چنین اقدامی ممکن است انگیزه ایران را برای حرکت سریع‌تر به سمت ظرفیت تسلیحاتی افزایش دهد—به‌ویژه اگر به این نتیجه برسد که تنها راه بازدارندگی مؤثر، دستیابی به سلاح هسته‌ای است


ارتش ایالات متحده طرحی را به رئیس‌جمهور ارائه داده است برای تصرف نزدیک به ۱۰۰۰ پوند اورانیوم با غنای بالا در ایران؛ طرحی که شامل انتقال تجهیزات حفاری از طریق هوا و ساخت یک باند فرود برای هواپیماهای باری به‌منظور خارج کردن این مواد رادیواکتیو می‌شود.
 
عملیاتی طولانی، نه سریع
 
برای دسرسی به این ذخایر مدفون، باید تجهیزات حفاری وارد منطقه شده، بتن و پوشش‌های محافظ شکسته شود و سپس سیلندرها استخراج و منتقل شوند. برآوردها درباره مدت زمان این عملیات از چند هفته تا چند ماه متغیر است. یک مقام سابق دفاعی نیز گفت که برای بازیابی بخش عمده‌ای از این مواد، احتمالاً به اشغال موقت منطقه نیاز خواهد بود.
 
از نظر لجستیکی، عملیات احتمالاً با حمله به سامانه‌های دفاعی ایران آغاز می‌شود تا مسیر امن‌تری برای ورود نیروهای زمینی ایجاد شود. سپس نیروها صدها کیلومتر در داخل کشور پیشروی کرده و محیطی امن در اطراف تأسیسات ایجاد می‌کنند. برخی کارشناسان احتمال داده‌اند که نیروهای لشکر ۸۲ هوابرد یا رنجرها برای تصرف منطقه وارد عمل شوند.
 
پشتیبانی از عملیات حفاری مستلزم حضور گسترده نیروهای پشتیبانی است—از مکانیک‌ها و رانندگان گرفته تا تأمین‌کنندگان سوخت و تدارکات. همچنین کارشناسان غیرنظامی هسته‌ای برای ارزیابی خطرات و نظارت بر انتقال مواد حضور خواهند داشت. پس از آن، مهندسان نظامی یک باند فرود ایجاد می‌کنند تا تجهیزات و تدارکات منتقل شود. این مرحله، هواپیماهای ترابری را در معرض خطر حملات دشمن قرار می‌دهد. این عملیات بیشتر شبیه ایجاد یک پایگاه کوچک نظامی خواهد بود تا یک مأموریت مخفی و محدود. هرچه عملیات طولانی‌تر شود، احتمال واکنش گسترده‌تر ایران—چه از طریق حملات مستقیم و چه از طریق نیروهای نیابتی در منطقه—افزایش می‌یابد. این امر می‌تواند دامنه درگیری را فراتر از یک عملیات محدود برده و به یک جنگ منطقه‌ای گسترده‌تر تبدیل کند.
 
خطر انتشار تشعشعات
 
ورود به تأسیسات زیرزمینی نیز فرآیندی بسیار دشوار و خطرناک خواهد بود. نیروهای ویژه باید با تجهیزات خاص از موانع عبور کنند، در حالی که دیگر نیروها از آن‌ها محافظت می‌کنند. آن‌ها لباس‌های محافظ و تجهیزات تشخیص آلودگی همراه خواهند داشت. هرگونه شلیک یا انفجار ممکن است مواد خطرناک را آزاد کند، و خطر آلودگی رادیواکتیو نیازمند پاک‌سازی مداوم نیروها و تجهیزات است. همچنین احتمال وجود تله‌های انفجاری وجود دارد.
 
حتی پس از موفقیت احتمالی در استخراج و انتقال مواد، چالش‌های قابل‌توجهی باقی می‌ماند. انتقال ایمن این حجم از مواد رادیواکتیو، نگهداری، خنثی‌سازی یا بازفرآوری آن‌ها، و جلوگیری از هرگونه نشت یا حادثه، خود به یک عملیات پیچیده دیگر تبدیل می‌شود. به بیان دیگر، پایان مأموریت در محل، به معنای پایان ریسک نیست.
 
مکان ذخایر دقیقاً کجاست؟
 
حتی در سطح مفهومی نیز، چنین عملیاتی با عدم‌قطعیت‌های جدی مواجه است. یکی از مهم‌ترین ابهامات این است که آیا محل دقیق تمامی ذخایر اورانیوم با غنای بالا به‌طور کامل شناسایی شده یا خیر. در صورتی که بخشی از این مواد پیش‌تر جابه‌جا شده باشد، کل مأموریت می‌تواند به نتیجه‌ای ناقص یا حتی بی‌اثر منجر شود.
 
خطر جنگی فرسایشی
 
در سطح تاکتیکی نیز، مسئله فرسایش اهمیت زیادی دارد. حتی اگر درگیری مستقیم گسترده‌ای رخ ندهد، حضور طولانی‌مدت نیروها در یک محیط خصمانه می‌تواند به‌تدریج توان رزمی، روحیه و کارایی آن‌ها را کاهش دهد. عملیات‌هایی که در ابتدا به‌عنوان مأموریت‌های محدود تعریف می‌شوند، در صورت مواجهه با مقاومت مستمر، ممکن است به یک تعهد فرسایشی تبدیل شوند—چیزی که تجربه‌های گذشته آمریکا در مناطق مختلف نشان داده است.
 
انگیزه‌بخشی به ایران برای ساخت سلاح هسته‌ای
 
همچنین باید به اثر معکوس احتمالی توجه کرد. چنین اقدامی ممکن است انگیزه ایران را برای حرکت سریع‌تر به سمت ظرفیت تسلیحاتی افزایش دهد—به‌ویژه اگر به این نتیجه برسد که تنها راه بازدارندگی مؤثر، دستیابی به سلاح هسته‌ای است. در این صورت، عملیات موردنظر نه‌تنها هدف اصلی خود را محقق نمی‌کند، بلکه به تسریع همان روندی کمک می‌کند که قرار بود متوقف شود.
 
در نهایت، اگر این طرح را در یک چارچوب کلان‌تر تحلیل کنیم، می‌توان آن را نمادی از یک دوراهی راهبردی دانست: انتخاب میان کنترل از راه دور با ریسک کمتر اما اثربخشی محدود و مداخله مستقیم با اثربخشی بالقوه بیشتر اما ریسک‌های بسیار بالا. تصمیم‌گیری میان این دو، نه‌فقط یک انتخاب نظامی، بلکه یک انتخاب عمیقاً سیاسی و راهبردی است که پیامدهای آن می‌تواند برای سال‌ها و حتی دهه‌ها ادامه داشته باشد.

اندیشکده تهران


0 دیدگاه

logo

ارسال دیدگاه