ادامه روند کمبود نیروی انسانی میتواند پیامدهایی مانند افزایش فرسودگی، ترک خدمت، مشکلات روانی و حتی افزایش نرخ خودکشی در میان نیروهای ارتش را به همراه داشته باشد. مجموع این عوامل در نهایت میتواند منجر به فروپاشی کامل ارتش رژیم اسرائيل از درون شود.
مطابق اعلام رسانههای اسرائیل، ایال زمیر، رئيس ستاد کل نیروهای مسلح اسرائیل، در جلسه کابینه امنیتی هشدار داد که ارتش در آینده نزدیک ممکن است توان انجام مأموریتهای محوله خود را از دست بدهد. زمیر در این جلسه خاطر نشان کرد:« دولت، در حالی از ارتش اسرائيل میخواهد که در چند جبهه نبرد کند که نه راهبرد مشخصی وجود دارد، نه مهمات کافی در اختیار نیروها قرار میگیرد و نه نیروی کافی برای نبرد در اختیار ارتش وجود دارد.»
رئیس ستاد کل همچنین خاطر نشان کرد که از ابتدای جنگ ۷ اکتبر تا به امروز، برای برخی از نیروهای ذخیره ارتش بیش از ۷ بار فراخوان صادر شده و این نیروها اکنون به شدت خسته و فرسوده شده اند و دیگر توان مقابله با چالشهای امنیتی رژیم را ندارند. طبیعتا وضعیت نیروهای ثابت ارتش نیز بسیار بدتر است. بر همین اساس، تداوم معافیت حریدیان از خدمت سربازی، یک خطر امنیتی و آسیب جدی برای ارتش اسرائيل خواهد بود.
چالش سربازی حریدیان
پس از انتشار این گزارش، احزاب اپوزیسیون، دولت را به دلیل مماشات با حریدیان و عدم اعزام این افراد به دوره سربازی محکوم کرده و خواستار پایان دادن به این تبعیض شدند. در همین رابطه، یائیر لاپید، رهبر جریان اپوزیسیون، دولت را به نادیده گرفتن هشدارهای رئیس ستاد کل متهم کرده و اعلام کرد که مسئولیت هر فاجعهای که در آینده برای ارتش رژیم رخ دهد، متوجه دولت است، چرا که رئیس ستاد کل با آنها اتمام حجت کرده و دولت نمیتواند از مسئولیت خود شانه خالی کند. نفتالی بنت، نخست وزیر سابق رژیم صهیونیستی نیز اعلام کرد که ارتش اسرائيل برای انجام ماموریتهای خود به حدود ۲۰ هزار سرباز اضافی احتیاج دارد و باید از طریق به خدمت گرفتن حریدیان، این خلا پر شود.
مطابق برخی آمار، حدود ۸۰ هزار حریدی، واجد شرایط برای حضور در خدمت سربازی بوده و جذب آنها میتواند کمبود نیرو در ارتش را جبران نماید. اما این جامعه به شدت با خدمت سربازی مخالف بوده و به راحتی این مسئله را نخواهد پذیرفت. برخی از خاخامهای ارشد جامعه حریدی، خدمت در ارتش را جرم دانسته و به همین دلیل، حتی اگر کسی از جامعه حریدی به شکل داوطلبانه بخواهد وارد ارتش شود، اعضای تندروی این جامعه مانع از حضور آن فرد در ارتش میشوند. مخالفت جماعت حریدی با خدمت سربازی به شکلی است که در بهمن ماه گذشته، حضور دو نیروی زن ارتش اسرائيل در شهر حریدی نشین بنی براک برای دیدار با یک سرباز حریدی سبب شورشی بزرگ در این شهر شد.
