دولت ترامپ و گروه‌های تجاری سوری–آمریکایی، در موقعیت جغرافیایی سوریه فرصت‌هایی می‌بینند. چشم‌انداز گسترده‌تر آنها از طرح «چهار دریا» الهام گرفته شده است؛ طرحی که خلیج فارس، دریای خزر، مدیترانه و دریای سیاه را از طریق شبکه‌های زیرساختی به یکدیگر متصل می‌کند.


این روزها در واشنگتن از نقش‌آفرینی سوریه به‌عنوان جایگزین زمینی تنگه هرمز صحبت بسیار است. با سقوط اسد در دسامبر ۲۰۲۴ و تصمیم ترامپ برای تعامل با رهبران جدید سوریه، مجدد توجهات‌ به نقش نادیده‌گرفته‌شده این کشور به‌عنوان یک رابط ترانزیتی انرژی در منطقه جلب شده است. انتقال نفت عراق و کشورهای خلیج فارس به بنادر مدیترانه یا گاز قطر به اروپا از طریق خطوط لوله و ایجاد زیرساخت‌ها متصل‌کننده خلیج فارس، شرق مدیترانه، دریای سیاه و قفقاز به یکدیگر در مرکز این توجهات است و به باور موافقان، چنین پروژه‌هایی مسیرهای جهانی انرژی را تنوع می‌بخشد، متحدان آمریکا در اروپا را تقویت می‌کند و توانایی ایران را برای تاثیرگذاری بر بازارهای انرژی کاهش می‌دهد.

در حالی که این پیشنهادها بر موقعیت راهبردی جغرافیایی سوریه تاکید دارند، یک واقعیت مهم نادیده گرفته می‌شود: پروژه‌های خط لوله بارها سوریه را در مرکز درگیری‌های سیاسی و عملیات‌های خرابکارانه نیز قرار داده‌اند. این موضوع به‌ویژه درباره پیشنهاد احیای خط لوله نفت کرکوک–بانیاس و ساخت خط لوله گاز قطر–ترکیه صدق می‌کند. هر دو پروژه از مناطق کم‌جمعیتی عبور می‌کنند که گروه‌های مسلح همچنان در آنها فعال هستند. بسیاری از این طرح‌ها همزمان یک واقعیت پایه تجاری دیگر را نادیده می‌گیرند: مهم‌ترین مشتری و بازار در حال رشد برای انرژی خلیج فارس همچنان آسیاست و این موضوع از جذابیت سوریه به‌عنوان یک کریدور اصلی صادراتی خواهد کاست.

یک قرن خطوط لوله و بی‌ثباتی

خطوط لوله منطقه‌ای نقشی تاثیرگذار در تاریخ سیاسی سوریه داشته‌اند. خط لوله ترانس عربی (تپ لاین) که با حمایت آمریکا برای انتقال نفت خام عربستان سعودی به مدیترانه ساخته شد، در نخستین کودتاهای سیاسی سوریه نقش داشت. در جریان بحران سوئز در سال ۱۹۵۶، نیروهای اسرائیلی ایستگاه‌های پمپاژ در امتداد خط لوله کرکوک–بانیاس را هدف قرار دادند. در سال ۱۹۸۲، حافظ اسد پس از هم‌پیمانی با تهران علیه صدام حسین، این خط لوله را تعطیل کردو بعدتر نیروهای آمریکایی در جریان حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ بخشی از آن را هدف حمله قرار دادند. جنگ داخلی سوریه بخش زیادی از بقایای این خطوط لوله را نابود کرد و داعش و دیگر گروه‌های مسلح، زیرساخت‌های نفت و گاز، خطوط لوله و ایستگاه‌های پمپاژ را هدف نظامی در نظر می‌گرفتند. تا سال ۲۰۲۴، بخش زیادی از شبکه انرژی سوریه آسیب دیده یا از کار افتاده بود.

وضعیت در دوره پسااسد

چندین کریدور هم‌اکنون در حال فعالیت هستند: یکی خط لوله گاز عربی، که گاز را از اسرائیل و اردن به سوریه منتقل می‌کند؛ دیگری خط لوله کیلیس–حلب، که گاز جمهوری آذربایجان را از طریق ترکیه به شمال سوریه می‌رساند و در نهایت، یک کریدور زمینی برای انتقال با کامیون‌های نفتکش از عراق به سواحل مدیترانه که بین 140 تا 220 هزار بشکه رکورد متاخر آن است. در مقابل، احیای خط لوله کرکوک–بانیاس یا احداث خط لوله گاز قطر-ترکیه نیازمند از مناطقی عبور خواهد کرد که تامین امنیت آنها همچنان مشکل است و قرن‌هاست که در برابر کنترل کامل دولت‌ها مقاومت کرده‌اند.

جغرافیای سخت

فرض کریدورهای عبوری از سوریه این است که تولیدکنندگان خلیج فارس می‌خواهند صادرات خود را به سمت اروپا هدایت کنند. اما در واقع، چین، هند، ژاپن، کره جنوبی و کشورهای جنوب شرق آسیا همچنان اصلی‌ترین بازارهای رو به رشد برای نفت و گاز خلیج فارس هستند. در این خصوص، گزینه‌هایی چون مسیر عربی دریای سرخ و خط لوله امارات ضمن اجتناب از خطرات سوریه، نیاز بازارهای آسیایی را تأمین می‌کنند. اقلیم کردستان وضعیتی متفاوت دارد و دسترسی به مدیترانه از طریق سوریه، برای آن بسیار ارزشمند است. قطر نیز ممکن است به دلیل آسیب‌پذیری صادرات ال‌ان‌جی (LNG) در عبور از تنگه هرمز، مسیرهای زمینی را مدنظر قرار دهد. کماکان، جهت اصلی بازار همچنان به سمت شرق است، نه غرب.

جمع‌بندی

دولت ترامپ و گروه‌های تجاری سوری–آمریکایی، در موقعیت جغرافیایی سوریه فرصت‌هایی می‌بینند. چشم‌انداز گسترده‌تر آنها از طرح «چهار دریا» الهام گرفته شده است؛ طرحی که خلیج فارس، دریای خزر، مدیترانه و دریای سیاه را از طریق شبکه‌های زیرساختی به یکدیگر متصل می‌کند. اما پیش از هرگونه سرمایه‌گذاری، واشنگتن باید از کاهش ریسک‌های سیاسی، امنیتی و مقرراتی موجود در سوریه آغاز کند. سوریه در چهارراه چندین منطقه قرار گرفته و ظرفیت تبدیل شدن به یک مرکز انرژی را دارد. با این حال، خطوط لوله‌ای که از خاک آن عبور کرده‌اند بارها قربانی جنگ، بی‌ثباتی و خرابکاری شده‌اند.

 

منبع: موسسه واشنگتن


اندیشکده تهران


0 دیدگاه

logo

ارسال دیدگاه