکند، اما همزمان فضای قابل توجهی برای مانور سیاسی باقی میگذارد. پاسخ ایران ممکن است با تأخیر، بهصورت غیرمستقیم یا بهظاهر نامتناسب با مقیاس حمله باشد، اما غالباً با دقت محاسبه میشود تا بازدارندگی حفظ شود، بیآنکه قواعد درگیری شکسته شود.
رفتار ترامپ نشان میدهد که جنگ هدف مطلوب او نیست، بلکه ابزاری در چارچوب راهبرد فشار حداکثری علیه ایران محسوب میشود. ترامپ نیروی نظامی را نه برای ورود به جنگی طولانی و پرهزینه، بلکه بهعنوان وسیلهای برای تحمیل شروط بهتر بر میز مذاکره مینگرد. بر همین اساس، او تحریمها را تشدید کرد، سطح ادبیات تهدیدآمیز را بالا برد و اجازه انجام عملیات نظامی محدود به مواضع هستهای را داد؛ با این هدف که ایران یا عقبنشینی کند یا توافقی جدید با شروط سختگیرانهتر آمریکا را بپذیرد، بدون آنکه آمریکا هزینه یک جنگ تمامعیار را بپردازد.
گزینه نظامی
در مقابل، ترامپ هرگاه احساس میکرد فشار سیاسی بهتنهایی کافی نیست، از نزدیک شدن به آستانه جنگ ابایی نداشت. او تهدید به استفاده از نیروی نظامی را همزمان بهعنوان ابزار بازدارندگی و پیام سیاسی چه در داخل و چه در سطح بینالمللی به کار گرفت و بدینسان منطقه را در وضعیت تنش دائمی نگه داشت. میتوان گفت ترامپ لزوماً در پی جنگ نبود، اما اگر تصور میکرد تشدید تنش میتواند ایران را وادار به تسلیم کند، آماده پذیرش ریسک آن بود.
ایران و مجازات حسابشده
ایران در برابر هر حملهای که متحمل میشود، سیاست تلافی سنجیده را در پیش میگیرد. سیاستی که بر این اصل استوار است که پاسخ ضروری است، اما شکل و زمان آن قابل مدیریت است. تهران بهخوبی میداند نادیده گرفتن حملات، بازدارندگی را تضعیف میکند، و در عین حال آگاه است که واکنش کنترلنشده میتواند به جنگی تمامعیار منجر شود که خواهان آن نیست.
از اینرو، ایران معمولاً به شیوههای متنوعی پاسخ میدهد: حملات غیرمستقیم، استفاده از متحدان منطقهای، عملیات سایبری یا واکنشهای نظامی محدود که پیام روشنی ارسال میکنند، بیآنکه از خطوط قرمز عبور کنند. هدف اصلی در اینجا تثبیت این اصل است که «تجاوز هزینه دارد»، نه لغزش به سوی تقابل آشکار. درباره جدیت ایران در اجرای این مجازات نیز باید گفت که این جدیت واقعی است، حتی اگر ادبیات آن گاه مملو از شعارهای تند و ظاهراً نامتناسب با سطح پاسخ یا شدت تهدید آمریکا باشد؛ با این حال، واکنش ایران در چارچوب منطق خاص خود قرار دارد.
تجربه نشان داده است که تهران بهراحتی تهدید توخالی مطرح نمیکند، اما همزمان فضای قابل توجهی برای مانور سیاسی باقی میگذارد. پاسخ ایران ممکن است با تأخیر، بهصورت غیرمستقیم یا بهظاهر نامتناسب با مقیاس حمله باشد، اما غالباً با دقت محاسبه میشود تا بازدارندگی حفظ شود، بیآنکه قواعد درگیری شکسته شود. ایران تلافی میکند تا حضور و وزن خود را تثبیت کند، نه برای شعلهور ساختن جنگی که میتواند نفوذ و اهرمهایی را که طی سالها ایجاد کرده، تضعیف کند.
حفظ گزینه دیپلماتیک برای ایران
ظاهرا هر دو طرف مایلاند راهحل دیپلماتیک را حفظ کنند، هرچند همزمان بر شروط خود پافشاری کرده یا شروط طرف مقابل را رد میکنند. ایران بهویژه مراقب است که مسیر دیپلماسی را باز نگه دارد؛ نه بهعنوان امتیازدهی، بلکه بهمثابه بخشی از مدیریت منازعه و گسترش فضای مانور سیاسی خود. تهران میداند که دیپلماسی به آن مشروعیت بینالمللی میبخشد، از انزوایش میکاهد و حتی در اوج تنشها، خطوط ارتباطی را باز نگه میدارد. از اینرو، با وجود لفاظیهای تند و تهدید به تلافی، ایران در مذاکره را نمیبندد؛ بلکه آن را بهعنوان ابزاری موازی با بازدارندگی نظامی به کار میگیرد و بسته به شرایط سیاسی و منطقهای، فشار و انعطاف را با یکدیگر ترکیب میکند.
ترامپ و انتظار برای نتیجه فشار
مصاحبه روز دوشنبه ۲۶ ژانویه ترامپ با آکسیوس نشان میدهد که ترامپ همچنان در انتظار نتیجه فشار نظامی بر ایران است. ترامپ هنوز تصمیم نهایی خود را نگرفته و احتمالاً در این هفته مشورتهای بیشتری انجام داده و گزینههای نظامی جدیدی به او ارائه شده است. با این حال، همزمان تأکید کرد که دیپلماسی همچنان یک گزینه است: «آنها میخواهند به توافق برسند. این را میدانم. در موارد متعددی با من تماس گرفتهاند. آنها میخواهند گفتوگو کنند.»
اختلافنظر در درون دولت
روشن است که در درون کاخ سفید درباره نحوه برخورد با ایران اختلافنظر وجود دارد، بهویژه در مورد این پرسش که اساساً جنگ با ایران چه دستاوردی خواهد داشت. برخی از چهرههای تندروتر در حلقه نزدیک به ترامپ، او را تشویق کردهاند که پس از وعده کمک به معترضان و مجازات حکومت، خط قرمز خود را اجرا کند. در مقابل، گروهی دیگر این پرسش را مطرح کردهاند که بمباران تهران در عمل چه نتیجهای خواهد داشت و بیش از آن، به استفاده از ضعف حکومت برای پیش بردن یک توافق علاقهمند بودهاند.
0 دیدگاه