چالشهای امنیتی در کرانه باختری
آوی بلوث، رئیس فرماندهی مرکزی اسرائيل در خصوص بحرانهای داخلی ارتش گفت:«سیاستهای دولت در خصوص ساخت شهرکهای جدید در کرانه باختری، فشار سنگینی را بر نیروی انسانی فرسوده از جنگ ارتش وارد کرده است. تصویب این طرحها سبب شده است تا بخش قابل توجهی از توان ارتش، صرف تامین امنیت در کرانه باختری شود.». مطابق گزارشات میدانی، پس از آغاز جنگ اخیر رژیم صهیونیستی علیه ایران، حملات شهرکنشینان افراطی به اعراب و فلسطینیان ساکن در کرانه باختری افزایش یافته است. همین مسئله سبب شده است تا در هفته گذشته، ارتش اسرائيل مجبور شود تا یک گردان پیاده نظام را که قرار بود به مرزهای لبنان اعزام شود، برای تامین امنیت به کرانه باختری منتقل کند. برخی از سران اپوزیسیون، عدم برخورد ایتمار بنگویر، وزیر امنیت داخلی، با شهرک نشینان را، عامل تشدید این حملات اعلام کرده اند. به نظر میرسد بنگویر که دیدگاههای نژادپرستانهای نسبت به اعراب داشته و بدنه اصلی طرفدارانش را طیف شهرکنشینان تندرو تشکیل میدهند، تمایلی به برخورد با این افراد ندارد و همین مسئله سبب شده است تا فشار مضاعفی بر ارتش رژیم صهیونیستی برای تامین امنیت در کرانه باختری ایجاد شود.
تاثیر حملات ایران
با گذشت حدود یک ماه از جنگ ایران با اسرائیل، اکنون مشخص شده است که موشکهای ایرانی به راحتی از سد سامانههای پدافندی اسرائیل عبور کرده و حملات اخیر ایران، به طور واضحی آسیبپذیری سامانههای پدافندی رژیم صهیونیستی را آشکار کرده است. برخی منابع عبری، علت این مسئله را کاهش ذخایر موشکهای رهگیر در اسرائيل اعلام کرده اند. بر خلاف جنگ ۱۲ روزه، در جنگ اخیر، ارتش نرخ دقیق رهگیری موشکهای ایرانی را اعلام نکرده و همین مسئله گمانهزنیها پیرامون کاهش ذخایر موشکهای پدافندی اسرائیل را افزایش داده است. حملات چندین باره ایران به اراضی اشغالی در کنار حملات مداوم حزبالله لبنان سبب شده است تا در طول روز، ساکنان اراضی اشغالی چندین بار مجبور به مراجعه به پناهگاهها شوند. این مسئله خصوصا پس از حملات ایران به مناطق دیمونا و اراد، منجر به افزایش نارضایتیها در برخی مناطق از اراضی اشغالی شده و در روزهای اخیر، اعتراضاتی در این خصوص نیز شکل گرفته است. تداوم این وضعیت در کنار افزایش آمار کشتهها و زخمی شدگان منجر به کاهش تابآوری اجتماعی و افزایش نارضایتیها در اراضی اشغالی خواهد شد. همین مسئله برای نیروهای ارتش رژیم صهیونیستی نیز صادق است. نیروهای ارتش رژیم نیز در حملات ایران مجبور به پناه گرفتن شده و تداوم این مسئله منجر به فرسایش و فروپاشی روانی این افراد نیز خواهد شد. بنابراین، به نظر میرسد تداوم حملات موشکی ایران در کنار تلفات احتمالی ارتش در طی این حملات سبب مشکلات گستردهای برای نیروهای نظامی اسرائیل شده است.
چالش جدی در جبهه لبنان
با بازگشایی جبهه جدید در جنوب لبنان و مقابله ارتش رژیم با حزبالله، اکنون شرایط برای ارتش اسرائيل دشوارتر نیز شده است. ارتش اسرائیل با ورود زمینی به جنوب لبنان، نیروی نظامی گستردهای را به این منطقه گسیل کرده است. بر اساس ادعای برخی منابع، تا کنون ۵ لشکر در شمال اراضی اشغالی مستقر شده و این نیروها با ورود زمینی به جنوب لبنان، در حال مقابله با حملات حزبالله میباشند. راهبرد فعلی مقامات رژیم در جبهه لبنان این است که جنوب لیتانی را به عنوان منطقه امن حفظ کرده و مانع از تحرک نیروهای وابسته به حزبالله در این مناطق شوند. این مسئله نیازمند استقرار طولانی مدت نیروها در این مناطق بوده و منجر به فرسایش بیشتر نیروها خواهد شد. اما حملات سنگین حزبالله به اراضی اشغالی، علیرغم سانسور گسترده ارتش اسرائيل، با حجم بالایی از تلفات و خسارات برای رژیم صهیونیستی همراه شده است. حزب الله لبنان علاوه بر حمله به عمق و شمال اراضی اشغالی، با حمله به مراکز تجمع نیروهای ارتش رژیم و نیز حمله به تانکها و تجهیزات زرهی، خسارات سنگینی را به ارتش اسرائیل تحمیل کرده است. مطابق آمار ارائه شده از سوی حزبالله، این گروه مقاومت تاکنون حداقل ۷۰ تانک و نفربر زرهی ارتش رژیم را مورد اصابت قرار داده و بر همین اساس، پیشبینی میشود که حزبالله، تلفات قابل توجهی به ارتش رژیم وارد آورده است. تداوم درگیری با حزبالله، چالشهای گستردهتری را برای ارتش اسرائیل فراهم کرده و به تشدید بحران نیروی انسانی در ارتش منجر خواهد شد.
