یک ماه پیش، اپوزیسیون ایران چنان سرمست جنگ شده بود که گویی تعادل خود را از دست داده است. ایرانیان تبعیدی در خیابانهای لندن، لسآنجلس و تورنتو گرد آمدند تا کشتهشدن رهبر جمهوری اسلامی، آیتالله علی خامنهای را جشن بگیرند. دهها هزار نفر پشت سر رضا پهلوی، فرزند آخرین شاه و مدعی رهبری یک گذار سیاسی، صف کشیدند؛ کسی که بمبارانها را «انساندوستانه» توصیف کرده بود.
امروز، اگرچه سرسختها هنوز این حملات را به شیمیدرمانی تشبیه میکنند، اما فضا تغییر کرده است. برخی همچنان در لندن با پرچمهای ارتش اسرائیل در کنار پرچمهای سلطنتطلبان راهپیمایی میکنند. عدهای دیگر حتی به رستورانهای ایرانی فشار میآورند تا در ویترینهای خود نشانههای حمایت نصب کنند. شبکه ایران اینترنشنال، رسانه ماهوارهای اپوزیسیون مستقر در لندن، نیز از جنگ و بازگشت پهلویها به سلطنت حمایت میکند.
تردید در اپوزیسیون
با این حال، بسیاری دچار تردید و دلزدگی شدهاند. اندازه تجمعها رو به کاهش است و صداهای متنوعتری در میان دیاسپورا شنیده میشود. موسیقیدانان ایرانی سالنهای کنسرت را پر میکنند و همدلی با غیرنظامیانی را برمیانگیزند که زیر آوار جان باختهاند. پزشکان، معلمان و دانشگاهیان برای میناب—شهری در جنوب ایران که در پی اصابت یک موشک آمریکایی به مدرسهای بیش از ۱۶۰ نفر، عمدتاً دانشآموزان دختر، کشته شدند—مراسم یادبود برگزار میکنند.
با گسترش فهرست اهداف آمریکا و اسرائیل از مراکز حکومتی به زیرساختهای ملی، نگرانی برای خانوادههای باقیمانده در ایران افزایش یافته است. رضا پهلوی متهم شده که نسبت به سربازان کشتهشده آمریکایی همدلی بیشتری نشان داده تا بیش از ۱۵۰۰ غیرنظامی که در داخل کشور در بمبارانها جان باختهاند. برخی میگویند نزدیکی او به اسرائیل، او را به «ابزار مفید» تبدیل کرده و نشانههایی از گرایش اقتدارگرایانه در او دیده میشود.
کنگره آزادی ایران، رقیب پهلوی
در نتیجه، بخشی از اپوزیسیون پراکنده به دنبال مسیر دیگری است. در ۲۸ مارس، ائتلافی کمسابقه از گروههای سیاسی، قومی و مذهبی ایران در لندن جمع شدند تا «کنگره آزادی ایران» را راهاندازی کنند؛ نهادی که اعلام کرده است از آمریکا و اسرائیل فاصله خواهد گرفت. سخنرانان، حملات این کشورها به تأسیسات نفتی و مراکز دفاعی را محکوم کردند. یکی از آنها جنگ را فاجعهای دانست که درست در زمانی که ناآرامیهای داخلی به سمت گذار دموکراتیک پیش میرفت، به تقویت حکومت انجامیده است. دیگری تأکید کرد: «تغییر رژیم نباید به این شکل رخ دهد. این باید پروژهای ایرانی باشد، نه اسرائیلی.» برخی حتی از مقاومت ایران در برابر یکی از قدرتمندترین نیروهای نظامی جهان ابراز غرور کردند. برگزارکنندگان برای نشاندادن رویکرد فراگیر خود، هم پرچمهای سلطنتطلبان و هم جمهوریخواهان را روی صحنه قرار دادند و نمایندگان کرد و بلوچ نیز با استقبال مواجه شدند.
با این حال، هر تلاشی برای وحدت با چالشهای جدی روبهروست. هواداران پهلوی بیرون از محل برگزاری کنگره اعتراض کردند و آن را پوششی برای چپگرایان و هواداران پنهان حکومت خواندند. در مقابل، طرفداران حکومت به نبود پرچم جمهوری اسلامی—با شعار مذهبی آن—اعتراض کردند و گزارشهایی را بازنشر دادند که مدعی بود این گروه از سوی حامیان اسرائیل تبلیغ میشود. اختلافنظرها درباره جنگ چنان شدید بود که بیانیه پایانی حتی اشارهای به آن نکرد.
اعتراضات گستردهای که رضا پهلوی و حامیان خارجیاش وعده داده بودند، در داخل ایران شکل نگرفته است. در عوض، میدانهای شهری هر شب مملو از نیروهای وفادار به حکومت است. با این حال، پس از پایان جنگ، پرسشهایی که پیشتر نیز گریبانگیر نظام بود، همچنان باقی خواهد ماند: اقتصادی آسیبدیده ناشی از جنگ و اعتراضاتی اقتصادی که ممکن است دوباره پس از جنگ سر باز کند.
0 دیدگاه