نتانیاهو امیدوار بود که در طول جنگ کنونی، با کسب دستاوردهای نظامی فوق‌العاده وارد رقابت‌های انتخاباتی شود. این امر زمانی محقق می‌شد که یا جنگ مدت بیشتری به طول می‌انجامید تا در طول این مدت، اسرائيل می‌توانست پیروزی محسوسی را کسب کند.


با آغاز دور جدیدی از حملات نظامی اسرائیل علیه ایران در ۲۸ فوریه، نتانیاهو با انتشار پیامی، اهدافی بلندپروازانه و حداکثری نظیر تغییر نظام و نابودی کامل توان غنی‌سازی هسته‌ای ایران را برای کارزار نظامی جدید خود علیه ایران مطرح کرد. همچنین با ورود حزب‌الله به جنگ، وزیر جنگ اسرائیل از تداوم نبرد با حزب‌الله تا نابودی کامل آن سخن گفت. همین مسائل سبب شد تا انتظارات افراطی و غیر واقعی از نتایج عملیات نظامی، در میان افکار عمومی جامعه اسرائيل به وجود آید. اما قبول آتش‌بس از جانب اسرائيل، شرایط را به کلی دستخوش تغییر کرد.

 

تبعات شراکت با ترامپ

این یک اصل ثابت شده است که در یک شراکت دوجانبه، تداوم این شراکت مستلزم تبعیت شریک ضعیف‌تر از خواسته‌های شریک قدرتمندتر است. در جنگ اخیر، صحت این مسئله بار دیگر اثبات شد، چرا که نتانیاهو تمایل زیادی به ادامه جنگ داشت، اما او در نهایت ناچار شد به خاطر خواسته‌ها و فشارهای متحد قدرتمندتر خود یعنی دونالد ترامپ، تن به پذیرش آتش‌بس بدهد. درک این نکته ضروری است که هیچ فرد اسرائیلی نباید خود را فریب داده و تصور کند که در جنگ اخیر، اسرائيل می‌توانست مستقل عمل کرده و بدون حضور ایالات متحده در جنگ، به اهداف بلند پروازانه خود دست یابد. به هر جهت، ارزیابی نتانیاهو این بوده که اسرائيل به تنهایی نمی‌تواند در جنگ اخیر به اهداف حداکثری مورد نظر خود دست یافته و برای نیل به این اهداف، لاجرم نیازمند مشارکت شریکی قدرتمندتر به نام آمریکا در جنگ است. پس تبعا زمانی که نتانیاهو تن به شراکت نظامی با آمریکا داد، باید تبعات منفی آن را نیز می‌پذیرفت.

 

تبعات پذیرش آتش‌بس در لبنان

وضعیت محبوبیت نتانیاهو در مناطق شمالی اسرائیل پس از قبول آتش‌بس با لبنان به شدت بغرنج است. به نظر می‌رسد اصلی‌ترین مقصر این وضعیت خود نتانیاهو باشد، چرا که خود او انتظارات عمومی از جنگ با حزب‌الله را در مناطق شمالی بالا برد. نتانیاهو در جریان آتش‌بس قبلی با حزب‌الله مدعی شده بود که با پیروزی قاطع بر حزب‌الله، اکنون برای سال‌های طولانی خطر حملات حزب‌الله به مناطق شمالی رفع شده است. اما پس از پذیرش مجدد آتش بس با حزب‌الله، این بار دیگر نمی‌تواند دوباره همان حرف‌های تکراری را به ساکنان شمال بفروشد.

 

نابودی دوباره زیرساخت‌های هسته‌ای نابود شده!

افرادی که باور کرده بودند که اسرائیل در جریان جنگ ۱۲ روزه توانسته است زیرساخت‌های هسته‌ای ایران را نابود کند، اکنون این سوال برایشان مطرح شده است که چرا دوباره با هدف نابود سازی زیرساخت‌های هسته‌ای ایران وارد درگیری با آن‌ها شده‌ ایم و آیا با دستیابی به توافقی شامل توقف ۲۰ ساله غنی سازی در ایران، واقعا می‌شود امیدوار بود که غنی‌سازی هسته‌ای در ایران متوقف خواهد شد؟ پاسخ به این سوالات، چالشی اساسی برای نتانیاهو است. بنابراین، به نظر می‌رسد اکنون نتانیاهو در دامی افتاده است که زمانی خودش آن را برای خودش پهن کرده بود.

 

این فرضیه پذیرفته شده‌‎ای در اسرائیل است که عملیات‌های نظامی، به محبوبیت دولت مستقر کمک خواهد کرد، اما عکس آن نیز صادق است، یعنی پایان این عملیات‌ها اگر با پیروزی مطلقی همراه نباشد، غالبا منجر به منفور شدن دولت خواهد شد. نتانیاهو امیدوار بود که در طول جنگ کنونی، با کسب دستاوردهای نظامی فوق‌العاده وارد رقابت‌های انتخاباتی شود. این امر زمانی محقق می‌شد که یا جنگ مدت بیشتری به طول می‌انجامید تا در طول این مدت، اسرائيل می‌توانست پیروزی محسوسی را کسب کند یا دولت واقعا می‌توانست افکار عمومی را قانع کند که اسرائيل به پیروزی قاطعی در جنگ با ایران و حزب‌الله دست یافته است. به نظر می‌رسد که در وضعیت فعلی، هیچ کدام از این شرایط محقق نشده است.


اندیشکده تهران


0 دیدگاه

logo

ارسال دیدگاه