حمله زمینی آمریکا به جزایر ایرانی با موانع جدی روبه‌رو خواهد شد. محدودیت‌های لجستیکی، آسیب‌پذیری در برابر حملات موشکی و پهپادی، فرسایش ذخایر تسلیحاتی و دشواری دفاع از جزایر در کنار مخالفت رأی‎‌دهندگان جمهوری‌خواه، هزینه‌های نظانی-سیاسی این اقدام را به‌شدت افزایش می‌دهد.


با گذشت نزدیک به یک ماه از جنگ رمضان، ایران، آمریکا و اسرائیل در آستانه ورود به مرحله جدیدی از نبرد هستند. گزارش‌های غربی متعددی نشان می‌دهند دولت ترامپ در حال بررسی گزینه اشغال زمینی خاک ایران است. چنین اقدامی نه‌تنها درگیری‌ها را تشدید می‌کند، بلکه می‌تواند آن را تبدیل به یک نبرد فرسایشی برای طرفین و باتلاقی برای آمریکا کند. در این میان، این مسئله حائز اهمیت است که آمریکا به چه دلیل به این گزینه نزدیک شده و آیا در آن موفق خواهد بود؟

چه نیروهایی عازم غرب آسیا هستند؟

طبق برخی گزارش‌ها، پنتاگون در حال آماده‌سازی برای اعزام حدود 5 هزار نیروی زمینی به خاورمیانه است. این نیروها ترکیبی از چتربازان ارتش و تفنگداران دریایی هستند. در میان آن‌ها حدود ۱۵۰۰ چترباز از لشکر ۸۲ هوابرد حضور دارند که یکی از مهم‌ترین و نخبه‌ترین یگان‌های رزمی زمینی ارتش آمریکا محسوب می‌شوند. آخرین مأموریت این چتربازان به عملیات اشغال پاناما در 1989 باز می‌گردد. به طور کلی، این لشکر برای تصرف سریع نقاط و مکان‌های کلیدی طرف متخاصم و مستحکم‌سازی آن‌ها برای سایر نیروهای زمینی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

همچنین یگان اعزامی سی‌ویکم تفنگداران دریایی ــ یک نیروی واکنش سریع با حدود ۲۲۰۰ نفر ــ نیز قرار است پس از انتقال دریایی از ژاپن، در همین هفته به خاورمیانه برسد. این یگان از یک واحد رزمی زمینی شامل نیروهای پیاده‌نظام تفنگدار دریایی به همراه خودروهای زرهی و توپخانه، یک بخش رزمی هوایی شامل بالگردها و جنگنده‌های تهاجمی است. مطابق گزارش‌های غیررسمی، پنتاگون در حال بررسی اعزام 10هزار نیروی دیگر به منطقه است، هرچند این رقم ممکن است در واقعیت بیشتر باشد.

هدف؛ کدام جزیره؟

در دو هفته اخیر اخبار متعددی راجع به برنامه آمریکا برای تصرف جزایر ایرانی مطرح شده است. پیش از هر چیز، باید دانست که ترامپ گزینه اشغال جزایر را به عنوان اهرم فشاری جهت بازکردن تنگه هرمز می‌بیند. آمریکا و اسرائیل موفقیت‌های عملیاتی متعددی در ایران کسب کرد‌ه‌اند، اما نه تنها هیچ دستاورد راهبردی در خصوص برنامه موشکی، هسته‌ای و منطقه‌ای ایران نداشته‌اند، بلکه ایران یک کارت بازی جدید به نام تنگه هرمز خلق کرده است. در چنین وضعیتی، آمریکا -که اقتصادش به دلیل محدودیت تردد در تنگه هرمز تحت فشار است- دست بالایی در مذاکرات آتش‌بس ندارد. به همین دلیل، ترامپ به دنبال اشغال یکی از جزایر ایران است تا بتواند در مذاکرات آتش‌بس، یک کارت بازی در برابر تنگه هرمز به‌دست آورد.

