باتوجه به قابلیتها و توانمندیهای نیروهای مسلح ایران در زمینههای مختلف موشکی، پهپادی، شناورهای تندرو، زیر دریاییها، مینها، جنگ الکترونیک و پایگاههای ساحلی و جزیرهای، ایران از توان قابل توجهی برای قدرتافکنی در خلیج فارس، دریای عمان و دریای عرب برخوردار است.
تشدید تنش بین ایران و آمریکا و تهدیدات مکرر دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا درباره حمله نظامی به ایران در صورت عدم پذیرش خواستههای نامشروع و غیرمنطقی واشنگتن مانند غنیسازی صفر، نابودی یا انتقال ذخایر اروانیوم غنیشده، اعمال محدودیتهای جدی بر توانمندی موشکی و قطع کمک به محور مقاومت در منطقه موجب شده تا غرب آسیا بیش از هر زمان دیگری در سالهای اخیر در معرض نبردی گسترده و منطقهای قرار بگیرد. در این میان اعزام ناو گروه آبراهام لینکلن و استقرار آن در دریای عرب در کنار اعزام هواپیماهای تخصصی مانند آرسی-135 و اییاف-18 گراولر که وظیفه جمعآوری اطلاعات و جنگ الکترونیک را بر عهده دارند بیش از پیش بر قصد آمریکا برای درگیری نظامی با ایران صحه مینهند. ورود ناو هواپیمابر یواساس آبراهام لینکلن و ناوشکنهای موشکانداز هدایتشونده همراه آن به محدوده سنتکام در 6 بهمن (26 فوریه)، به ایالات متحده این امکان را میدهد که به ایران حمله کند، بهخصوص که کشورهای عربی خلیج فارس اعلام کردهاند که با وجود میزبانی از پایگاههای نظامی آمریکا، از مشارکت در هرگونه حمله به ایران خودداری می کنند. سئوالی که مطرح میشود توانمندیهای رزمی ایران برای مقابله با آمریکا به خصوص ناوگروه آبراهام لینکن و نیز ناوهای مستقر در ناوگان پنجم آمریکا در بحرین است.
توان رزم دریایی ایران
توانمندیهای رزمی ایران برای مقابله با ناوهای آمریکایی در منطقه را باید در قالب یک منظومه چندلایه و ترکیبی بررسی کرد. ایران طی دو دهه گذشته بهجای اتکا به جنگافزارهای کلاسیک، بر توسعه ابزارهایی تمرکز کرده که بتوانند هزینه هرگونه اقدام نظامی علیه کشور را افزایش دهند. این رویکرد که در ادبیات نظامی به «نبرد نامتقارن» شناخته میشود، بر استفاده از نقاط ضعف دشمن و بهرهگیری از مزیتهای جغرافیایی، تاکتیکی و فناورانه استوار است. در این راستا توانمندیهای رزمی نیروهای مسلح ایران برای مقابله با ناوهای آمریکایی، بر پایه ترکیبی از موشکهای دوربرد، پهپادهای شناسایی و رزمی، قایقهای تندرو، مینهای دریایی، زیردریاییهای کوچک، جنگ الکترونیک و بهرهگیری از جغرافیای خاص منطقه استوار است. این مجموعه یک شبکه چندلایه ایجاد میکند که هدف آن دشوارسازی عملیات دشمن و افزایش هزینه هرگونه اقدام نظامی است. چنین ساختاری، با وجود محدودیتها و چالشها، توانسته نوعی توازن بازدارندگی در منطقه ایجاد کند. در این چارچوب، مقابله با ناوهای هواپیمابر و ناوگروههای آمریکایی در خلیج فارس و دریای عمان، یکی از محورهای اصلی دکترین دفاعی ایران محسوب میشود. هدف اصلی ایران از توسعه این توانمندیها، ایجاد بازدارندگی و افزایش هزینه اقدام نظامی برای طرف مقابل و نه آغاز یک درگیری گسترده است.
