ترامپ نمی‌تواند برای مدت طولانی افکار عمومی را مدیریت کند، مخصوصاً اگر تنش در تنگه هرمز و تأسیسات نفتی منطقه بسیار بیشتر از یک ماه به طول بیانجامد.


 
یکی از واقعیت‌های جنگ آمریکا علیه ایران این است که اکثریت مردم آمریکا مخالف چنین جنگی هستند و نظرسنجی‌های متعددی این موضوع را نشان می‌دهد. با این وجود، چنین موضوعی تاکنون نه تنها مانع از وقوع جنگ نشد بلکه هنوز به میزانی بر ترامپ فشار نیاورده است تا جنگ را خاتمه دهد. چنین انتظاری از افکار عمومی آمریکا ریشه در ملاحظه‌نکردن پیچیدگی‌های جامعه آمریکا و چگونگی مواجه آن با مسائل سیاست خارجی است.
 
پیش هر چیز باید دانست اگرچه اکثریت جامعه آمریکا مخالف جنگ است، اما جمهوری‌خواهان همچنان از آن حمایت می‌کند. و در مقایسه با دموکرات‌ها و مستقلین حتی پس از جنگ افزایش نیز یافته است. طبق آخرین نظرسنجی ایپسوس، میزان مخالفت رأی‌دهندگان مستقل و دموکرات با جنگ به ارقام ۷۶٪ و ۴۷٪ رسیده است. این در حالی است که در گزارش این مؤسسه پیش از جنگ این ارقام ۷۴٪ و ۴۴٪ بودند. اما میزان حمایت جمهوری‌خواهان از 55% به 66% افزایش یافته است و تنها 11% آنان مخالف جنگ هستند.
 
افزون بر این، در میان رأی‌دهندگان مستقل نیز -که در انتخابات نقشی تعیین‌کننده دارند- دو دوقطبی را مشاهده می‌کنیم. حدوداً نیمی از آنان مخالف و نیمی دیگر موافق جنگ یا مردد هستند. به عبارت دیگر، ترامپ هنوز از سمت این قشر چندان احساس خطر نمی‌کند و این ارزیابی را دارد ظرف چندماه باقی‌مانده تا انتخابات میان‌دوره‌ای می‌تواند حمایت آنان را بدست آورد.
 
نکته دیگر در خصوص جامعه آمریکا، اهمیت اندکی است که آن‌ها به سیاست خارجی و به طور خاص جنگ ایران می‌دهد. آمریکایی‌ها به ندرت اخبار سیاست خارجی را دنبال کرده و طبق نظرسنجی‌ها در اوج تنش میان ایران و آمریکا تنها نیمی از آنان اخبار جنگ را پیگیری می‌کنند. پیش از جنگ حتی تعداد بسیار کمتری از آنان چنین اخباری را می‌خواندند. در این میان، بخش بسیار کوچک‌تری به طور فعال به جنگ واکنش نشان می‌دهند، همچون تظاهرات‌های کوچکی که در شهرهای مختلف علیه ترامپ به راه افتاده است.
 
البته این به معنای سکوت دائمی جامعه نیست، بلکه آن را پیچیده‌تر و مشروط می‌کند. بخش قابل توجهی از آمریکاییان (مخصوصاً رأی‌دهندگان مستقل) به معیشت خود و اقتصاد کشور اهمیت می‌دهند و اگر سیاست خارجی آمریکا به نحوی بر روی این حوزه اثر بگذارد مردم به آن واکنش نشان خواهند داد. جنگ با ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. به همین دلیل، ایران اقدام به بستن تنگه هرمز کرده است؛ چراکه می‌خواهد با افزایش قیمت نفت، تورم در آمریکا را افزایش داده و جامعه آمریکا را علیه سیاست خارجی ترامپ بسیج کند.
 
با این وجود و علی‌رغم افزایش قیمت بنزین در برخی ایالات، آثار تورمی جنگ بر زندگی آمریکایی‌ها هنوز به مرحله بحرانی نرسیده است که ترامپ فشار شدیدی از سمت جامعه احساس کند؛ زیرا آمریکا ابزارهای موقت برای مدیریت قیمت جهانی نفت دارد. جمهوری‌خواهان موج رسانه‌ای گسترده‌ای را نیز آغاز کرده‌اند مبنی بر اینکه این جنگ «دردی کوتاه‌مدت برای دستاورد بلندمدت» است. به عبارت دیگر، دولت ترامپ می‌کوشد جامعه را قانع کند جنگ به زودی پایان خواهد یافت و خانواده‌های آمریکایی نباید نگران هزینه‌های زندگی خود در بلندمدت باشند. افزون بر این، آمریکا هنوز در جنگ تلفات بالایی نداده و زیرساخت‌های نظامی‌اش آسیب جدی ندیده است تا حساسیت جامعه را برانگیزد. 
 
اما ترامپ نمی‌تواند برای مدت طولانی افکار عمومی را مدیریت کند، مخصوصاً اگر تنش در تنگه هرمز و تأسیسات نفتی منطقه بسیار بیشتر از یک ماه به طول بیانجامد. جامعه آمریکا -حتی بخشی از جمهوری‌خواهان- نیز همیشه در وضعیت منفعل باقی نخواهد ماند و ممکن است در آینده فشارهای بیشتری بر دولت و منتخبین خود در کنگره وارد کنند تا جنگ خاتمه پیدا کند. بخشی از جمهوری‌خواهان در سنا و مجلس نمایندگان از ایالات چرخشی انتخاب شده‌اند. این یعنی بخشی مهمی از رأی‌دهندگان آنان مستقل یا حتی دموکرات بوده‌اند. در صورت فشار از سمت رأی‌دهندگان، این سناتورها و نمایندگان جمهوری‌خواه در این ایالات که می‌خواهند در انتخابات میان‌دوره‌ای پیروز شوند، به ناچار در برابر ترامپ قرار خواهند گرفت.
 
اکثریت افکار عمومی آمریکا با جنگ علیه ایران مخالف است، اما چند عامل مانع تبدیل این مخالفت به فشار سیاسی مؤثر شده است: حمایت پایگاه رأی جمهوری‌خواهان از جنگ، دوگانگی در میان رأی‌دهندگان مستقل، توجه محدود جامعه آمریکا به سیاست خارجی و نبود پیامدهای اقتصادی شدید در زندگی روزمره مردم. در چنین شرایطی، دولت ترامپ هنوز با فشار اجتماعی تعیین‌کننده‌ای روبه‌رو نشده و می‌کوشد با تأکید بر موقتی بودن هزینه‌های جنگ، حمایت یا تحمل افکار عمومی را حفظ کند. هرچند تلاش‌ها برای آرام‌نگه‌داشتن جامعه دوام طولانی نخواهد داشت.
 
 

اندیشکده تهران


0 دیدگاه

logo

ارسال دیدگاه