این ابتکار حتی در صورت شکست نیز اهمیت راهبردی دارد، زیرا نشان‌دهنده تلاش اروپا برای تبدیل شدن به یک بازیگر امنیتی مستقل‌تر در نظم جهانی جدید است.


با گذشت بیش از دو ماه از بسته شدن تنگه هرمز، فرانسه و بریتانیا تلاش کرده‌اند با ارائه یک طرح مشترک امنیتی، ابتکار عمل را در یکی از حساس‌ترین بحران‌های ژئوپلیتیکی جهان به دست بگیرند. این طرح، در ظاهر با هدف بازگرداندن امنیت دریانوردی ارائه شده، اما در سطحی عمیق‌تر بازتاب‌دهنده تلاش اروپا برای ایفای نقشی مستقل‌تر در مدیریت بحران‌های بین‌المللی و کاهش وابستگی راهبردی به آمریکا است.

معماری طرح؛ امنیت‌سازی با رویکردی دیپلماتیک

طرح مشترک فرانسه و بریتانیا که با همراهی ده‌ها کشور دیگر تحت عنوان «مأموریت نظامی چندملیتی» مطرح شده، بر یک رویکرد سه‌مرحله‌ای استوار است: هماهنگی دیپلماتیک با ایران و کشورهای منطقه، ایجاد زیرساخت‌های لجستیکی برای حمایت از کشتی‌ها و در نهایت استقرار توان دفاعی و مین‌روبی برای حفاظت از مسیرهای دریایی.

نکته کلیدی این طرح تأکید مداوم اروپا بر ماهیت «دفاعی» آن است. برخلاف ائتلاف‌های پیشین به رهبری آمریکا، این مأموریت قرار نیست وارد تقابل مستقیم با ایران شود و تنها در صورت حمله مستقیم واکنش نشان خواهد داد. این مسئله نشان می‌دهد که اروپا بیش از آنکه به دنبال اعمال فشار نظامی باشد، در پی ایجاد نوعی سازوکار بازدارندگی روانی و دیپلماتیک است.

محدودیت‌های اروپا در خلیج فارس

مهم‌ترین چالش این طرح، وابستگی آن به موافقت ایران است. تهران عملاً بازیگری است که می‌تواند موفقیت یا شکست ابتکار اروپا را تعیین کند. واکنش اولیه ایران نیز نشان داد که هرگونه حضور نظامی خارجی در هرمز بدون هماهنگی با جمهوری اسلامی، با حساسیت شدید روبه‌رو خواهد شد.

علاوه بر این، اروپا با محدودیت‌های داخلی نیز مواجه است. بسیاری از کشورهای اروپایی، به‌ویژه در شرق و شمال قاره، تهدید روسیه در دریای بالتیک و اوکراین را اولویتی بسیار مهم‌تر از بحران هرمز می‌دانند و تمایل چندانی به درگیر شدن در یک مأموریت پرهزینه در خلیج فارس ندارند. افکار عمومی اروپا نیز پس از جنگ‌های عراق و افغانستان نسبت به مداخلات نظامی جدید حساس‌تر شده است.

از منظر نظامی نیز تردیدهای جدی درباره توان اروپا برای ایجاد یک سپر دفاعی مؤثر در برابر موشک‌ها و پهپادهای ایران وجود دارد. برخلاف آمریکا، اروپا فاقد شبکه گسترده پدافندی و ظرفیت عملیاتی لازم برای مدیریت یک درگیری احتمالی در منطقه است. همین مسئله باعث شده که این طرح بدون حمایت عملی آمریکا، از منظر بازدارندگی با محدودیت جدی روبه‌رو باشد.

آمریکا؛ غایب اصلی یا مانع پنهان؟

یکی از مهم‌ترین ابعاد این ابتکار، تلاش ضمنی اروپا برای کاهش انحصار آمریکا در مدیریت امنیت خلیج فارس است. فرانسه و بریتانیا می‌دانند که بحران هرمز فرصتی برای نمایش توان دیپلماتیک و امنیتی اروپا فراهم کرده است؛ به‌ویژه در شرایطی که سیاست‌های غیرقابل پیش‌بینی واشنگتن باعث افزایش تردیدها درباره رهبری آمریکا شده است.

با این حال، همین مسئله می‌تواند به مهم‌ترین مانع طرح تبدیل شود. آمریکا به‌سختی خواهد پذیرفت که یکی از مهم‌ترین آبراه‌های جهان بدون نقش محوری واشنگتن مدیریت شود. از این رو، حتی در صورت پیشرفت اولیه طرح، احتمال زیادی وجود دارد که آمریکا یا برای هدایت آن وارد عمل شود یا با فشارهای سیاسی و امنیتی نقش اروپا را محدود کند. در واقع، تناقض اصلی این ابتکار آن است که اروپا می‌خواهد مستقل عمل کند، اما هنوز بدون پشتیبانی آمریکا ابزار کافی برای تضمین موفقیت چنین مأموریتی را در اختیار ندارد.

آینده طرح؛ میان دیپلماسی و رقابت قدرت‌ها

در کوتاه‌مدت، چشم‌انداز موفقیت این طرح محدود به نظر می‌رسد. مخالفت اولیه ایران با حضور نیروهای خارجی و نگاه منفی آمریکا به ابتکار مستقل اروپا، فضای مانور لندن و پاریس را کاهش داده است. تا زمانی که تنش میان تهران و واشنگتن در سطح بالا باقی بماند، احتمال اجرایی شدن کامل این طرح پایین خواهد بود.

جمع‌بندی

این ابتکار حتی در صورت شکست نیز اهمیت راهبردی دارد، زیرا نشان‌دهنده تلاش اروپا برای تبدیل شدن به یک بازیگر امنیتی مستقل‌تر در نظم جهانی جدید است. برای ایران نیز این طرح می‌تواند فرصتی برای کسب امتیازات سیاسی و اقتصادی مجزا از اروپایی‌ها باشد؛ هرچند بعید است واشنگتن اجازه دهد چنین روندی بدون حضور فعال آمریکا تثبیت شود. طرح مشترک فرانسه و بریتانیا برای تنگه هرمز بیش از آنکه یک ائتلاف نظامی قدرتمند باشد، تلاشی سیاسی برای مدیریت بحران و بازتعریف نقش اروپا در امنیت بین‌المللی است. این طرح نه توانایی تقابل مستقیم با ایران را دارد و نه بدون هماهنگی با تهران می‌تواند امنیت پایدار در هرمز ایجاد کند.


علی محبی


0 دیدگاه

logo

ارسال دیدگاه