سناریوی مقابله
در سناریوی مقابله با ناوگروه لینکلن، ایران میتواند از یک الگوی چندلایه استفاده کند؛ موشکهای بالستیک برای حمله از بالا با سرعت بسیار زیاد، موشکهای کروز برای نفوذ در ارتفاع پایین، و موشکهای کوتاهبرد برای درگیری در فواصل نزدیک. این تنوع باعث میشود ناوگروه آمریکایی با حجم بالایی از تهدیدات همزمان روبهرو شود و سامانههای دفاعی آن تحت فشار قرار گیرد. هدف اصلی چنین ساختاری، افزایش هزینه هرگونه اقدام نظامی و ایجاد بازدارندگی مؤثر است.
1.توانمندی موشکی
توانمندی موشکی ایران در سالهای اخیر به یکی از ارکان اصلی بازدارندگی کشور تبدیل شده است. یکی از مهمترین عناصر این توانمندی، شبکه گسترده موشکهای بالستیک و کروز دریایی است. ایران طی سالهای اخیر انواع موشکهای ضدکشتی با بردهای متفاوت تولید کرده که برخی از آنها توانایی حمله از فواصل دور و خارج از برد پدافند ناوهای آمریکایی را دارند. در سناریوهای احتمالی مقابله با ناوگان آمریکا، بهویژه ناوگروههایی مانند ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن، نقش محوری دارد. ساختار موشکی ایران بر پایه تنوع، تحرک، بردهای مختلف و قابلیت حمله از زوایای گوناگون شکل گرفته است؛ مجموعهای که میتواند برای شناورهای بزرگ و پرهزینه آمریکا چالشهای جدی ایجاد کند.
2.موشکهای بالستیک ضد کشتی
توسعه موشکهای بالستیک ضدکشتی مانند خلیج فارس و هرمز که با سرعتهای بسیار بالا حرکت میکنند، چالشهای جدیدی برای سامانههای دفاعی ناوهای آمریکایی ایجاد می کنند. موشک خلیج فارس بهعنوان یکی از نخستین نمونههای بالستیک ضدکشتی ایران، با سرعت بالا و مسیر غیرقابل پیشبینی، برای هدف قرار دادن شناورهای بزرگ طراحی شده است. موشک هرمز نیز در دو نسخه هرمز 1 و هرمز 2، با قابلیتهای ضد رادار و ضدکشتی، بخشی از همین خانواده محسوب میشود. این موشکها به دلیل سرعت بسیار زیاد در مرحله نهایی، رهگیری توسط سامانههای دفاعی ناوهای آمریکایی را دشوار میکنند.
3.موشکهای کروز ضد کشتی
در کنار موشکهای بالستیک، ایران مجموعه گستردهای از موشکهای کروز دریایی را نیز توسعه داده است. موشکهای کروز ضد کشتی مانند قادر، نور، کوثر و نمونههای جدیدتر، بخشی از این مجموعه هستند. این موشکها با بهرهگیری از سامانههای هدایت پیشرفته، سرعت بالا و قابلیت پرواز در ارتفاع کم، میتوانند تهدیدی جدی برای شناورهای بزرگ محسوب شوند. موشک نور که از نمونههای شناختهشده و عملیاتی است، با برد حدود 120 تا 200 کیلومتر، سالهاست در یگانهای ساحلی و دریایی ایران بهکار گرفته میشود. موشک قادر با برد افزایشیافته، نسخه پیشرفتهتری از نور محسوب میشود. موشکهای کوثر، نصر و ظفر نیز برای درگیری در بردهای کوتاهتر طراحی شدهاند و میتوانند از شناورهای کوچک، بالگردها یا سکوهای ساحلی شلیک شوند. در سالهای اخیر، موشکهای کروز دوربردتری مانند سومار و هویزه نیز معرفی شدهاند که با بردهای چندصد کیلومتری، امکان هدفگیری از فواصل دورتر را فراهم میکنند. موشکهای کروز ضدکشتی جدیدتر مانند ابومهدی با برد بیش از هزار کیلومتر، توان ایران را در پوشش مناطق وسیع دریایی افزایش دادهاند. این موشکها با پرواز در ارتفاع بسیار کم و مسیرهای پیچیده، برای سامانههای دفاعی ناوهای آمریکایی تهدیدی جدی به شمار میروند. ترکیب این موشکها با شبکه پهپادی شناسایی، امکان ایجاد یک زنجیره هدفگیری نسبتاً دقیق را فراهم میکند.
