عملکرد حزب ملیگرا در دو بخش اصلی داکا و چیتاگونگ بهمراتب بهتر از رقیب خود بوده است. علیرغم ائتلاف حزب شهروند ملی (NCP) با جماعت اسلامی، بسیاری از جریانهای دانشجویی پیشگام در انقلاب ژوئیه از این حزب جدا شدند و بهصورت آشکار یا ضمنی از طارق رحمان حمایت کردند.
دولت موقت بنگلادش، در روز 12 فوریه اولین انتخابات سراسری را پس از انقلاب ژوئیه 2024 برگزار کرد و با انتشار نتایج اولیه این انتخابات، میتوان مدعی شد که بهزودی طارق رحمان، رهبر حزب ملیگرای بنگلادش (BNP) بر کرسی نخستوزیری این کشور تکیه خواهد زد. براساس آمار از مجموع 127 میلیون نفر واجدین شرایط (ثبتنام شدگان)، 59.4 درصد از رایدهندگان بنگلادشی در انتخابات شرکت کردهاند و علاوه بر تعیین ترکیب نهایی کرسیهای انتخابی مجلس، اصلاحات قانون اساسی نیز با 68 درصد رای مثبت تایید گردیده است.
در بنگلادش، جاتیا سانگساد یا خانه ملت 350 کرسی دارد که 300 کرسی آن با انتخابات مستقیم و 50 کرسی آن بهصورت اختصاصی برای زنان، بین احزاب برنده انتخابات به صورت نسبی تقسیم میشود. نتایج اعلام شده برای 297 کرسی از 300 کرسی انتخابات حاکی از آن است که حزب ملیگرا به تنهایی 209 کرسی و ائتلاف این حزب در مجموع 212 کرسی را از آن خود کرده اند. حزب اسلامگرای جماعت اسلامی به تنهایی در 68 کرسی و ائتلاف این حزب در 77 کرسی برنده شدهاند. عملکرد حزب ملیگرا در دو بخش اصلی داکا و چیتاگونگ بهمراتب بهتر از رقیب خود بوده و جماعت اسلامی، در بخش کهلنا (سومین بخش پرجمعیت بنگلادش) دست بالا را داشته است. این پیروزی قاطع چند دلیل عمده دارد که در ادامه به آن پرداخته میشود.
سابقه حزب ملیگرا
علیرغم مخالفت با خویشاوندسالاری، بخش قابلتوجهی از رایدهندگان بنگلادشی تصویری مثبت از خانواده ضیا-رحمان در ذهن داشتند. ژنرال ضیاالرحمان، مشهور به رئیسجمهور شهید، یکی از چهرههای تاثیرگذار سیاست بنگلادش در اولین دهه استقلال بود. همسر وی، خالده ضیا نیز در سالهای حکومت نظامی ارشاد، یکی از مهمترین چهرههای مقاومت مدنی بنگلادش بود و با پایان حکومت نظامی، به نخستوزیری بنگلادش رسید. درگذشت خالده ضیا در روزهای پایانی سال 2025 و همزمانی آن با بازگشت طارق رحمان از تبعید هفده ساله منجر به افزایش محبوبیت حزب ملیگرا نزد رای دهندگان شد.
رتوریک و گفتمان مناسب
حزب ملیگرای بنگلادش و رهبری آن، طارق رحمان، در جریان کمپینهای انتخاباتی خود رتوریک زیرکانهای را برگزیدند که در نهایت، بیشینه آرای ممکن را به سبد آنها ریخت. تمرکز بر مسائلی همچون بیکاری، فساد و رشوهخواری از یکسو و پرهیز از ادبیات انتقامجویانه و تند درباره گذشتگان طیف وسیعی از رایدهندگان را، از هواداران سابق عوامیلیگ گرفته تا اقشار غیرسیاسی و خاکستری، به حزب ملیگرا متمایل کرد.
علیرغم تمرکز بر مطالبات ایجابی و مفصلبندی یک گفتمان توسعهمحور، حزب ملیگرا از تضعیف موضع رقیب اصلی خود، یعنی جماعت اسلامی نیز غافل نشد. بدین معنی که از یک طرف، نقش تاریخی جماعت اسلامی در مخالف با استقلال بنگلادش، مداوما از سوی رقیب مورد اشاره و تاکید قرار میگرفت و از طرف دیگر، درباره برداشت سنتی جماعت از مسائل زنان و اقلیتها تبلیغ میشد.
آرای منفی جماعت و کوچ آرای حزب شهروند ملی
در این میان، رهبران جماعت نیز با اظهارنظرها، مواضع و اقدامات خود به دستکم بخشهایی از روایت ملیگرایان دامن زدند. علیرغم معرفی یک نامزد هندو، جماعت اسلامی از معرفی نامزد زن برای کرسیهای انتخاباتی اجتناب کرد. شفیقالرحمان، امیر جماعت اسلامی و رهبر ائتلاف یازده حزبی، در مصاحبهای در پاسخ به پرسشی درباره احتمال فرضی امارت یک زن در این حزب اسلامگرا، به ارائه پاسخ منفی بسنده نکرد و از مخالفت جماعت اسلامی با اشتغال زن در خارج خانه سخن گفت. در میان کشورهای جنوب آسیا، بنگلادش یکی از بالاترین نرخهای مشارکت زنان در بازار کار را داراست و گزافه نیست اگر ادعا شود که حزب ملیگرا از رای منفی زنان به جماعت اسلامی بهره برده است.
همزمان، باید به این نکته توجه کرد که علیرغم ائتلاف حزب شهروند ملی (NCP) با جماعت اسلامی، بسیاری از جریانهای دانشجویی پیشگام در انقلاب ژوئیه از این حزب جدا شدند و بهصورت آشکار یا ضمنی از طارق رحمان حمایت کردند. در واقع، بخش قابلتوجهی از آرای مورد انتظار این حزب، بهموجب خروج چهرههای مذکور شکسته شد و طبعا به سبد حزب ملیگرا کوچ کرد.
جمعبندی
در نهایت، حزب ملیگرای بنگلادش توانست با ترسیم تصویری تکنوکراتیک، میانهروانه و توسعهخواه از خود و برجسته کردن نقاط افتراق رقیب با زنان و نسل جوان، بر اسلامگرایان غلبه کند و به یک پیروزی قاطع در اولین انتخابات پس از انقلاب ژوئیه دست یابد. با این وجود، موانع مهمتری برای کامیابی پیش روی دولت جدید در بنگلادش قرار دارد که غلبه بر آنها با کمپین انتخاباتی مقدور نخواهد بود.
0 دیدگاه