مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، ماه‌هاست برای دستیابی به توافقی میان دولت‌های اسرائیل و لبنان تلاش می‌کند؛ توافقی که هدف آن محدود کردن فعالیت‌های حزب‌الله و فراهم کردن شرایط خروج نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان است. اما آینده لبنان به یکی از محورهای اصلی توافق جدید میان ایالات متحده و ایران تبدیل شده است؛ توافقی که با حمایت جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، به دست آمد و به تهران نقشی پررنگ در تعیین آینده لبنان می‌دهد. نتیجه این وضعیت آن است که ایالات متحده اکنون درباره یک کشور واحد، از طریق دو مسیر متفاوت در حال مذاکره است؛ مسیرهایی که هدایت آن‌ها بر عهده دو فرد با سبک‌ها و جهان‌بینی‌های به‌طور قابل توجهی متفاوت است.

رویکرد دیپلماتیک متفاوت ونس و روبیو

روبیو بیشتر یک جهان‌گرا است و در رویکرد خود متعارف‌تر است و بر مذاکرات دولت با دولت و روند دیپلماتیک تأکید دارد. ونس، که به طور خصوصی نگرانی‌های خود را در مورد درگیری با ایران در آستانه جنگ ابراز کرده بود، اهل معامله است. رقص ظریف دیپلماتیک ونس و روبیو با هدف حل مسئله‌ای است که نسل‌ها تلاش‌های صلح آمریکا را مختل کرده است. اگرچه این دو نفر با هماهنگی نزدیک کار می‌کنند، اما دیدگاه‌های به ظاهر متناقضی در مورد جایگاه لبنان در این پازل ارائه داده‌اند.

ونس رهبری مذاکرات با ایران را بر عهده دارد، که شامل متقاعد کردن جمهوری اسلامی به قطع حمایت خود از حزب‌الله در ازای دریافت کمک مالی است. نه اسرائیل و نه لبنان در این مذاکرات شرکت ندارند. مذاکرات جداگانه روبیو برای توانمندسازی دولت لبنانِ در تنگنا قرار گرفته و تضمین کافی برای عقب‌نشینی اسرائیل را فراهم می‌کند.

تغییر موضع ونس در قبال لبنان

ونس و روبیو هفته‌ها معتقد بودند که لبنان موضوعی جدا از مذاکرات ایران است. در ماه آوریل، ونس استدلال کرد که ایران «احمق» خواهد بود اگر «بگذارد این مذاکره در درگیری‌ای که در آن به خاطر لبنان، که هیچ ربطی به آنها ندارد، ضربه می‌خورد، از هم بپاشد.» او همچنین اذعان کرد که اسرائیل پیشنهاد داده است که «کمی خود را در لبنان کنترل کند» تا مذاکرات زنده بماند. سپس، در اوایل این ماه، ایران به اسرائیل حمله کرد و گفت که اسرائیل با حمله به لبنان، آتش‌بس آوریل را نقض کرده است.

این ماجرا نقطه عطفی برای مذاکره‌کنندگان آمریکایی، از جمله ونس، بود. آنها به این نتیجه رسیدند که اگر به جنگ بین اسرائیل و حزب‌الله پرداخته نشود، هیچ توافقی با ایران محتمل نخواهد بود، حتی اگر این به معنای وارد کردن این درگیری طولانی‌مدت به یک توافق کوتاه‌مدت باشد که اساساً برای باز کردن تنگه هرمز و تعیین شرایط مذاکرات بر سر برنامه هسته‌ای ایران طراحی شده باشد. روبیو نقش ایران در حمایت از حزب‌الله را به عنوان یک مسئله خارجی و نه یک جزء اصلی مذاکراتی که بر آن نظارت دارد، مطرح کرده است. از نظر او، مذاکره با ایران در میز مذاکره، خطر تضعیف دولت خود لبنان را به همراه دارد.

ونس و روبیو گام‌هایی برای به حداقل رساندن تداخل پیام‌ها برداشته‌اند و روبیو علناً هرگونه ادعایی مبنی بر وجود تناقض در تلاش‌هایشان را رد کرده است. آن‌ها این هفته تماس تلفنی مشترکی با رئیس‌جمهور لبنان داشتند و او را در جریان وضعیت مذاکرات ایالات متحده و ایران و احتمال وجود یک «مکانیسم نظارتی» مشترک برای اجرای آتش‌بس متزلزل اخیر که هدف آن توقف خصومت‌ها در لبنان است، قرار دادند.

دشواری در رسیدن به توافق نهایی

با توجه به اینکه فهرست شکایات روی میز فراتر از مسئله هسته‌ای است، حل آنچه ایالات متحده و ایران به دنبال دستیابی به آن هستند، دشوارتر شده است. دیروز با حمله پهپادی ایران به کشتی‌ها در تنگه هرمز، مفاد تفاهم‌نامه حتی بیشتر تحت فشار قرار گرفت که ترامپ این حمله را «نقض احمقانه» آتش‌بس خواند. تمام این پیچیدگی‌ها، هدف اعلام شده ترامپ برای دستیابی به توافق هسته‌ای با ایران را که او آن را قوی‌تر از توافق هسته‌ای دوران باراک اوباما می‌داند، به طور قابل توجهی دشوارتر می‌کند.

درسی که از سال‌های اوباما گرفتیم این بود که حتی مذاکرات محدود بر سر برنامه هسته‌ای ایران نیز یک تمرین طاقت‌فرسا است. درس دهه‌ها تلاش گذشته این است که هیچ درگیری خاورمیانه‌ای در خلأ وجود ندارد. چند هفته آینده نشان خواهد داد که آیا ونس و روبیو می‌توانند با احتمالات مقابله کنند یا خیر.

 

منبع: آتلانتیک


اندیشکده تهران


0 دیدگاه

logo

ارسال دیدگاه