ایتالیا می‌کوشد با تقویت ظرفیت‌های پدافندی، توسعه همکاری‌های دفاعی و پیوندزدن امنیت انرژی به منافع صنایع نظامی خود، به بازیگری تبدیل شود که در معادلات امنیتی خلیج فارس وزن بیشتری دارد. بااین‌حال، این راهبرد با تناقضی اساسی روبه‌روست: رم برای افزایش نفوذ خود به ثبات منطقه‌ای نیاز دارد، اما گسترش حضور نظامی در محیطی پرتنش می‌تواند هزینه‌های اقتصادی و امنیتی بیشتری بر آن تحمیل کند.


تحولات سیاسی-ژئوپلیتیکی دو سال اخیر در خاورمیانه به خصوص جنگ رمضان باعث شده تا ایتالیا راهبرد خود در منطقه را تغییر دهد و حضور نظامی-دیپلماتیک خود را به طور محسوسی افزایش دهد. این حضور فزاینده نشان می‌دهد که ایتالیا دیگر صرفاً به دنبال حفظ روابط دیپلماتیک و اقتصادی خود با کشورهای خاورمیانه نیست، بلکه می‌کوشد نقش فعال‌تری در معادلات امنیتی منطقه ایفا کند.

آرایش نظامی جدید ایتالیا در خلیج فارس

از اسفند ۱۴۰۴ تا اواخر مرداد امسال، حدود ۴۰۰ نفر از نیروهای نیروی هوایی ایتالیا به کشورهای خاورمیانه، از جمله عربستان سعودی، کویت و بحرین، اعزام شدند. از شهریور نیز حدود ۳۰۰ نیروی دیگر به منطقه اضافه شدند و شمار نیروهای ایتالیایی را به حدود ۷۰۰ نفر رساندند؛ سطحی از حضور نظامی که در چند دهه اخیر کم‌سابقه توصیف می‌شود. تجهیزات اعزام‌شده نیز شامل چهار فروند جنگنده یوروفایتر، رادارهای دفاع هوایی، یک فروند هواپیمای هشدار زودهنگام E-550A CAEW، یک فروند هواپیمای ترابری KC-130J و یک سامانه ضدپهپادی ACUS-E بوده است.

محرک‌های راهبردی چرخش نظامی ایتالیا به سوی خاورمیانه

به‌طور کلی، دو محرک اصلی را می‌توان در پس رویکرد جدید ایتالیا به خاورمیانه شناسایی کرد. نخست، امنیت انرژی و حفاظت از منافع اقتصادی ایتالیا در منطقه است. بخش مهمی از امنیت انرژی این کشور به استمرار جریان نفت و گاز از خلیج فارس و امنیت مسیرهای راهبردی، به‌ویژه تنگه هرمز، وابسته است. در همین چارچوب، «طرح ماتی برای آفریقا و خاورمیانه» را می‌توان تلاشی برای تبدیل ایتالیا به هاب انرژی و پل ارتباطی میان آفریقا، خاورمیانه و اروپا دانست؛ هدفی که تحقق آن مستلزم ثبات منطقه‌ای و امنیت مسیرهای انتقال انرژی است. با آغاز جنگ، اهمیت این ملاحظات افزایش یافت و رم برای حفاظت از منافع اقتصادی و زیرساخت‌های حیاتی خود، حضور پدافندی‌اش را در منطقه تقویت کرد.

