چند حمله محدود دیگر آمریکا به اهداف ایرانی نیز تأثیری بر رهبران سرسخت تهران نخواهد داشت. رفتار آنها نشان میدهد که تصور میکنند در مسیر تشدید تنش دست بالا را دارند، زیرا باور دارند آقای ترامپ پیش از انتخابات میاندورهای حاضر به بازگشت به جنگ نخواهد شد.
بهترین استدلال در دفاع از یادداشت تفاهم رئیسجمهور ترامپ با ایران این بود که دستکم موجب بازگشایی تنگه هرمز شد. اما اکنون حکومت ایران میکوشد با استفاده از زور و از طریق حمله به کشتیهای تجاری، کشورهای حوزه خلیج فارس و پایگاههای آمریکا این مفاد را بیاثر کند. همه این اقدامات نقض توافق محسوب میشود و این پرسش را مطرح میکند که اساساً چرا آقای ترامپ چنین توافقی را امضا کرد.
درگیریها در تنگه ادامه دارد
روز پنجشنبه، ایران با یک پهپاد به یک کشتی کانتینربر که از تنگه هرمز عبور میکرد حمله کرد. آمریکا روز جمعه در پاسخ، انبارهای موشکی و پهپادی ایران و همچنین رادارهای ساحلی این کشور را هدف قرار داد. دولت آمریکا زمان اعلام این حملات را به بعد از بسته شدن بازارهای مالی موکول کرد؛ گویی میخواست نشان دهد که اقدامات نظامی آمریکا همچنان تحت تأثیر ملاحظات اقتصادی قرار دارد. پس از آن، ایران به یک نفتکش حامل نفت خام قطر حمله کرد. آمریکا بار دیگر به تأسیسات نظامی ایران حمله کرد و همزمان نفتکشها را تحت پوشش سنگین هوایی اسکورت نمود. سپس ایران با پهپاد و موشک، اهداف غیرنظامی و پایگاههای آمریکا در بحرین و کویت را هدف قرار داد.
معاون رئیسجمهور، جیدی ونس، از فرماندهان «دگرگونشده» سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سخن گفته و مدعی شده بود که آنها آمادهاند «فصل تازهای» را در روابط با آمریکا آغاز کنند. او حتی به منتقدان اطمینان داده بود که فراتر از متن یادداشت تفاهم، با آنها «توافقهای شرافتمندانه» نیز حاصل شده است. اما این افراد هیچ شباهتی به جنتلمنها ندارند. این همان حکومت سابق است و اکنون همان نبرد هرمز در جریان است که آقای ترامپ تصور میکرد از آن اجتناب کرده است.
ایران خود را در موضع برتر میبیند
برای حکومت ایران کافی نبود که آقای ترامپ معافیت تحریمهای نفتی را بدون هیچگونه سازوکار حفاظتی اعطا کند، وعده آزادسازی میلیاردها دلار از داراییهای مسدودشده را بدهد و اجرای تحریمها را متوقف سازد. اکنون حکومت ایران میخواهد تنگه هرمز را تحت سلطه خود درآورد و آن را به یک ایستگاه عوارضی تبدیل کند؛ جایی که عبور کشتیها تنها با اجازه تهران ممکن باشد. در چنین شرایطی، سیاست خارجی ایران تعیین خواهد کرد که کدام کشتی اجازه عبور دارد و کدام کشتی ندارد. این دقیقاً در تضاد با اصل آزادی کشتیرانی است و هیچ امنیتی برای جریان انرژی جهانی فراهم نمیکند.
زور و تهدید، ابزار ایران برای دستیابی به اهدافش است. در روزهای نخست اجرای توافق، شرکتهای کشتیرانی حاضر نشدند از دستورات ایران در مورد تنگه هرمز پیروی کنند. کشتیها از مسیر جنوبی تنگه که در آبهای عمان قرار دارد عبور میکردند. درخواستهای تهران مبنی بر اینکه کشتیها فقط از مسیر تحت کنترل ایران عبور کنند، دو روز پیش از عبور درخواست مجوز ارائه دهند و در طرح ویژه «بیمه ایرانی» ثبتنام کنند، نادیده گرفته شد. قیمت نفت نیز بسیار سریعتر از آنچه اکثر کارشناسان پیشبینی میکردند کاهش یافت. به بیان دیگر، اوضاع تنگه هرمز آنگونه که ایران میخواست پیش نمیرفت. تنگه بار دیگر در حال تبدیل شدن به یک مسیر آزاد برای کشتیرانی بود؛ و به همین دلیل حکومت ایران به استفاده از ابزار نظامی روی آورد.
ترامپ نیاز به چماق دارد، نه هویج
پرسش اینجاست که چرا ایران همچنان به منابع مالی دسترسی دارد، نفت خود را بدون تحریم میفروشد و درآمد حاصل از آن را برای تأمین مالی سپاه پاسداران بازمیگرداند؟ اگر ترامپ آماده ازسرگیری محاصره دریایی آمریکا نیست، دستکم میتواند مجوز رفع تحریمهای وزارت خزانهداری را اصلاح کند و شرط بگذارد که تمام درآمدهای حاصل از فروش نفت ایران در حسابهای امانی نگهداری شود. آمریکا برای مذاکرات هستهای به اهرم فشار نیاز دارد و از ابتدا نیز اعطای یک چک سفیدامضا به ایران تصمیم عاقلانهای نبود.
چند حمله محدود دیگر آمریکا به اهداف ایرانی نیز تأثیری بر رهبران سرسخت تهران نخواهد داشت. رفتار آنها نشان میدهد که تصور میکنند در مسیر تشدید تنش دست بالا را دارند، زیرا باور دارند آقای ترامپ پیش از انتخابات میاندورهای حاضر به بازگشت به جنگ نخواهد شد. در تصویر کلان راهبردی، حکومت ایران رئیسجمهور آمریکا را در برابر یک انتخاب قرار داده است: یا تنگه هرمز را واگذار کند، یا برای کنترل آن وارد نبرد شود.
منبع: والاستریتژورنال
0 دیدگاه