حزب کمونیست چین اهدافی بلندمدت و منعطف تا سال ۲۰۴۹ تعیین کرده است و ترجیح می‌دهد با حفظ بازدارندگی فعال و بدون ورود به درگیری مستقیم، اهداف ملی خود را محقق سازد.


نیروهای مسلح چین پس از چندین سال برنامه‌ریزی در سال ۲۰۱۵ بزرگ‌ترین مجموعه اصلاحات خود را از دهه ۱۹۵۰ تاکنون آغاز کرد. هدف از این اصلاحات، آماده‌سازی بهتر نیروها برای بازدارندگی، نبرد و عملیات‌های نظامی غیرجنگی چه برای دفاع از قلمرو چین و چه برای ایفای نقش در فواصل دورتر از مرزهای آن بود. همکاری میان بخش‌های نظامی و غیرنظامی برای فراهم‌سازی نیروی انسانی و تسلیحات مدرن، پشتیبانی لجستیکی و حمایت سیاسی جهت اجرای عملیات‌های مشترک در حوزه‌های مختلف زمینی، دریایی، هوایی، فضایی، سایبری و اطلاعاتی ضروری شمرده شده است.
 
اصلاحات در سطوح ملی و منطقه‌ای
 
هدف نخست از اصلاحات، افزایش توانمندی ارتش آزادی‌بخش خلق در انجام عملیات‌های مشترک و کاهش سلطه نیروی زمینی بود تا ساختار نیروها فناورانه‌تر و یکپارچه‌تر شود. در این راستا، ۳۰۰ هزار نفر از کادر نظامی حذف شدند و شمار نیروهای فعال به حدود دو میلیون نفر رسید. هم‌زمان، تعداد درجه‌داران (NCO) و کارکنان غیرنظامی یونیفورم‌پوش افزایش یافت.
 
تا پیش از اصلاحات، رأی زنجیره فرماندهی تحت مدیریت کمیسیون مرکزی نظامی (CMC) با ریاست شی جین‌پینگ و چندین فرمانده نیروی زمینی و هوایی بود. اصلاحات، ساختار این کمیسیون را گسترش داد و آن را به نهادی مشترک با ۱۵ اداره، دفتر و کمیسیون تبدیل کرد.
 
هفت منطقه نظامی ارتش‌محور منحل و پنج فرماندهی مشترک (تئاتر) ایجاد گردید. برای نخستین‌بار، ستاد مرکزی مخصوص نیروی زمینی تشکیل شد و ارتش آزادی‌بخش به لحاظ پروتکلی هم‌سطح با نیروهای دریایی، هوایی و نیروی موشکی راکتی قرار گرفت. بر اساس تقسیم‌کار جدید، در حالی‌که هر یک از نیروهای تخصصی بر سازمان‌دهی، آموزش و تجهیز واحدهای خود متمرکز شده‌اند، فرماندهی‌های مشترک مسئول عملیات‌های رزمی هستند.
 
دو نیروی جدید نیز به نام‌های نیروی پشتیبانی راهبردی (SSF) متشکل از بخش‌های فضایی، سایبری و اطلاعاتی و نیروی پشتیبانی لجستیک مشترک با یک پایگاه در هر فرماندهی منطقه‌ای ایجاد شد.
 
شمار نیروهای هوایی ثابت مانده و ظرفیت نیروهای دریایی و موشکی افزایش یافته است. انتقال نیرو و تجهیزات زمینی به نیروی تفنگداران دریایی و انتقال واحدهای هوایی ساحلی به نیروی هوایی نیز بخشی از این تغییرات بود.
 
هر فرماندهی تئاتر دارای ستاد مشترکی متشکل از افسران و درجه‌داران همه نیروهاست. از آن‌جا که پیش‌تر تجربه مشارکت میان‌رشته‌ای وجود نداشت، آموزش کادر مشترک به اولویت اصلی تبدیل شد. در سطوح پایین‌تر نیز، فرماندهی‌های زمینی، هوایی و دریایی منطقه‌ای تشکیل شد تا زیر چتر فرماندهی مرکزی فعالیت کنند.
 
بازسازماندهی یگان‌های رزمی
 
مرحله دوم اصلاحات از آوریل ۲۰۱۷ با بازسازی یگان‌های رزمی آغاز شد. بسیاری از لشکرها و هنگ‌ها منحل و به تیپ‌های مستقل تبدیل شدند. پنج سپاه از هجده ارتش پیشین منحل شده و نیروهایشان میان ۱۳ ارتش جدید بازتوزیع شدند. ساختار جدید هر ارتش شامل ۱۲ تیپ است: شش تیپ ترکیبی رزمی و شش تیپ پشتیبانی.
 
در نیروی دریایی، واحدها برای سازگاری با ناوهای جدید بازسازی شدند. سه ناو هواپیمابر نیروی دریایی همراه با اسکادران‌های هوایی خود ساختارهای تاکتیکی جدیدی ایجاد کردند. تفنگداران دریایی از دو تیپ به یازده تیپ توسعه یافتند و انواع ناوهای آبی-خاکی با قابلیت انتقال یگان‌ها و پهپادها وارد خدمت شدند.
 
در نیروی هوایی، پایگاه‌ها به ۱۱ پایگاه بزرگ ادغام و اسکادران‌های جنگنده در قالب تیپ‌ها سازماندهی شدند. نیروی موشکی نیز به ۹ پایگاه بزرگ ارتقا یافت و شمار تیپ‌های پرتاب آن از ۲۹ به دست‌کم ۴۱ افزایش یافت.
 
از سال ۲۰۲۴، نیروی پشتیبانی راهبردی تجزیه و به سه نیروی مستقل فضایی، سایبری و اطلاعاتی تبدیل شده است. زیرساخت‌های آموزشی و پادگانی ارتش طی دهه اخیر بازسازی شده‌اند تا آمادگی رزمی بالا باقی بماند. آموزش‌ها و رزمایش‌های مشترک داخلی و چندملیتی، در همراهی با نظارت سیاسی و انضباطی مداوم، جایگاه وفاداری به حزب کمونیست را همچنان در اولویت قرار داده‌اند.
 
 این اصلاحات در مجموع موفق بوده‌اند و نظام «ارتش بزرگ» را دگرگون کرده و به نیرویی مشترک‌تر و فناورانه‌تر بدل نموده است. در حال حاضر، ارتش چین با توسعه توانمندی‌های دوربرد در نیروهای دریایی، هوایی، موشکی و پشتیبانی، ظرفیت عملیات جهانی خود را گسترش می‌دهد. حزب کمونیست چین اهدافی بلندمدت و منعطف تا سال ۲۰۴۹ تعیین کرده است و ترجیح می‌دهد با حفظ بازدارندگی فعال و بدون ورود به درگیری مستقیم، اهداف ملی خود را محقق سازد. با این حال، در صورت تغییر شرایط داخلی یا خارجی، نیروهای مسلح چین آماده اجرای دستورات رهبری حزب خواهند بود.
 
 

اندیشکده تهران


0 دیدگاه

logo

ارسال دیدگاه