حملات هوایی آمریکا به تأسیسات نظامی و زیرساخت‌های استان‌های جنوبی ایران، این برداشت را تقویت کرده که آمریکا برای حمله زمینی مقدمه‌چینی می‌کند. آمریکا طی بیش از چهار ماه جنگ و حتی با تهدید به نابودی زیرساخت‌ها نتوانست تنگه هرمز را باز کند. به همین خاطر ممکن است با اشغال جزایر یا سواحل جنوبی ایران بخواهد به این هدف دست یابد. جدای از بحث توانمندی‌های نظامی، حمله زمینی به ایران، هزینه‌های سیاسی بالایی برای ترامپ و جمهوری‌خواهان دارد که احتمال وقوع آن را پایین نگه می‌دارد. 
 
افکار عمومی و ترومای جنگ عراق
 
جنگ عراق، جامعه آمریکا را نسبت به کشته‌شدن سربازان آمریکایی بسیار حساس کرد. طی این جنگ ارتش آمریکا متحمل بیش از ۴ هزار تلفات در عراق شد، بی‌آنکه بتواند اهداف جنگ، یعنی برقراری یک دموکراسی باثبات را محقق کند. همچنین در نتیجه آن، ایران نفوذ خود را در عراق گسترش داد. تجربه عراق جامعه آمریکا را به این نتیجه رساند که جنگ زمینی در خاورمیانه بیهوده است و تنها جان آمریکایی‌ها را می‌گیرد. به همین خاطر، ترامپ به طور مداوم می‌کوشد مرگ ۱۸ سرباز آمریکایی را در جنگ با ایران توجیه کند.
 
رأی‌دهندگان هر دو حزب دید منفی نسبت به حمله زمینی دارند. بر اساس نظرسنجی‌ها، ۶۲٪ مردم با این موضوع مخالف و تنها ۱۸٪ موافق هستند. در میان دموکرات‌ها، ۸۵٪ مخالفت خود را اعلام کرده‌اند و تنها ۴٪ از آن حمایت می‌کنند. در مقابل، جمهوری‌خواهان تقریباً به دو اردوگاه برابر تقسیم شده‌اند؛ ۴۱٪ مخالف و ۳۹٪ موافق هستند. دولت ترامپ برای حمله زمینی، حتی پشتیبانی پایگاه رأی خود را نیز به طور کامل ندارد. 
 
تردید میان نخبگان جمهوری‌خواه
 
نه‌تنها رأی‎‌دهندگان، بلکه نخبگان جمهوری‌خواه نیز چندان از اشغال زمینی طرفداری نمی‌کنند. به عنوان نمونه، دو سناتور حزب، تد کروز و لیندسی گراهام چندین بار اعلام کرده بودند که اشغال زمینی به سبک جنگ عراق دستورکار آمریکا نخواهد بود. اندیشکده اف‌دی‌دی نیز پیشتر تصرف خارک را تله‌ای برای آمریکا عنوان کرده بود. اگرچه برخی برخی اندیشکده‌های محافظه‌کار (نظیر جینسا) یا برخی نمایندگان حزب در کنگره از این گزینه حمایت می‌کنند، اما موضع جمهوری‌خواهان در این باره منسجم نیست. 
 
افزون بر این، هیچکس در آمریکا نمی‌خواهد که جنگ با ایران تبدیل به یک نبرد طولانی‌مدت شود. جمهوری‌خواهان در هفته‌های نخست جنگ، با بیان اینکه این جنگ «درد کوتاه‌مدت برای دستاورد بلندمدت است» آثار اقتصادی آن را توجیه می‌کردند. حال، اگر حمله زمینی رخ دهد، پایان جنگ پیچیده‌تر می‌شود و حتی احتمالا تا پایان ریاست جمهوری ترامپ به طول می‌انجامد. نه‌تنها جامعه آمریکا چنین چیزی را نمی‌پذیرد، بلکه اساساً با دکترین نظامی ترامپ - پیروزی نظامی کوتاه و قاطع - و همچنین اولویت‌های ژئوپلتیکی آمریکا، یعنی مهار چین، در تضاد است. 
 
نگرانی جمهوری‌خواهان، از تردید در کارآمدی حمله زمینی ریشه می‌گیرد. استدلال اصلی اندک موافقان حمله زمینی این است که این اقدام یا به کنترل تنگه هرمز منجر می‌شود یا اهرم فشاری در مذاکرات ایجاد می‌کند تا ایران را به عقب‌نشینی از خواسته‌هایش وادارد. با این حال، تحقق این اهداف در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. اشغال نواحی جنوبی مجاور تنگه هرمز لزوماً مانع هدف‌قراردادن کشتی‌ها از سوی ایران نخواهد شد. همچنین، تجربه مقاومت ایران در برابر مطالبات آمریکا طی دو جنگ ۱۲روزه و رمضان نشان می‌دهد اشغال جزایر ایرانی بعید است تهران را وادار به تسلیم کند. 
 
نگرانی از انتخابات پیش رو
 
نباید از دو عامل انتخابات میان‌دوره‌ای و انتخابات ۲۰۲۸ نیز گذشت. حمله زمینی به ایران مخاطره بالایی برای جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای آبان‌ماه خواهد داشت. این اقدام ممکن است ضمن تداوم قیمت بالای بنزین و افزایش تلفات سربازان آمریکایی، در چهار ماه به پایان نرسد که در این صورت این حزب شکست سختی در انتخابات خواهد خورد. افزون بر این، طولانی‌شدن درگیری زمینی با ایران پس از انتخابات، ممکن است جمهوری‌خواهان را به سرنوشت انتخابات ۲۰۰۸ دچار کند، زمانی که بحران جنگ عراق به شکست سنگین این حزب در رقابت ریاست جمهوری انجامید.
 
احتمال سناریوی حمله زمینی به ایران -حداقل تا انتخابات میان‌دوره‌ای- پایین است؛ زیرا چنین اقدامی با مخالفت افکار عمومی، تردید نخبگان جمهوری‌خواه، خطر گرفتارشدن در جنگ فرسایشی و ابهام در دستیابی به اهداف نظامی همراه است. تجربه جنگ عراق نیز موجب شده اشغال زمینی ایران گزینه‌ای پرهزینه و کم‌فایده برای واشنگتن تلقی شود. هرچند همیشه باید احتمالی را برای تصمیمات ناگهانی و بدون محاسبه ترامپ باقی نگه داشت، مخصوصاً در شرایطی که او به دنبال راهی ف
وری برای پایان جنگ است.

عرفان علمشاهی


0 دیدگاه

logo

ارسال دیدگاه