هنگامی که اسرائیلیها پای صندوقهای رأی میروند، بخش بزرگی از جهان امیدوار خواهد بود که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر دیرپای این کشور، شکست بخورد. اسرائیل در طول نزدیک به دو دهه حکومت او بهتدریج تهاجمیتر شده است. بسیاری نگراناند که اگر نتانیاهو برای هفتمین دوره به قدرت بازگردد، اسرائیل برای همیشه به کشوری یاغی با ساختاری دینسالار تبدیل شود. گادی آیزنکوت، رئیس پیشین ستاد کل نیروهای دفاعی اسرائیل و رقیب اصلی نخستوزیر، جهانبینی لیبرالتری دارد. اما پیروزی او بعید است سیاست خارجی اسرائیل یا رویکرد این کشور در قبال فلسطینیها را تغییر دهد.
تفاوت نتانیاهو با آیزنکوت در سبک است، نه در ماهیت
رقابت انتخاباتی بر این پرسش متمرکز بوده است که چه کسی مسئول ناکامی در جلوگیری از حمله ۷ اکتبر حماس است؛ بااینوجود، ائتلاف حاکم و اپوزیسیون درباره مهمترین درسهای این فاجعه اتفاقنظر دارند: اینکه اسرائیل در محاصره دشمنانی سرسخت و بیرحم قرار گرفته و هرگز نمیتوان به فلسطینیها اعتماد کرد. این نگرش تا حدی بیان آشکار نژادپرستی ضدعرب است که پس از ۷ اکتبر در جامعه یهودی اسرائیل بیش از گذشته نمایان شده است.
آیزنکوت مخالفت خود را با تشکیل کشور فلسطین اعلام کرده است؛ همانگونه که سایر چهرههای میانهرو و محافظهکار اپوزیسیون نیز چنین کردهاند. تنها یائیر گولان، رهبر یگانه حزب چپگرای یهودی اسرائیل، از «جدایی از فلسطینیها» و بازگشت به دیپلماسی حمایت میکند؛ هرچند حتی او نیز برنامه مشخصی برای تحقق این هدف ندارد. مخالفت اسرائیل با راهحل دوکشوری پدیده تازهای نیست.
مقامهای اسرائیلی نیز بسیار تهاجمیتر شدهاند. پس از حمله حماس، اسرائیل سیاست کنونی خود، یعنی تخریب و اشغال را در پیش گرفت؛ سیاستی که کارزار انتخاباتی نتانیاهو به آن افتخار میکند، زیرا میداند بمباران ایران و تهاجم به غزه، لبنان و سوریه در میان بخش بزرگی از جمعیت اسرائیل بسیار محبوب بوده است. رقبای اصلی نخستوزیر نیز همگی این تاکتیکها را تأیید کردهاند و تنها انتقادشان از او این بوده که نتوانسته به وعده خود برای دستیابی به «پیروزی کامل» عمل کند.
نتانیاهو آیزنکوت را متهم کرده که در کابینه جنگ در برابر حماس بیش از حد نرمش نشان داده است. آیزنکوت اعلام کرد که خود به تهاجمی گستردهتر از عملیاتی رأی داده بود که نخستوزیر اجرا کرد. او وعده داد در صورت پیروزی، «ظرف ۱۸ ماه به حکومت حماس در غزه پایان خواهد داد». این موضع لزوماً به اندازه موضع نتانیاهو جنگطلبانه نیست، زیرا احتمال استفاده از ابزارهای دیپلماتیک برای برکنار کردن حماس را نیز مطرح میکند. آیزنکوت همچنین از وعده نتانیاهو برای سرنگونی حکومت ایران انتقاد کرده است. او در عوض از خارج کردن اورانیوم غنیشده از ایران و قرار دادن برنامه هستهای این کشور تحت نظام راستیآزمایی حمایت میکند. آیزنکوت گفته است: «نمیتوان از آسمان یک حکومت را سرنگون کرد؛ این یک توهم است.» بااینحال، او از بمباران ایران برای تضعیف توان نظامی و برنامه هستهای این کشور حمایت کرده است.
مهار خشم بینالمللی
سایر کشورهای جهان دیدگاه اسرائیل را قبول ندارند. پس از ویرانی غزه، نظرسنجیها نشان میدهند مقبولیت بینالمللی اسرائیل به پایینترین سطوح تاریخی خود رسیده است. سیاستمداران در مناطق مختلف جهان اسرائیل را به نقض گسترده حقوق بشر متهم میکنند و بسیاری نیز معتقدند این کشور مرتکب نسلکشی شده است. کشورهای خارجی بهویژه از گسترش شهرکسازی اسرائیل در کرانه باختری خشمگیناند؛ اقدامی که نمیتوان آن را واکنشی به حمله ۷ اکتبر دانست. در نتیجه، موج تحریمها به اسرائیل نیز رسیده است.
رویکرد آیزنکوت احتمالاً دستکم برای مدتی شرکای بینالمللی بیشتری را جذب خواهد کرد؛ اما در نهایت حامیان خارجی اسرائیل را که انتظار دارند سیاستهای نتانیاهو بهطور کامل معکوس شود، ناامید خواهد کرد. بلوک سیاسی او به دو حزب راستگرا وابسته است که رهبرانشان بهشدت با راهحل دوکشوری مخالفاند. یکی از آنان، آویگدور لیبرمن، حتی خواهان انحلال تشکیلات خودگردان فلسطین و سپردن اداره فلسطینیهای کرانه باختری به اردن است؛ ایدهای که اَمان دههها پیش رد کرده بود.
اما نتیجه هرچه باشد، نخستوزیر بعدی اسرائیل به اشغال بخشهایی از سرزمین همسایگان و رفتار خشونتبار و سرکوبگرانه با فلسطینیها ادامه خواهد داد و با انزوای فزاینده اسرائیل روبهرو خواهد شد. اسرائیل ممکن است با بزرگترین کابوس خود مواجه شود: از دست دادن حق وتوی ایالات متحده در شورای امنیت، که حتی در دوران رؤسای جمهور دموکرات منتقد اسرائیل، از این کشور محافظت کرده است.
منبع: فارن افرز
۰ دیدگاه