جدیت ترامپ برای تصرف گرینلند باعث خواهد شد تا اروپاییها مجبور شوند بین تبعیت از آمریکا و مقابله با آن یکی را انتخاب کنند؛ انتخابی که پیامدهای آن بسیار گسترده خواهد بود.
اقدامات روزهای اخیر ترامپ در خصوص گرینلند از تهدیدهای لفظی فراتر رفته و این کشور رسما فشارهای اقتصادی و نظامی را برای تصرف گرینلند اتخاذ کرده است. به همین دلیل، سطح تهدید امنیتی آمریکا برای اروپا به شکل بیسابقه افزایش یافته است. نتیجه این کشمکش میتواند تأثیرات شگرفتی بر روابط فراآتلانتیک و نظم در حال تغییر جهانی بگذارد.
ورود آمریکا به فاز عملی تصرف گرینلند
دونالد ترامپ در اظهاراتی جدید مدعی شد که آمریکا به کمتر از کنترل کامل گرینلند راضی نخواهد شد و از ۱۲ بهمن تعرفهای ۱۰ درصدی بر کشورهای مخالف تصرف گرینلند یعنی دانمارک، نروژ، سوئد، فرانسه، آلمان، بریتانیا، هلند و فنلاند اعمال خواهد کرد. علاوه بر این، مقامات نظامی دانمارک اعلام کردند که با توجه به تحرکات نظامی اخیر آمریکا، احتمال حمله قریبالوقوع به این جزیره وجود دارد.
از جا برخاستن اروپاییها
مقامات انگلیس، آلمان، دانمارک، هلند، نروژ، فنلاند، فرانسه و سوئد با انتشار بیانیهای مشترک تأکید کردند که تهدیدهای تعرفهای آمریکا روابط فراآتلانتیکی را تضعیف میکند. وزیر دفاع بلژیک نیزگفت اروپا قادر به شکست نظامی ایالات متحده در گرینلند نخواهد بود اما در صورتی که آمریکا این جزیره را به زور تصرف کند، اتحادیه اروپا طرح جایگزین (پلن بی) دارد.
اتحادیه اروپا پیشتر در جنگ تعرفهای قبلی طرحی را برای مقابله با آمریکا آماده کرده بود که در آن تعرفههایی به ارزش ۹۳ میلیارد یورو و استفاده از «ابزار ضداجبار» به هدف محدود کردن دسترسی شرکتهای آمریکایی به بازار این اتحادیه وجود داشت و اکنون آماده است تا در صورت لزوم آن را اجرایی کند. علاوه بر موارد فوق، دانمارک اعلام کرد که رزمایش مشترکی با حضور برخی کشورهای اروپایی در این جزیره برگزار خواهد کرد.
نگاه فرصتطلبانه چین و روسیه
هرچه اختلاف فراآتلانتیک شدیدتر شود، دیگر کشورها از جمله روسیه و چین میتوانند از آن برای منافع خود استفاده کنند و با باجگیری خود را حامی یک طرف نشان دهند. با این حال، اختلاف در مدافعان نظم کنونی جهانی، باعث خواهد شد که نیروهای تجدیدنظرطلب در نظام بینالملل فرصت بهتری برای تغییر نظم فعلی پیدا کنند. همچنین اوکراین نیز یکی از بازندگان اصلی این اختلافات خواهد بود.
سناریوهای احتمالی
برای آینده این مسئله سه سناریو میتوان متصور شد:
3- پیروزی سیاسی ترامپ
اروپا به دلایل اختلافات داخلی، نداشتن توان نظامی کافی و انسجام رویکردی در روابط فراآتلانتیک در نهایت تن به سازش میدهد و ترامپ با فشار اقتصادی و نظامی موفق به تصرف این جزیره میشود. در این سناریو روابط فراآتلانتیک به طور جدی تضعیف میشود اما آمریکا همچنان به عنوان متحد اروپا و عضوی از ائتلاف ناتو باقی خواهد ماند. همچنین، پیروزی در این مسئله باعث خواهد شد تا آمریکا طرحهای فرهنگی-سیاسی خود را به صورت جدیتر در اروپا ادامه دهد.
2- عقبنشینی موقت ترامپ
در این سناریو، ترامپ به طور موقت از فشارهای خود میکاهد و اولویت خود را بر مسائل دیگری قرار میدهد اما همچنان در پی دستیابی به گرینلند خواهد بود. در چنین شرایطی، تنشهای جزئی بین دو طرف پدید خواهد آمد اما اروپا همچنان تلاش خواهد کرد تا متحد آمریکا باقی بماند و با آن به تنش جدی برنخورد. مشابه چنین رویکردی را در دور اول ترامپ میتوان مشاهده کرد، زمانی که ترامپ در پی خرید این جزیره بود که با مخالفت دانمارک مواجه شد و تنش جزئی با این کشور داشت ولی در نهایت اقدام جدی در این خصوص انجام نداد.
3- مقاومت اروپا
اروپا در نهایت به این درک میرسد که تهدید آمریکا علیه ارزشها و تمامیت ارضی اعضا کمتر از تهدید روسیه نیست و به صورت جدی به دنبال مقابله با تهدیدات آمریکایی است. گزینههایی که اروپا در این تقابل ممکن است از آن استفاده کند شامل بستن پایگاههای نظامی آمریکا در اروپا، اعمال تعرفه و محدودیت علیه شرکتها و منافع آمریکایی و همینطور تقویت روابط با چین است. در چنین سناریویی، ائتلاف ناتو عملاً از هم فرو میپاشد، روابط اروپا و آمریکا بسیار پرتنش و تهدیدآمیز تبدیل خواهد شد و جهان در یک قدمی نظم نوین چندقطبی قرارخواهد گرفت.
جمعبندی
اروپا همواره تلاش میکرده تا با اتخاذ رویکرد میانه، در عین تلاش برای حفظ روابط فراآتلانتیک، تهدیدات آمریکا را خنثی کند. جدیت ترامپ برای تصرف گرینلند اما این بار باعث خواهد شد تا اروپاییها مجبور شوند بین تبعیت از آمریکا و مقابله با آن یکی را انتخاب کنند؛ انتخابی که پیامدهای آن بسیار گسترده خواهد بود و همچنان نتوانستهاند در مورد آن به تصمیم برسند.
0 دیدگاه