در اول آوریل، رئیس‌جمهور ترامپ اعلام کرد که اهداف استراتژیک ایالات متحده در جنگ با ایران «در حال نزدیک شدن به پایان» است. با این حال، ایران کارت‌های دیگری برای بازی دارد. چند روز پیش از سخنرانی رئیس‌جمهور ترامپ، انصارالله وارد میدان شد. پس از ماه‌ها اعلام آمادگی برای تشدید درگیری، آنها موشک‌هایی به سمت اسرائیل شلیک کردند. مقامات ایرانی پیش‌تر هشدار داده بودند که اگر ایالات متحده و اسرائیل بیشتر تشدید کنند یا کشورهای عربی خلیج فارس وارد جنگ شوند، نیروهای نیابتی‌شان در یمن فعال خواهند شد. اما علی‌رغم این تهدیدها و سابقه انصارالله در حمله به کشتی‌های بین‌المللی، آنها تا کنون در سال جاری به ترافیک دریایی در باب‌المندب حمله نکرده‌ است.

پس از اینکه ایران عملاً تنگه هرمز را بست، باب‌المندب به مهم‌ترین نقطه استراتژیک دریایی خاورمیانه تبدیل شده است. اختلال هماهنگ یا متوالی در هر دو تنگه، شوک بی‌سابقه‌ای به تجارت جهانی و بازارهای انرژی وارد خواهد کرد. احتیاط فعلی انصارالله نشان‌دهنده محدودیت یا محاسبه دقیق است: ممکن است پس از حملات مداوم آمریکا و اسرائیل در سال ۲۰۲۵ ضعیف شده باشند؛ ممکن است به دلیل مشوق‌هایی از سوی بازیگر خارجی مانند عربستان سعودی عقب‌نشینی کرده باشند؛ یا صرفاً منتظر لحظه‌ای با حداکثر اهرم فشار در جریان تحولات درگیری باشند.

اگر انصارالله به باب‌المندب حمله کند، اقتصادهای سراسر جهان دچار لرزش شدیدی خواهند شد. باب‌المندب شریان حیاتی است که بازارهای اروپا و آسیا را به هم متصل می‌کند و به تازگی به کریدور مهمی برای صادرات انرژی عربستان تبدیل شده است. در باریک‌ترین بخش خود، این آبراه دریایی ۱۸ مایلی بین یمن و جیبوتی قرار دارد. پیش از سال ۲۰۲۳، روزانه حدود ۹ میلیون بشکه نفت از باب‌المندب عبور می‌کرد، همراه با سهم قابل توجهی از حمل‌ونقل کانتینری جهانی.

حمله به کشتی‌رانی در باب‌المندب برای عربستان سعودی به‌ویژه ویرانگر خواهد بود. پادشاهی سعودی از خط لوله شرق به غرب خود برای کاهش اثرات محاصره تنگه هرمز توسط ایران استفاده کرده است. این خط لوله نفت خام را از ساحل شرقی عربستان به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل می‌کند و از تنگه هرمز عبور نمی‌کند. با این حال، ظرفیت این خط لوله حدود ۷ میلیون بشکه در روز است و در حال حاضر نزدیک به حداکثر ظرفیت خود کار می‌کند.

حمله انصارالله به باب‌المندب، استراتژی مقابله‌ای عربستان را کاملاً نابود خواهد کرد. نه تنها صادرات عربستان از دریای سرخ مختل می‌شود، بلکه خود خط لوله شرق به غرب نیز می‌تواند هدف حملات موشکی و پهپادی انصارالله قرار بگیرد. اثرات بعدی این بحران بیشتر در آسیا احساس خواهد شد، جایی که ۷۵ درصد از صادرات نفت عربستان به آنجا می‌رود. افزایش قیمت نفت تورم را تشدید می‌کند، بودجه عمومی را تحت فشار قرار می‌دهد و تلاش‌های بازیابی اقتصادی در کشورهای آسیایی و فراتر از آن را پیچیده‌تر خواهد کرد.

بستن باب‌المندب پیامدهای عمیقی فراتر از حوزه انرژی خواهد داشت. مصر نمونه بارز آن است، هرچند هنوز مستقیماً درگیر جنگ نشده. کانال سوئز شریان حیاتی اقتصادی مصر است و معمولاً حدود ۳۰ درصد از ترافیک کانتینری جهانی را مدیریت می‌کند و میلیاردها دلار درآمد ترانزیت برای این کشور ایجاد می‌نماید. در سال ۲۰۲۳، این کانال ۹.۴ میلیارد دلار درآمد داشت. بنابراین، اختلال پایدار در کشتی‌رانی دریای سرخ، ذخایر ارزی مصر را به شدت کاهش خواهد داد. این اتفاق در لحظه‌ای بسیار حساس رخ می‌دهد. پوند مصر به شدت تضعیف شده، تورم همچنان بالاست و دولت برای حفظ یارانه‌های سوخت و کالاهای اساسی در حال تقلا است.

کمبود انرژی دولت را مجبور کرده اقدامات جیره‌بندی اعمال کند؛ از جمله ممنوعیت فعالیت کسب‌وکارها پس از ساعت ۹ شب و صدور دستور کار از راه دور جزئی برای کارکنان بخش عمومی و خصوصی. افزایش قیمت مواد غذایی بیشترین ضربه را به فقرا وارد کرده است؛ به‌طوری که قیمت کالاهای اساسی مانند سیب‌زمینی و گوجه‌فرنگی در فقط چند هفته پس از آغاز درگیری بیش از ۳۰ درصد گران شده است.

مصر تنها یکی از کشورهای متعددی است که در صورت تلاش انصارالله برای مسدود کردن باب‌المندب، در بحران فرو خواهند رفت. اگر ایران با تشدید جدی‌تری از سوی ایالات متحده مواجه شود، ممکن است تصمیم بگیرد که انصارالله کلید بقای آن است. اگر ایران تصمیم بگیرد این کارت را بازی کند، هزینه جنگ برای اقتصاد جهانی به طور قابل توجهی افزایش خواهد یافت و برخی دولت‌ها مجبور خواهند شد تدابیر حتی شدیدتری برای عبور از این طوفان اتخاذ کنند.

مرکز مطالعات بین‌المللی و راهبردی


اندیشکده تهران


0 دیدگاه

logo

ارسال دیدگاه