البته به دشواری می‌توان از اینکه کدام یکی از جزایر هدف آمریکا خواهد بود صحبت کرد. تاکنون اخبار متعددی راجع به جزیره خارک -میزبان پایانه‌ صادرات 90% نفت ایران- منتشر شده است. با این وجود، اشغال چنین جزیره‌ای احتمال پایینی دارد. دولت آمریکا تاکنون از حمله به نفتکش‌های ایرانی خودداری کرده است، زیرا نمی‌خواهد مسئله قیمت نفت و سوخت وخیم‌تر شود. جزیره لارک نیز یکی از گزینه‌های جدی برای افزایش تسلط بر تنگه است، البته برای آمریکا، چالش نزدیکی به سواحل ایران را دارد. گزینه‌ محتمل‌تر، یک یا همه جزایر سه‌گانه است. فاصله این جزایر از سواحل ایران، نزدیکی به تنگه هرمز و همراهی بازیگران باانگیزه‌ای همچون امارات احتمال حمله جزایر مذکور را بالا می‌برد.

چالش‌های راهبردی و عملیاتی اشغال جزایر

آمریکا در سطح راهبردی و عملیاتی با چالش‌های جدی برای اشغال جزایر مواجه است. در سطح راهبردی، پیاده‌کردن نیروی زمینی ایران را وادار به تسلیم نخواهد کرد. آمریکای ترامپ از سال 2017 چندین‌بار با واردکردن ضربات اقتصادی و نظامی متعدد کوشیده به این هدف دست یابد، اما محقق نشده است. علاوه بر این، ایران هنوز به سراغ گزینه‌های نظیر مین‌گذاری تنگه هرمز و ورود انصارالله به جنگ با کشورهای عرب نرفته است. افزون بر این، مطابق نظرسنجی‌ها، حتی بخش قابل توجهی از پایگاه رأی ترامپ نیز با حمله زمینی مخالف است و از این جهت فشار سیاسی بالایی به ترامپ وارد خواهد شد.

در سطح عملیاتی نیز دشواری‌های متعددی وجود دارد، به اندازه‌ای که اندیشکده نومحافظه‌کار بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها آن را تله‌ای برای آمریکا می‌داند.[1] اگرچه جغرافیای پست و هموار جزایر ایرانی می‌تواند به آمریکا برای اشغال سریع آن کمک کند، اما نگهداری جزیره و حفاظت از نیروها امری است که جنگ بر سر جزایر را تبدیل به یک باتلاق برای آمریکا می‌کند.

الف) چالش لجستیک

نخستین چالش آمریکا، لجستیک است. به گزارش نیویورک‌تایمز، طی حدوداً یک ماه گذشته 13 پایگاه آمریکایی در منطقه به شدت آسیب دیده و غیر قابل استقرار شده‌اند.[2] در این صورت، پشتیبانی مداوم از نیروهای زمینی مستقر در جزایر به چالشی اساسی بر خواهد خورد. پایگاه‌های آمریکا در خلیج فارس برای سربازان این کشور ناامن هستند که ارتش این کشور را مجبور می‌کند به دنبال مکان‌های جایگزین باشد. هرچند این گزینه نیز خطرات خود را دارد؛ زیرا آسیب‌پذیری آن‌ها را در برابر حملات موشکی و پهپادی حفظ می‌کند. با در نظر گرفتن اینکه جزایر ایرانی علی‌رغم دوری و نزدیکی نسبی‌شان به سواحل ایران، باز هم برای در دسترس‌تر هستند، اشغال آن‌ها برای آمریکا سخت‌تر خواهد شد.

به طور کلی جغرافیای جزیره، آن را برای دفاع دشوار می‌کند. آمریکا در جنگ‌های مشهور خود همچون عراق و افغانستان می‌توانست به استقرار نیروهای جدید تداوم بخشد، زیرا عملیات نظامی در کشورهایی با دسترسی‌های زمینی کافی انجام می‌شد. آمریکا می‌توانست با امن‌کردن بخشی از خاک کشور متخاصم و ایجاد پایگاه‌های نظامی، پشتیبانی مداوم از نیروها را برای خود آسان‌تر کند. اما یک جزیره توسط آب احاطه شده است و در وضعیت کنونی خلیج فارس، نزدیک‌ترین پایگاه‌های کلیدی اطراف جزایر ایرانی خالی از سرباز نیز هستند.

