تفاهم‌نامه اولیه را صرفاً باید یک قدم رو به جلو برای پایان مسائل مورد مناقشه با آمریکا دانست، نه چیزی بیشتر. خواسته‌های دو طرف در مقایسه با دو مذکرات پیشین (اردیبهشت و اسفند ۱۴۰۴) به یکدیگر نزدیک شده، اما موانع بسیاری وجود دارد که موفقیت نهایی مذاکرات را دشوار می‌کند.


تفاهم‌نامه اولیه برای پایان جنگ رمضان میان ایران و آمریکا به زودی امضا خواهد شد. رسیدن به چنین مرحله‌ای به معنای آن است که دو طرف بیش از گذشته خواهان اتمام درگیری نظامی هستند. مطابق گزارش‌ها، این تفاهم نامه شامل آزادسازی بخشی از دارایی‌های بلوکه‌شده ایران، تعلیق برخی تحریم‌ها؛، پایان محاصره دریایی، بازگشایی تنگه هرمز، پایان جنگ در تمام جبهه‌ها، تعهد ایران به عدم دستیابی به سلاح هسته‌ای و از همه مهم‌تر آغاز دو ماه مذاکره برای انعقاد توافق هسته‌ای نهایی است. این ۶۰ روز چالش‌های بسیاری به همراه خواهد داشت و ایران باید چند مسئله کلیدی را در نظر داشته باشد.
 
1.عقب‌نشینی هسته‌‎ای ترامپ، شاید دوام نداشته باشد

ترامپ اعلام کرده که ایران حق غنی‌سازی در سطوح پایین و رقیق‌سازی ذخایر اورانیوم با غنای بالا در خاک خود را خواهد داشت. این مهم‌ترین چرخشی است که ترامپ از زمان آغاز جنگ ۱۲ روزه در قبال مسئله هسته‌ای داشته است. با این وجود، شخصیت ناپایدار ترامپ می‌تواند به تغییر مجدد در مواضع بیانجامد. افزون بر این، حزب جمهوری‌خواه تاکنون غنی‌سازی را خط قرمز خود اعلام کرده است و به ترامپ فشار می‌آورد تا موضع سختگیرانه پیشین را مجدداً اتخاذ کند. در مجموع، هنوز تکلیف برنامه هسته‌ای تعیین نشده است.
 
2.بازگشت‌پذیری بیش از سایر مسائل هسته‌ای اهمیت دارد

آمریکا خواستار پذیرش تعهدات هسته ای فراتر از برجام توسط ایران است، از جمله تعلیق موقت غنی‌سازی (به ادعای ترامپ ۲۰ یا نهایتاً ۱۵ سال)، کاهش سقف ذخایر اورانیوم با غنای پایین (۵ و زیر ۵ درصد)، افزایش نظارت‌ها، محدودیت بیشتر در تحقیق و توسعه، کاهش تعداد سانتریفیوژها و کاستن از تعداد تأسیسات هسته‌ای فعال. این محدودیت‌ها -که پذیرش غالب‌شان اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد- فاصله ایران را با وضعیت هسته‌ای پیش از جنگ ۱۲ روزه افزایش خواهند داد، اما این فاصله نباید به قدری باشد که با برچیدن (Dismantlement) هسته‌ای تفاوت چندانی نکند. ایران باید بتواند به فاصله زمانی بهینه در بحث بازگشت‌پذیری دست یابد.

مهم‌ترین علت ضرورت این موضوع در ناپایداربودن هرگونه توافق سیاسی با آمریکا است. احتمال قابل توجهی وجود دارد که این توافق در کنگره به تصویب نرسد؛ زیرا بخش قابل توجهی از جمهوری‌خواهان و حتی برخی دموکرات‌ها (به دلیل رقابت سیاسی با جمهوری‌خواهان بر سر پرونده ایران یا صرفاً ضدیت با ایران) آن را به تصویب نرسانند. همچنین، تجربه دولت نخست ترامپ نشان داد، سرنوشت توافق‌های سیاسی به اینکه چه کسی در کاخ سفید باشد وابسته است. ایران در صورت مخالفت کنگره و بدون بازگشت‌پذیری نمی‌تواند تضمینی دریافت کند که رؤسای جمهور آینده آمریکا نیز این توافق را خواهند پذیرفت.
 
3.مذاکرات ۶۰ روزه نباید مقدمه ترامپ برای خرید زمان باشد

پایان دائمی جنگ به عنوان انگیزه و هدف نهایی ترامپ از تفاهم‌نامه، صرفاً یکی از سناریوها است. ممکن است ترامپ مذاکرات ۶۰ روزه و بازگشایی تنگه هرمز را صرفاً ابزاری برای کنترل بازارها تا انتخابات میان‌دوره‌ای ببیند. به عبارت بهتر، ترامپ شاید بخواهد مذاکرات ۶۰ روزه را (که تا ۲۵ شهریورماه خواهد بود) طولانی‌تر کند تا از پیروزی جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای (آبان‌ماه) اطمینان حاصل کند. فاصله پایان مذاکرات تا آغاز انتخابات میان‌دوره‌ای اندک است. به همین خاطر، ایران باید از هرگونه تمدید زمان مذاکرات اجتناب کند.
 
4.پرونده لبنان، باز و ترامپ در مهار نتانیاهو ناتوان بوده است

اگر برنامه هسته‌ای مهم‌ترین چالش مذاکرات پیشین میان ایران و آمریکا بود، در مذاکرات ۶۰ روزه، لبنان به چالش جدی‌تری تبدیل شده است. نتانیاهو ملاحظات امنیتی و سیاست داخلی (نزدیکی به انتخابات پارلمانی) دارد که به او اجازه پایان جنگ و عقب‌نشینی نیروها از جنوب لبنان را نمی‌‎دهد. چنین کاری هزینه سیاسی بالایی برای او خواهد داشت. تجربه دو حمله اخیر به بیروت و حملات مداوم به رهبران حماس از زمان آتش‌بس در غزه نشان می‌دهد آمریکا توان یا میل چندانی برای فشار به اسرائیل ندارد. این در حالی است که بقای حزب‌الله و امنیت شیعیان لبنان خط قرمز ایران است. اگر ترامپ نتواند نتانیاهو را متقاعد به عقب‌نشینی کند، ایران یا باید از مذاکرات خارج شود و یا به طریق دیگری مستقیماً اسرائیل را وادار به عقب‌نشینی کند.
 
نکات مطرح‌شده به معنای آن است که تفاهم‌نامه اولیه را صرفاً باید یک قدم رو به جلو برای پایان مسائل مورد مناقشه با آمریکا دانست، نه چیزی بیشتر. خواسته‌های دو طرف در مقایسه با دو مذکرات پیشین (اردیبهشت و اسفند ۱۴۰۴) به یکدیگر نزدیک شده، اما موانع بسیاری وجود دارد که موفقیت نهایی مذاکرات را دشوار می‌کند.


عرفان علمشاهی


0 دیدگاه

logo

ارسال دیدگاه