وضعیت نیروها در نوار غزه
بر اساس گزارشها، ارتش اسرائیل همچنان در مناطق مرزی نوار غزه حضور نظامی داشته و بخشی از نیروهای ارتش برای حفظ امنیت در مناطق موسوم به منطقه زرد در نوار غزه مستقر هستند. اما به واسطه جنگ اخیر و خصوصا حضور نیروها در جبهه شمالی، بخشی از نیروهای مستقر در نوار غزه به جبهه شمال و نیز جبهه داخلی منتقل شده اند. بنابر برخی گزارشها، اکنون کمبود نیروهای ارتش در نوار غزه سبب شده است تا رژیم اسرائیل نتواند از گروههای متحد خود در این منطقه پشتیبانی کاملی کرده و همین مسئله سبب شده است تا حماس مشکل کمتری برای مقابله با این گروهها داشته باشد و به همین دلیل، اکنون حماس با سرعت بیشتری در حال بازسازی و تقویت خود است.
دولت، متهم ردیف اول
کارشناسان نظامی مقصر اصلی این وضعیت در ارتش را دولت اسرائیل میدانند. این کارشناسان بیان میکنند که برخلاف درخواست ارتش از دولت مبنی بر افزایش طول دوران سربازی از ۳۲ ماه به ۳۶ ماه، دولت در تدارک کاهش مدت دوره سربازی به ۳۰ ماه بوده و نخست وزیر حتی برای جلب رضایت همپیمانان حریدی خود در ائتلاف، هیچ قانونی در خصوص لغو معافیت حریدیان از سربازی را نیز تصویب نمیکند.
در نهایت به نظر میرسد درگیری همزمان ارتش رژیم صهیونیستی با ایران، حزبالله لبنان، انصارالله یمن و استقرار گسترده نیروهای این رژیم در مرزهای لبنان، جنوب سوریه، جولان اشغالی، نوار غزه، کرانه باختری و جبهه داخلی سبب شده است تا نیروهای انسانی ارتش این رژیم به شدت خسته و فرسوده شده و در کنار این مسئله، تلفات گسترده ارتش رژیم در دوره پساطوفانالاقصی و در درگیریهای اخیر در جنوب لبنان سبب شده است تا بخشی از نیروهای ارتش رژیم دچار معلولیت و ناتوانی از خدمت شوند. مجموع این شرایط سبب شده است تا ارتش رژیم با چالشهای گستردهای در خصوص تامین نیروی انسانی مورد نیاز خود مواجه شود. علاوه بر این، افزایش جبهههای جنگ سبب شده تا به دلیل کمبود نیرو، در فواصل زمانی کوتاهی ماموریتهای مختلفی برای گردانها و نیروهای نظامی تعریف شود و این مسئله منجر شده تا سران نظامی رژیم، مسئولان سیاسی را به دلیل اتخاذ تصمیمات شتابزده مورد انتقاد قرار داده و خواستار اتخاذ راهبردها و دستورات مشخص و هدفمند از جانب دولت شوند.
ادامه روند کمبود نیروی انسانی میتواند پیامدهایی مانند افزایش فرسودگی، ترک خدمت، مشکلات روانی و حتی افزایش نرخ خودکشی در میان نیروهای ارتش را به همراه داشته باشد. مجموع این عوامل در نهایت میتواند منجر به فروپاشی کامل ارتش رژیم اسرائيل از درون شود.
0 دیدگاه