ب)چالش پدافندی

مسئله پدافند، چالش دوم آمریکا است. پایگاه‌هایی که تاکنون در سرتاسر منطقه مورد هدف قرار گرفته‌اند، از سامانه‌های پدافندی تاد و پاتریوت بهره‌مند بودند، اما یا ذخایر آن‌ها رو به اتمام است یا به دلیل اصابت موشک به رادارهای آن‌ها (مخصوصاً سامانه تاد) عملاً ناتوان از دفاع هستند. حال باید پرسید، نیروهای آمریکایی که جزیره را اشغال کرده‌اند، بدون سامانه‌های پدافندی چگونه می‌توانند در برابر حملات ایران از خود دفاع کنند؟ آمریکا برای انجام چنین کاری نیاز به ارسال مجدد سامانه‌های پدافندی از دیگر مناطق حساس جهان، یعنی شرق آسیا و اروپا دارد که برای متحدان راهبردی این کشور خطرناک خواهد بود. ریچارد هاس، رئیس پیشین شورای روابط خارجی، هفته گذشته گفت که هرگونه عملیات در خارگ احتمالاً «بیش از پیش ذخایر موشکی آمریکا را تحلیل خواهد برد.»[3]

ج) چالش پشتیبانی هوایی و تهاجمی

البته بحث ذخایر، تنها محدود به موشک‌های پدافند نمی‌شود. بنابر تحلیل کارشناسان، دفاع از چند هزار سرباز در جزیره خارک، نیازمند پشتیبانی هوایی در محدوده‌ای به وسعت 100 مایل در اطراف جزیره و همچنین سرکوب مداوم تأسیسات موشکی/پهپادی جنوب کشور است. آمارهای منتشر شده نشان می‌دهند ذخایر موشک‌های تهاجمی آمریکا به سرعت در حال مصرف‌شدن هستند. به عنوان نمونه، آمریکا تاکنون بیش از 800 موشک کروز را برای حمله به ایران استفاده کرده که حتی از «عملیات آزادسازی عراق» بیشتر است.[4] احتمال پایینی دارد که ایران پس از اشغال جزیره تسلیم ترامپ شود و نبرد زمینی در کنار حملات موشکی/پهپادی ادامه خواهد داشت. در این صورت، آمریکا باید ذخایر موشک‌های هوا به سطح و سطح به سطح خود را جهت تداوم عملیات‌های تهاجمی و پشتیبانی از نیروهای زمینی برای چندین ماه آماده کند.

د) چالش فقدان عنصر غافلگیری

چالش چهارم، فقدان عنصر غافل‌گیری است. ایران کاملاً آگاه به جدی‌بودن سناریوی اشغال‌ جزایر است. به گزارش سی‌ان‌ان، ایران مدت‌ها در حال تقویت امکانات دفاعی در جزایر خود بوده است.[5] در این صورت، حتی سناریوی اشغال سریع جزیره هم در هاله‌ای از ابهام خواهد بود.

 

حمله زمینی آمریکا به جزایر ایرانی با موانع جدی روبه‌رو خواهد شد. محدودیت‌های لجستیکی، آسیب‌پذیری در برابر حملات موشکی و پهپادی، فرسایش ذخایر تسلیحاتی و دشواری دفاع از جزایر در کنار مخالفت رأی‎‌دهندگان جمهوری‌خواه، هزینه‌های نظانی-سیاسی این اقدام را به‌شدت افزایش می‌دهد. در عین حال، چنین حمله‌ای بعید است ایران را به عقب‌نشینی وادار کند و می‌تواند دامنه جنگ را گسترش دهد. در نتیجه، این سناریو بیش از آنکه یک دستاورد راهبردی برای آمریکا باشد یا ایران را وادار به تسلیم کند، خطر گرفتارشدن در یک جنگ فرسایشی و پرهزینه را برای آمریکا به همراه دارد.

 

[1]- https://www.fdd.org/analysis/op_eds/2026/03/26/why-seizing-irans-kharg-island-could-be-a-trap-of-americas-own-making/

[2]- https://www.nytimes.com/2026/03/25/us/politics/iran-us-bases.html

[3]- https://www.cnn.com/2026/03/26/middleeast/kharg-island-us-assault-risk-trump-intl

[4]- https://www.cbsnews.com/news/u-s-tomahawks-iran-war-faster-than-stockpile-refilled/#:~:text=One%20of%20the%20sources%20said,reported%20by%20the%20Washington%20Post.

[5]- https://edition.cnn.com/2026/03/25/politics/iran-kharg-island-us-military-ground-troops


اندیشکده تهران


0 دیدگاه

logo

ارسال دیدگاه