با وجود اینکه سیاستهای آمریکا در قبال ایران، کویت را در معرض حملات ایران قرار داده، این کشور احتمالاً همچنان به چتر امنیتی واشنگتن وابسته خواهد ماند نه به دلیل اعتماد کامل به این کشور، بلکه به دلیل نبود گزینههای جایگزین.
زمانی که ایالات متحده و اسرائیل در ۲۸ فوریه جنگ خود را علیه ایران آغاز کردند، تهران در پاسخ با شلیک موشکها و پهپادها کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس را هدف قرار داد. در میان کشورهای حوزه خلیج فارس، کویت پس از امارات متحده عربی بیشترین آسیب را از حملات ایران در این درگیری متحمل شده است. تا تاریخ ۲۳ مارس، ایران ۱۰۶۱ پهپاد و موشک به سمت کویت شلیک کرده بود. تهران تأسیسات نظامی آمریکا و طیفی از اهداف غیرنظامی از جمله فرودگاه اصلی کویت، زیرساختهای انرژی و یک تأسیسات آبشیرینکن را هدف قرار داد. این حملات تحلیلگران منطقهای را متحیر کرده است. چراکه کویت در یک دهه گذشته روابط نسبتاً باثباتی با ایران داشته است. پس چرا حملات ایران تا این اندازه بهطور نامتناسب بر کویت متمرکز شده است؟
حضور گسترده آمریکا در کویت
پاسخ این پرسش عمدتاً به دو عامل بازمیگردد: جغرافیا و حضور پایگاههای نظامی آمریکا. با استقرار حدود ۱۳ هزار نیروی آمریکایی در کویت و موقعیت جغرافیایی این کشور در نزدیکی بخشهای حیاتی خلیج فارس، این تأسیسات برای هرگونه عملیات هوایی، دریایی یا زمینی آمریکا علیه ایران از اهمیت بالایی برخوردار هستند. بنابراین تهران تلاش کرده است با افزایش فشار بر کویت، این کشور را وادار به اخراج نیروهای آمریکایی یا حداقل محدود کردن دسترسی واشنگتن به پایگاهها، حریم هوایی و قلمرو خود کند.
ایران از همان ابتدا کویت را هدفی مشروع تلقی کرد، زیرا میزبان نیروهای آمریکایی درگیر در جنگ است، حتی اگر این نیروها مستقیماً در حمله به ایران نقش نداشته باشند. از دید برنامهریزان نظامی ایران، این حملات موشکی این تصور را تقویت کرده که کویت و بهطور کلی سواحل خلیج فارس به یک «خط مقدم» تبدیل شدهاند که میتوانند هدف حملات تلافیجویانه قرار گیرند.
نگرانی از شیعیان کویت
پویاییهای فرقهای در کویت نیز میتواند به ابزاری برای ایران جهت ایجاد بیثباتی تبدیل شود. حدود ۳۰ درصد جمعیت کویت را شیعیان تشکیل میدهند و ایران با بخشهایی از این جامعه روابطی برقرار کرده است. هرچند اکثریت شیعیان کویت به خاندان حاکم آلصباح وفادار هستند، اما برخی گروهها در گذشته از نظر ایدئولوژیک یا سیاسی با تهران و حزبالله لبنان همسو بودهاند. مقامات کویتی نگراناند که عناصر تندرو طرفدار ایران بتوانند در راستای اهداف تهران، بیثباتی در کشور ایجاد کنند؛ مشابه آنچه در دوران جنگ ایران و عراق رخ داد.
در ۲۵ مارس، مقامات کویتی اعلام کردند که یک طرح مرتبط با حزبالله برای هدف قرار دادن رهبران کشور را خنثی کردهاند که شامل شهروندان کویتی و همچنین اتباع ایرانی و لبنانی بوده است. پیشتر نیز در ماه مارس، وزارت کشور کویت از خنثیسازی طرحی علیه زیرساختهای حیاتی و بازداشت ۱۰ شهروند کویتی مرتبط با حزبالله خبر داده بود.
درسهایی از اشغال ۱۹۹۱
تجربه اشغال کویت توسط عراق در سالهای ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۱ نقش مهمی در شکلگیری نگاه این کشور به جنگ دارد. این تجربه سه درس کلیدی برای کویت به همراه داشت: نخست اینکه بیطرفی رسمی در برابر یک متجاوز مصمم کارساز نیست؛ دوم اینکه تضمینهای امنیتی آمریکا در صورت فعال شدن میتوانند سرنوشتساز باشند؛ و سوم اینکه کشورهای کوچک نباید در عرصه دیپلماتیک تنها بمانند.
با این حال، وضعیت کنونی با آن تجربه تاریخی تفاوت اساسی دارد. این بار آمریکا نه در نقش نجاتدهنده، بلکه در جایگاهی قرار دارد که از خاک کویت برای حمله به همسایهاش استفاده میکند و همین موضوع باعث شده کویت هدف حملات تلافیجویانه ایران قرار گیرد. این شکاف میان حافظه تاریخی و واقعیت فعلی، یکی از بزرگترین چالشهای پیش روی رهبری کویت است.
چتر بدون جایگزین واشنگتن
با وجود اینکه سیاستهای آمریکا در قبال ایران، کویت را در معرض حملات ایران قرار داده، این کشور احتمالاً همچنان به چتر امنیتی واشنگتن وابسته خواهد ماند نه به دلیل اعتماد کامل به این کشور، بلکه به دلیل نبود گزینههای جایگزین. در عین حال، برای کاهش وابستگی به واشنگتن، احتمالاً به دنبال تقویت همکاریهای امنیتی منطقهای نیز خواهد بود. در مجموع، اگرچه کویت همچنان از آمریکا به خاطر آزادسازی این کشور در سال ۱۹۹۱ سپاسگزار است، اما شرایط جدید منطقهای آن را ناگزیر کرده تا در راهبرد امنیتی خود بازنگری کند.
منبع: ریسپانسیبلاستیتکرفت
0 دیدگاه