با وجود افزایش خوشبینیها درباره توافق میان ایران و آمریکا، اختلافات اساسی همچنان پابرجاست. مهمترین چالشها شامل توقف یا تداوم غنیسازی، سرنوشت تأسیسات هستهای و نحوه مدیریت ذخایر اورانیوم است.
روز جمعه، فضای مجازی آمریکا، ایران و حتی اسرائیل با پستها و مصاحبههای پیدرپی ترامپ در خصوص رسیدن به توافق با ایران منفجر شد. همزمانی این پستها با اخباری مبنی بر نزدیکی ایران و آمریکا برای رسیدن به یک تفاهمنامه اولیه خوشبینیها را نسبت به نهاییشدن توافق افزایش داد. با این حال، همانطور که در یادداشت دیگری از اندیشکده توضیح داده شد، آمریکا و ایران هنوز از خواستههای اصلی پیش از جنگ خود عقبنشینی نکردهاند. این موضوع، اختلافات بسیاری را بر سر اصول و جزئیات توافق ایجاد کرده است.
ایران با مذاکرهکنندگان آمریکایی توافق میکند یا با جمهوریخواهان واشنگتن؟
نخستین مشکل احتمالاً اختلاف دیدگاه میان دیدگاه مذاکرهکنندگان آمریکایی در اسلامآباد و سایر جمهوریخواهان در واشنگتن است. مطابق گزارشهای غیررسمی آمریکا در مذاکرات توقف 20ساله غنیسازی را مطالبه کرده است. با این وجود، ترامپ دیروز اعلام کرد که ایران به طور دائمی به غنیسازی پایان خواهد داد. بر روی کاغذ، دیدگاههای سیاسی ونس فاصله قابل توجهی با نومحافظهکاران و لابی اسرائیل در واشنگتن دارد. هنگامی که خبر توقف 20ساله غنیسازی منتشر شد، جمهوریخواهان سنا بلافاصله در برابر آن موضع گرفتند. به نظر میرسد در مذاکرات پیشین نیز این مشکل بود که مذاکرهکنندگان ایرانی با ویتکاف و کوشنر به توافقاتی میرسیدند اما در واشنگتن این توافقات رد میشد.
چالش غنیسازی، تأسیسات هستهای و ذخایر اورانیوم
ایران و آمریکا در سه مسئله غنیسازی، سرنوشت تأسیسات هستهای و ذخایر اورانیوم خطوط قرمز متفاوتی دارند. ایران خواستار حفظ حق غنیسازی خود، سالمنگاهداشتن تأسیسات هستهای و رقیقسازی ذخایر (نه انتقال آنها به خارج) است. آمریکا هر سه مورد را تاکنون رد کرده است. همانطور که پیشتر گفته شد این باعث شده است ابتکارهایی نظیر توقف موقت غنیسازی مورد پذیرش قرار نگیرند.
بههمپیوستگی این سه موضوع، اختلاف را پیچیدهتر کرده است. توقف چندینساله غنیسازی به معنای این است که ایران میتواند در آینده تأسیسات هستهای خود را (چه در سطح زمین و چه زیر زمین) احیا کند. اما اگر خواسته آمریکا غنیسازی صفر دائمی و بازگشتناپذیر باشد، تالی منطقی چنین خواستهای برچیدن تأسیسات هستهای است. همچنین آمریکا بر خروج تمامی ذخایر اورانیوم پافشاری میکند، زیرا قصد دارد ایران برای همیشه غنیسازی را متوقف کند، اما ایران خواستار رقیقسازی این ذخایر است، زیرا در صورت بدعهدی آمریکا، با حفظ گزینه غنیسازی میتواند ذخایر رقیقشده را به خلوص بالاتر بازگرداند.
تلاش آمریکا برای کسب پیروزی مطلق باعث میشود هرگونه ابتکار برای ایجاد مصالحه از میان برود. به عنوان نمونه، بنابر گزارشهای غیررسمی، ایران توقف موقت غنیسازی را میپذیرد، اما تنها کمتر از 10 سال. این چیزی نیست که مورد پذیرش جمهوریخواهان باشد. همچنین ایده غنیسازی صفر دائمی اما بازگشتپذیر نیز مطرح است، اما آمریکا و اسرائیل میخواهند برای همیشه ایران را از گزینه ساخت سلاح محروم کنند و به همین دلیل بعید است چنین ابتکاری را بپذیرند.
چالش تنگه هرمز
ایران خواستار بهرسمیتشناختهشدن حاکمیت خود بر تنگه است، اما این موضوع ضربه سنگینی به اعتبار بینالمللی آمریکا وارد خواهد کرد. به همین دلیل و با توجه به نزدیکی به انتخابات میاندورهای و افزایش قیمت سوخت، آمریکا هر اقدامی انجام میدهد تا تنگه را به وضعیت پیش از جنگ بازگرداند. این شامل ارائه مشوقهای اقتصادی یا اقدامات سختگیرانهای نظیر محاصره دریایی ایران میشود. اگرچه مسئله تنگه هرمز در مقایسه با مسئله هستهای پیچیدگی کمتری دارد و رسیدن به مصالحه در آن راحتتر است، اما باز هم یکی از نقاط اختلاف جدی دو طرف را شکل میدهد.
چالش پرداخت غرامت
انتقاد همیشگی ترامپ و جمهوریخواهان به دموکراتها این بود که برجام منابع مالی ایران را برای حمایت ازمحور مقاومت فراهم کرده بود. حال به نظر میرسد یکی از خواستههای اصلی ایران پرداخت غرامت و آزادسازی داراییهای مسدودشده خود است. در صورتی که ترامپ بخواهد چنین خواستهای را بپذیرد، با مخالفتهای جدی از سمت حزب خود مواجه خواهد شد. حتی اگر آمریکا یکی از گزینههای غرامت یا آزادسازی دارایی را بپذیرد، مبلغ قابل توجهی خواهد بود که بر وجهه داخلی دولت ترامپ آسیب خواهد زد. به همین دلیل، ترامپ در یکی از پستهای دیروز خود تأکید کرد که در ازای انتقال ذخایر اورانیوم هیچ پولی به ایران داده نخواهد شد.
چالش تعهد به عدم تجاوز
یکی از شروط دهگانه ایران، دریافت تعهد و تضمینی است که آمریکا دیگر جنگی را علیه کشور آغاز نخواهد کرد. قاعدتاً پذیرش چنین خواستهای از سمت آمریکا به معنای بستهترشدن دست این کشور برای فشار بر ایران است. به همین دلیل، آمریکا در مذاکرات میکوشد از پذیرش چنین خواستهای امتناع کند و مذاکرات بیش از پیش پیچیده میشود.
با وجود افزایش خوشبینیها درباره توافق میان ایران و آمریکا، اختلافات اساسی همچنان پابرجاست. مهمترین چالشها شامل توقف یا تداوم غنیسازی، سرنوشت تأسیسات هستهای و نحوه مدیریت ذخایر اورانیوم است که بههمپیوستهاند و رسیدن به مصالحه را دشوار میکنند. همچنین شکاف میان مواضع داخلی آمریکا و فشار جمهوریخواهان مانع انعطافپذیری واشنگتن است. علاوه بر مسئله هستهای، اختلاف بر سر تنگه هرمز، پرداخت غرامت و تضمین عدم تجاوز نیز پیچیدگی مذاکرات را افزایش داده است. در مجموع، تلاش آمریکا برای کسب امتیازات حداکثری، فضای توافق را محدود و مسیر دستیابی به یک توافق نهایی را دشوار کرده است.
0 دیدگاه