4.پهپادهای ایرانی
در کنار توان موشکی، پهپادهای رزمی و شناسایی ایران به خصوص پهپادهای دوربرد مانند شاهد 149و فطروس نیز نقش مهمی در این معادله دارند. پهپادهایی با قابلیت پرواز طولانی، جمعآوری اطلاعات، رهگیری اهداف دریایی و حتی اجرای حملات دقیق، بخشی از شبکهای هستند که میتواند در صورت بروز درگیری، اطلاعات لحظهای از موقعیت ناوهای دشمن فراهم کند. ترکیب پهپادهای شناسایی با موشکهای ضدکشتی، یک زنجیره هدفگیری نسبتاً کامل ایجاد کرده که امکان حمله دقیقتر را فراهم میسازد. پهپادهای انتحاری نیز در سناریوهای نبرد نامتقارن میتوانند نقش مکمل داشته باشند و با هزینه کم، تهدیدی مستمر ایجاد کنند.
5.قایق های تندرو
نیروی دریایی سپاه پاسداران نیز یکی از عناصر کلیدی در این ساختار است. این نیرو با اتکا به تاکتیکهای شناختهشده «نبرد قایقهای تندرو»، توانسته یک الگوی متفاوت از مقابله با ناوهای بزرگ ایجاد کند. قایقهای تندرو با سرعت بالا، قابلیت مانور زیاد و امکان حمل موشک، راکت، اژدر یا حتی پهپادهای کوچک، میتوانند در محیط محدود و پیچیده خلیج فارس، تهدیدی جدی برای ناوهای بزرگ ایجاد کنند. این تاکتیک بر اساس اشباع دفاعی عمل میکند؛ یعنی تعداد زیاد اهداف کوچک و سریع، سامانههای دفاعی ناوهای بزرگ را تحت فشار قرار میدهد و احتمال نفوذ حملات را افزایش میدهد.
6.مینهای دریایی
مینهای دریایی نیز یکی دیگر از ابزارهای مهم در دکترین دفاعی ایران هستند. مینریزی در مسیرهای احتمالی حرکت ناوهای دشمن، میتواند سرعت عملیات آنها را کاهش دهد، مسیرهای حرکتی را محدود کند و ریسک درگیری را افزایش دهد. با توجه به عرض کم برخی نقاط خلیج فارس، مینهای دریایی میتوانند نقش بازدارنده قابل توجهی داشته باشند. ایران انواع مینهای هوشمند، کفنشین و تماسی را در اختیار دارد که در سناریوهای مختلف قابل استفادهاند.
7.ناوگان زیر دریایی
توان زیردریاییهای ایران نیز در این چارچوب قابل توجه است. زیردریاییهای کلاس غدیر، فاتح و کیلو به ترتیب تناژ از قابلیت عملیاتی بالاتری برخوردارند، هرچند از نظر اندازه و فناوری با زیردریاییهای پیشرفته جهان قابل مقایسه نیستند، اما برای محیط عملیاتی خلیج فارس مناسب طراحی شدهاند. این زیردریاییها با قابلیت حمل اژدر، موشکهای کروز و مینهای دریایی، میتوانند در عملیاتهای پنهانی نقش مهمی ایفا کنند. حضور یک زیردریایی کوچک و کمصدا در محیط محدود خلیج فارس، چالشی جدی برای ناوهای بزرگ محسوب میشود.
