تهران طی سالها و در واکنش به فشار تحریمها چنین سیستمی را شکل داده است. هرچند پذیرش آن دشوار است، اما ایران موفق شده سیستمی پیچیده، غیرمتمرکز و بهطرز قابلتوجهی مقاوم در برابر اختلال ایجاد کند.
اخبار جنگ از اختلال، فلجشدگی و انسداد تنگه هرمز سخن میگویند. سامانههای بینالمللی ردیابی نفتکشها همگی از فروپاشی ترافیک خبر میدهند، در حالی که صادرکنندگان حوزه خلیج فارس در حال کاهش یا توقف تولید هستند. هر شاخص قابل مشاهدهای نشان میدهد که سیستم تحت فشار شدید قرار دارد. با این حال، هنوز نفت در جریان است. این بار نه بهصورت آشکار، نه بهگونهای که بازارها بتوانند بهراحتی آن را اندازهگیری کنند، و نه در حجمی که شفاف باشد.
سازوکار واقعی این وضعیت یک پارادوکس است که بر «ناوگان سایه» ایران بنا شده است. این ناوگان همچنان بهعنوان یک سیستم لجستیکی سایهای عمل میکند که از یک راهکار دور زدن تحریمها تکامل یافته و به ابزاری راهبردی در قدرت ژئوپلیتیکی تبدیل شده است. دیگر نباید آن را پدیدهای حاشیهای دانست، بلکه اکنون به یکی از ستونهای اصلی نحوه عملکرد سیستم جهانی نفت در شرایط فشار تبدیل شده است. حقیقت ناخوشایند این است که در حال حاضر، این سازوکار نهتنها توسط نظام بینالملل تحمل میشود، بلکه بهطور غیرمستقیم نیز به آن اتکا دارد.
ساختار دوگانه شفاف و مبهم
در حالی که جریانهای متعارف در تنگه هرمز عملاً بسته شدهاند، واقعیت این است که تنگه «کاملاً» بسته نشده است؛ بلکه جریانها دگرگون شدهاند. بهجای یک شریان جهانی باز برای همه، هرمز به یک گذرگاه با کنترل گزینشی تبدیل شده است. این وضعیت عمدتاً شامل کشتیرانی مرتبط با غرب، صادرکنندگان بزرگ خلیج فارس و کشتیهایی است که در چارچوبهای رسمی بیمه و مقررات فعالیت میکنند. نفتکشهای مرتبط با ایران، کشتیهای تحت تحریم و شناورهایی با ساختار مالکیت مبهم همچنان از تنگه عبور میکنند، اغلب با چشمپوشی ضمنی یا حتی صریح نیروهای دریایی ایران. نتیجه نهایی، شکلگیری یک سیستم دریایی دوگانه است: یکی قابل مشاهده، قانونمند و تا حد زیادی متوقف؛ دیگری مبهم، انعطافپذیر و همچنان فعال.
ابتکار دریایی ایران
این وضعیت تصادفی نیست. تهران طی سالها و در واکنش به فشار تحریمها چنین سیستمی را شکل داده است. هرچند پذیرش آن دشوار است، اما ایران موفق شده سیستمی پیچیده، غیرمتمرکز و بهطرز قابلتوجهی مقاوم در برابر اختلال ایجاد کند؛ سیستمی که بدون تشدید به یک درگیری دریایی تمامعیار، بهسختی قابل متوقف کردن است. در هسته این شبکه، «ناوگان سایه» به عدم شفافیت مالکیت، دستکاری یا خاموش کردن سامانههای شناسایی خودکار (AIS)، و استفاده گسترده از انتقال کشتیبهکشتی متکی است. این نفتکشها اغلب تحت مالکیت شرکتهای صوری در حوزههای قضایی با شفافیت محدود ثبت شده و در کشورهایی با اجرای ضعیف مقررات پرچمگذاری شدهاند.
این کشتیها بهصورت منفرد عمل نمیکنند؛ آنها بخشی از یک شبکه هستند که در آن بنادر ایران بهعنوان نقاط بارگیری اولیه عمل میکنند. همزمان، خلیج فارس همچنان بهعنوان یک منطقه استقرار عمل میکند و چندین نفتکش بارگیریشده نقش ذخیرهسازی شناور و بافر لجستیکی را دارند. در مقابل، اقیانوس هند و آبهای جنوب شرق آسیا به مناطق انتقال تبدیل شدهاند. بیشتر محمولهها پیش از رسیدن به خریداران نهایی، چندین بار بین کشتیها منتقل میشوند. تا زمانی که نفت به بازار نهایی میرسد، منشأ آن عملاً پنهان شده است. این مجموعهای پراکنده از بازیگران فرصتطلب نیست، بلکه یک زنجیره تأمین ساختاریافته و مقاوم است.
تغییر نقش ایران در بازار انرژی
بازارها باید در تأثیر کنترل ایران بر تنگه هرمز بازنگری کنند؛ ایران با مدیریت دسترسی به هرمز و حفظ صادرات خود، از یک تولیدکننده محدود به یک «دروازهبان» جریانهای منطقهای تبدیل شده است.
آنچه در حال شکلگیری است، شاید دیگر یک اختلال موقتی نباشد، بلکه نشانهای از ساختار جدید بازار باشد. سیستم قدیمی نفت جهانی به دو لایه موازی تقسیم میشود: یک سیستم شفاف و قانونمند، و یک سیستم مبهم و سیاسی که در آن جریانها بر اساس دسترسی و روابط تعیین میشوند. ایران در لایه دوم پیشتاز است، اما تنها نخواهد بود؛ روسیه نیز قابلیتهای مشابهی توسعه داده و احتمالاً دیگران نیز به آن خواهند پیوست. این روند میتواند اثربخشی تحریمها را کاهش داده و کنترل لجستیک را همتراز با کنترل تولید قرار دهد.
این سیستم در حال حاضر بازار را سرپا نگه میدارد، زیرا شوک ناشی از اختلال را جذب کرده و از بروز بحران شدیدتر جلوگیری میکند. با این حال همزمان ریسک را نیز انباشته میکند: هرچه اقتصاد جهانی بیشتر به جریانهایی وابسته شود که بهطور کامل قابل مشاهده، اندازهگیری یا کنترل نیستند، آسیبپذیری آن در برابر شوکهای ناگهانی و غیرقابل پیشبینی افزایش مییابد.
منبع: اویل پرایس
0 دیدگاه