کاهش صدای مخالفان جنگ با ایران در واشنگتن حاصل تغییر برآوردهای نخبگان سیاسی است. در اردوگاه جمهوری‌خواهان، بخشی از جریان ماگا و نزدیکان ترامپ سکوت کرده‌اند یا مواضع خود را تعدیل کرده‌اند، زیرا تحلیل نومحافظه‌کاران مبنی بر بازدارندگی تضعیف‌شده و هزینه‌های درگیری پایین با ایران در واشنگتن غلبه یافته است.


برخلاف مذاکرات هسته‌‎ای ادریبهشت‌ماه امسال، در میانه مذاکرات کنونی فشار کمتری از سمت فعالان سیاسی جمهوری‌خواه و دموکرات در مخالفت با حمله نظامی به ایران دیده می‌شود. اما جنگ‌طلبان جمهوری‌خواه همچنان صدای پرقدرتی برای ترغیب ترامپ به درگیری با ایران دارند. این در حالی است که نظرسنجی‌های گوناگون نشان می‌دهند اکثریت آمریکایی‌ها مخالف وقوع چنین جنگی هستند. در این شرایط پرسشی که مطرح می‌شود این است که چگونه در آمریکا کفه ترازو به نفع جنگ‌طلبان سنگین‌تر شده است؟

در سمت فعالین ضد جنگ جنبش ماگا (MAGA) - که برخی‌ از آن‌ها نزدیکان ترامپ هستند - وضعیت در مقایسه با گذشته آرام‌تر است. آخرین باری که استیو بنن اعلام کرد بمباران تهران توسط آمریکا «دیوانگی» خواهد بود، به حدود یک ماه پیش بازمی‌گردد؛ همچنین آخرین باری که تاکر کارلسون هشدار داد آغاز جنگ از سوی ترامپ علیه ایران در حکم بی‌احترامی به میلیون‌ها رأی‌دهنده‌ای است که با امید به در اولویت قرار گرفتن آمریکا رأی داده بودند، به پیش از بمباران ایران در عملیات «چکش نیمه‌شب» باز می‌گردد. مارجری تیلور گرین، نماینده سابق جمهوری‌خواه و رند پاول، سناتور این حزب تنها اشخاص برجسته جمهوری‌خواه هستند که اخیراً علیه جنگ با ایران موضع گرفته‌اند.

موضع ونس نیز منفعل بوده، به گونه‌ای که خود را از تصمیم‌گیری و فشار بر ترامپ کنار کشیده است. او در سخنرانی کوتاه خود در ضیافت شام کاخ سفید بیان کرد که عواقب رؤسای‌جمهور و فرمانداران بر عهده خودشان است و «مزیت سناتور یا معاون رئیس‌جمهور آمریکا بودن این است که وقتی اوضاع خراب می‌شود، هیچ‌کس شما را مقصر نمی‌داند.» به گزارش نیویورک‌تایمز نیز در جلسه ترامپ با فرماندهان نظامی و امنیتی برای ارزیابی حمله به ایران، ونس تنها به پرسش‌های فنی عملیاتی اکتفا کرده و مخالفتی ابراز نکرد.

سکوت معنادار مخالفان پیشین جنگ با ایران در حزب جمهوری‌خواه ریشه در تضعیف بازدارندگی و برآورد از کم‌هزینه‌بودن جنگ با ایران دارد. این در حالی است که در گذشته مخالفان جنگ می‌کوشیدند نشان دهند چنین جنگی خود را در قیمت نفت، جان سربازان و آسیب به منافع آمریکا در منطقه نشان خواهد داد. اما حال این برداشت تقویت شده است ایران توانایی جنگ گسترده با آمریکا را ندارد. اگرچه ترامپ و پنتاگون هنوز موانع عملیاتی جدی‌ای برای حمله می‌بینند، اما باور دارند که اکنون بهترین فرصت برای واردکردن بیشترین آسیب با کمترین هزینه ممکن است. هشت ماه پیش، گزارشی از پولتیکو عنوان کرده بود که جمهوری‌خواهان سنتی حملات به تأسیسات هسته‌ای ایران را فرصتی مناسبی می‌بینند تا ترامپ را از انزواگرایی و عدم مداخله‌گرایی نظامی دور کنند. همچنین در همان زمان، تحلیلی از مؤسسه واشنگتن نیز بیان کرده بود ایران همیشه تنش را مدیریت می‌کند و جنگ تمام‌عیار سراب است.

در سمت دموکرات‌ها نیز کاهش صداهای مخالف با جنگ علیه ایران مشهود است و تعداد کمی از آن‌ها علناً با جنگ ابراز مخالفت می‌کنند، هرچند اخیراً 76 نفر از نمایندگان آن‌ها از طرحی برای محدودکردن اختیارات دولت برای حمله به ایران حمایت کرده‌اند. علت کاهش فعالیت دموکرات‌ها علاوه بر موضوع تضعیف بازدارندگی ایران، ریشه در اعتراضات/آشوب‌های دی‌ماه ایران و آمارسازی‌های پس از آن دارد که موجی از نگرانی‌های حقوق بشری را در غرب برانگیخته است. به عبارت دیگر، این اعتراضات/آشوب‌ها باعث شد دموکرات‌ها اکنون نخواهند هزینه زیادی برای مخالفت با جنگ علیه ایران پرداخت کنند.

در کنار این عوامل نباشد فراموش کرد که در سه هفته اخیر، فضای افکار عمومی و نخبگان آمریکا درگیر انتشار پرونده اپستین و محتواهای جنجالی آن بوده است. در حالی که آمریکا نیروهای خود را به سمت منطقه گسیل می‌کرد، جنجال اسناد اپستین و انتقاداتی که به سیاستمداران ارشد دموکرات و جمهوری‌خواه وارد می‌شد (از جمله شخص ترامپ) توجه جامعه آمریکا را به خود معطوف کرده بود.

در مجموع، کاهش صدای مخالفان جنگ با ایران در واشنگتن حاصل تغییر برآوردهای نخبگان سیاسی است. در اردوگاه جمهوری‌خواهان، بخشی از جریان ماگا و نزدیکان ترامپ سکوت کرده‌اند یا مواضع خود را تعدیل کرده‌اند، زیرا تحلیل نومحافظه‌کاران مبنی بر بازدارندگی تضعیف‌شده و هزینه‌های درگیری پایین با ایران در واشنگتن غلبه یافته است. در میان دموکرات‌ها نیز نگرانی‌های حقوق بشری پس از ناآرامی‌های داخلی ایران، انگیزه مخالفت علنی را کاهش داده است. در نتیجه، با وجود مخالفت اکثریت جامعه آمریکا، موازنه گفتمانی در پایتخت به سود حامیان فشار و اقدام نظامی سنگین‌تر شده است.


اندیشکده تهران


0 دیدگاه

logo

ارسال دیدگاه