8.جنگ الکترونیک
سامانههای جنگ الکترونیک نیز بخشی از توانمندیهای ایران در مقابله با ناوهای آمریکایی هستند. ایجاد اختلال در رادارها، سامانههای ارتباطی و هدایت تسلیحات دشمن، میتواند کارایی ناوهای پیشرفته را کاهش دهد. ایران طی سالهای اخیر سرمایهگذاری قابل توجهی در این حوزه انجام داده و نمونههایی از توانمندیهای جنگ الکترونیک خود را در موارد مختلف نشان داده است. علاوه بر آن اکتساب سامانههای جنگ الکترونیک جدید از روسیه و بلاروس توان ایران در این زمینه را توسعه داده است. هر چند باید توجه داشت که آمریکا نیز در قالب شناورهای سطحی و هواپیماهای جنگ الکترونیک از توان هشدار دهنده ای برخوردار است.
9.شبکه پایگاههای ساحلی و جزیرهای
یکی دیگر از ابعاد مهم این توانمندی، شبکه گسترده پایگاههای ساحلی و جزایر استراتژیک ایران در خلیج فارس است. جزایری مانند ابوموسی، تنب بزرگ، تنب کوچک، قشم، لارک و سایر نقاط ساحلی، بهعنوان پایگاههای موشکی، پهپادی و دریایی عمل میکنند. این پراکندگی جغرافیایی باعث میشود که ناوهای آمریکایی در صورت بروز درگیری، با طیف وسیعی از تهدیدات از جهات مختلف روبهرو شوند. علاوه بر این، ایران از مزیت جغرافیایی تنگه هرمز بهره میبرد؛ گذرگاهی باریک و حیاتی که کنترل آن میتواند نقش مهمی در معادلات منطقهای داشته باشد.
10برتری شناختی
در کنار توانمندیهای سختافزاری، باید به تجربه عملیاتی و شناخت محیطی نیروهای ایرانی نیز توجه کرد. نیروهای مسلح ایران طی دهههای اخیر درگیر انواع عملیاتهای دریایی، موشکی و پهپادی بودهاند و شناخت دقیقی از جغرافیا، جریانهای آبی، نقاط کور راداری و مسیرهای احتمالی حرکت ناوهای دشمن دارند. این تجربه میتواند در شرایط واقعی نبرد، مزیت مهمی ایجاد کند.
جمع بندی
باتوجه به قابلیتها و توانمندیهای نیروهای مسلح ایران در زمینههای مختلف موشکی، پهپادی، شناورهای تندرو، زیر دریاییها، مینها، جنگ الکترونیک و پایگاههای ساحلی و جزیرهای، ایران از توان قابل توجهی برای قدرتافکنی در خلیج فارس، دریای عمان و دریای عرب برخوردار است. با این حال، نباید توان دشمن را نیز نادیده گرفت. ناوهای آمریکایی نیز از پیشرفتهترین سامانههای دفاعی جهان برخوردارند. در کنار ناوهواپیمابر آبراهام لینکلن که حاوی حدود 90 فروند هواپیمای جنگنده از انواع مختلف اف -18 و اف- 35 است که خود قدرت هوایی ضربت و تهاجمی قابل توجهی محسوب می شود، شناورها و زیر دریاییهای ناوگروه لینکلن نیز دارای صدها فروند موشک کروز هستند. در عین حال سامانههایی مانند سامانه دفاع هوایی و ضد موشکی ایجیس، موشکهای رهگیر، قابلیتهای جنگ الکترونیک پیشرفته، هواپیماهای گشت دریایی و پهپادهای شناسایی، همگی بخشی از توان دفاعی ناوهای آمریکایی چه در ناوگان پنجم و چه در ناوگروه آبراهام لینکلن هستند. بنابراین، هرگونه درگیری احتمالی میان دو طرف، بسیار پیچیده، پرهزینه و غیرقابل پیشبینی خواهد بود و نتیجه هر نبردی بین ایران و آمریکا در پهنه خلیج فارس، دریای عمان و دریای عرب به عوامل بسیار متعدد، پیچیده و غیر قابل پیشبینی بستگی خواهد داشت.
0 دیدگاه