محرک دوم، تلاش ایتالیا برای تقویت جایگاه راهبردی خود در معادلات امنیتی خاورمیانه است. رم می‌کوشد با تقویت توان پدافندی، توسعه همکاری‌های نظامی و در دست گرفتن رهبری اروپا در حفاظت از مسیرهای دریایی، نقش پررنگ‌تری در ترتیبات امنیتی منطقه ایفا کند و جایگاه خود را در چارچوب ناتو و همکاری‌های امنیتی اروپا ارتقا دهد. این رویکرد، علاوه بر تقویت نفوذ سیاسی ایتالیا، فرصت‌هایی برای گسترش فعالیت صنایع دفاعی این کشور فراهم می‌کند. توافق‌های همکاری دفاعی با کویت و امارات، گسترش همکاری صنایع دفاعی ایتالیا با امارات و عربستان سعودی طی دو سال اخیر و صدور مجوز صادرات تسلیحات به ارزش حدود ۲.۵۹ میلیارد یورو به کویت در سال ۲۰۲۵، نمونه‌هایی از پیوند میان حضور امنیتی و منافع صنعتی-اقتصادی رم هستند.

البته علاوه بر این محرک‌ها، کشورهای منطقه نیز منافع مهمی در تقویت روابط نظامی خود با ایتالیا می‌بینند که مهم‌ترینشان تنوع‌بخشی در روابط امنیتی و تجهیزات نظامی است.

محدودیت قدرت ایتالیا در معادلات امنیتی خلیج فارس

با این حال، این رویکرد با چالش‌های داخلی و خارجی نیز روبه‌رو است. در داخل کشور، برخی جریان‌های چپ با گسترش حضور نظامی کشور در منطقه مخالفت دارند. علاوه بر این، یکی از ریشه‌های اعتراضات اخیر در ایتالیا علاوه بر مباحث اقتصادی، نارضایتی جوانان از افزایش هزینه‌های نظامی دولت بوده است.

در سطح خارجی نیز اولویت راهبردی ناتو در شرق اروپا یکی از موانع مهم گسترش حضور ایتالیا در خاورمیانه است. همچنین تلاش ایتالیا برای جبران بخشی از خلأ امنیتی ناشی از کاهش احتمالی حضور آمریکا در منطقه با محدودیت‌های جدی در حوزه تجهیزات و پشتیبانی لجستیک و پدافندی روبه‌رو است چرا که رم از ظرفیت تولیدی، لجستیکی و نظامی لازم برای جایگزینی بخش قابل‌توجهی از توان آمریکا برخوردار نیست. ازاین‌رو، نقش‌آفرینی ایتالیا در کوتاه‌مدت بیشتر می‌تواند به عنوان مکمل حضور آمریکا و تقویت‌کننده ظرفیت‌های دفاعی کشورهای منطقه تلقی گردد.

جمع‌بندی

ایتالیا می‌کوشد با تقویت ظرفیت‌های پدافندی، توسعه همکاری‌های دفاعی و پیوندزدن امنیت انرژی به منافع صنایع نظامی خود، به بازیگری تبدیل شود که در معادلات امنیتی خلیج فارس وزن بیشتری دارد. بااین‌حال، این راهبرد با تناقضی اساسی روبه‌روست: رم برای افزایش نفوذ خود به ثبات منطقه‌ای نیاز دارد، اما گسترش حضور نظامی در محیطی پرتنش می‌تواند هزینه‌های اقتصادی و امنیتی بیشتری بر آن تحمیل کند؛ ضمن آنکه توان محدود ایتالیا اجازه نمی‌دهد خلأ قدرت آمریکا را به‌طور معناداری پر کند. بنابراین، موفقیت این سیاست نه صرفاً به تداوم استقرار نیروها، بلکه به توانایی رم در تبدیل حضور نظامی به نفوذ سیاسی پایدار، بدون گرفتارشدن در رقابت‌های منطقه‌ای و فشارهای مالی داخلی، بستگی خواهد داشت. در نهایت، ایتالیا می‌تواند به یکی از بازیگران مکمل و اثرگذار در معماری امنیتی خاورمیانه تبدیل شود، اما تثبیت این جایگاه به پایداری اقتصادی داخلی و تحولات امنیتی پیش‌بینی‌ناپذیر پیرامون خلیج فارس وابسته خواهد بود.


ع
نویسنده علی محبی
همه‌ی نوشته‌ها

۰ دیدگاه

logo

ارسال دیدگاه